داوطلب عبور از ميدان مين - به ياد شهيد داود دانايي

کد خبر: ۱۱۷۵۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۸۷ - ۲۰:۳۵ - 04July 2008
زمستان 62 آبادان منطقه بريم (قبل از عمليات خيبر) در يك مدرسه راهنمايي بوديم . من در آن موقع حدود 15 ساله بودم . هنوز چشمهايم به درستي باز نشده بود كه خود را با لباس كامل و پوتين در صف گروهان ديدم و بعد از دستور نظام گفتند بشينيد.
بچه هاي گروهان فلق از گردان امام حسين (ع ) جمعي تيپ 15 تكاوري امام حسن مجتبي (ع ) بودند كه خيلي ها هنوز داشتند با خودشون كلنجار ميرفتند كه خواب از سرشون بپره اما نيازي به اين كارها نبود چون شهيد دانايي يك سوالي كرد كه ....
شهيد داوود دانايي گفت : برادران عزيز همه ميدونيم هدف ما پيروزي اسلام و ايران عزيزه و ما هم جان بر كف در اين منطقه اومديم و همه خطرات رو بجان خريديم درسته . خب الان به ما اطلاع دادند در منطقه و خط مقدم براي باز كردن معبر ميدان مين مشكل پيدا كردند چند نفر نياز داريم كه داوطلبانه وارد معبر بشوند و احتمال برخورد با مين زياده اونايي كه داوطلب ميشن دستشون رو ببرن بالا.
سكويي بر گروهان حاكم شد و ما تا اومديم فكر كنيم آخه كي عمليات شد كه ما نفهميديم شهيد دانايي دوباره گفت چرا ساكتيد.
البته يكي از بچه ها كه فاميلش دقيقا يادم نيست و آرپي جي زن خيلي خوبي هم بود بدون مكث دستشو برد بالا ولي خب چند ثانيه طول كشيد كه همه گروهان دستشونو بلند كردند . فرمانده گروهان 10 نفر رو خودش انتخاب كرد و به همراه يك بيسيم چي و دو سه نفر از كادر گردان دستور حركت دادند. حال تصور كنيد چه حالي بر بچه هايي كه جزو اين ده نفر بودند و بچه هايي كه ماندند حاكم بود بعضي ها كه ماندند اشك مي ريختند. راستي من جزو اون ده نفر بودم . راه افتاديم و در اون تاريكي شب ما رو يه مسافتي پياده بردند و نزديك يكي از مقرها دستور ايست دادند و فرمانده با بيسيم در حال صحبت با كسي بود كه مي گفت مسافرا تو راهن . بعد ادامه داد خب پس مشكلي نيست يا حسين .
بعد رو به ما كرد و گفت بچه ها معبر باز شده و برگرديد گردان . من يادم نيست دقيق چه حالي داشتم ولي فكر مي كردم دارم خوب ميبينم . وقتي برگشتيم مقر گردان تمام بچه ها به استقبال ما اومدن و ديگه كسي نخوابيد. بچه هاي خوب بهبهاني مشغول به نماز شب و مناجات با معشوق خود شدند. صبح شد و مراسم صبحگاه برگزار شد برادر يوسف حميدي فرمانده گردان پشت تريبون ميدون صبحگاه اومد و گفت : من به شما بسيجيان مخلص و رزمندگان دلاور افتخار ميكنم و از اينكه فرمانده اين گردان و اين نيروهاي شجاع هستم بخودم ميبالم . برنامه ديشب يك تكنيك فرماندهي بود براي آزمايش شما و فرمانده گروهان شما مطمئن شد كه شما نيروهايي هستيد كه هيچ گاه از مرگ در راه دين و كشور ترسي نداريد. كه در اين لحظه صداي خنده و شعف بچه ها بلند شد و همه تكبير مي گفتند. بعد از صبحگاه خدمت فرمانده گروهان هم رسيدند كه ديگر از اين تكنيك ها بكار نبرد. ياد شهيد داوود دانايي فرمانده رشيد و دلاور بهبهان گرامي باد.
زيرنويس عكس :
شهيد داود دانايي جانشين فرمانده گردان فجر و سردار شهيد حبيب الله شمايلي ; قائم مقام فرمانده لشكر 7 ولي عصر(عج )
بچه ها گروهان فلق از گردان امام حسين (ع ) جمعي تيپ 15 تكاوري امام حسن مجتبي (ع ) بودند كه خيلي ها هنوز داشتند با خودشان كلنجار مي رفتند كه خواب از سرشان بپرد اما نيازي به اين كارها نبود

روزنامه جمهوري اسلامي


 
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین