"امير خستگيناپذير" به چاپ دوم رسيد
اين عمليات از دهم ارديبهشتماه 1361 به مدت 26 روز در جنوب غربى اهواز انجام شد و علاوه بر پايان دادن به 19 ماه اشغال نظامي، بخشهاى زيادى از استان خوزستان و وارد کردن ضربه اى قاطع به نيروهاى متجاوز عراقي، حيثيت و اعتبار نيروهاى جمهورى اسلامى ايران را در جهان افزايش داد و کارشناسان نظامى و دستگاههاى تبليغاتى جهان را وادار ساخت که براى اولين بار پس از شروع جنگ تحميلي، به توان نظامى کشورمان در مقابله با تهاجم رژيم کاملا مسلح عراق اعتراف کنند. ارتش جمهورى اسلامى ايران به همراه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروهاى بسيج مردمى و جهاد سازندگى با تمام توان خود در اين عمليات مشارکت داشت که در اين مقاله به بررسى اجمالى فعاليتهاى انجام شده توسط نيروهاى سه گانه ارتش جمهورى اسلامى ايران در اين عمليات و دوران قبل از آن، يعنى اولين تهديدها و تهاجمات ارتش عراق به منطقه مرزى خرمشهر مىپردازيم؛
ساخت استحکامات مرزى توسط ارتش
با شدت گرفتن اختلافات ارضى ايران و عراق بر سر مسئله مرز آبى و حقوق کشتيرانى دو کشور در اروندرود، سرانجام موافقت نامه الجزاير در سال 1975 م (1353 ش) به امضاى طرفين رسيد و تقريبا اختلافات پايان يافت. اما از همان زمان، با توجه به اينکه اوضاع منطقه چندان ثباتى نداشت و عراق هم در دعاوى ارضى خود، بيشترين تاکيد را در مورد اروند رود مىکرد، تدابير دفاعى جهت جلوگيرى از تجاوزات احتمالى عراق در منطقه خرمشهر و اهواز مورد مطالعه قرار گرفت. پس از بررسى و مطالعات زياد، سرانجام ايجاد استحکامات در آن منطقه مرزى و استقرار نيروهاى تامينى به منظور کند يا متوقف کردن دشمن و پيش بينى يک نيروى ضربتى کافى براى عکسالعمل سريع در مقابل نيروهاى دشمن متجاوز و انهدام آنان (به عنوان يک عامل بازدارنده) انتخاب شد و در اولين قدم، طرح ايجاد تاسيسات دژ طلائيه تا شلمچه تهيه گرديد. بر اساس اين طرح، سه خط دژ شامل خط اول به تعداد 29 دژ در فاصله سه کيلومترى از خط مرز بينالمللى دو کشور، خط دوم به تعداد 18 دژ در فاصله شش کيلومترى و خط سوم به تعداد 12 دژ در فاصله 9 کيلومترى از مرز احداث شد. هر دژ شامل دو سکوى جنگ افزار ضد تانک، يک موضع تيربار سنگين و يک پناهگاه براى نفرات بود و يک گردان ويژه به نام گردان دژ براى نگهدارى اين موضع سازمان داده شد که قسمت اصلى اين گردان هم شامل 120 دستگاه تفنگ 106 م م ضد تانک و حدود 1300 نفر نيروى انسانى بود.
اولين درگيرىهاى ارتش با نيروهاى عراقى در خرمشهر
از اوايل سال 1358، درگيرىهاى پراکندهاى بين پاسگاههاى مرزى ايران و عراق روى داد که گزارش اين درگيرىها از طريق فرماندهان ارتش در آن منطقه به مقامات بالاتر ارسال مىشد. در اوايل شهريور ماه 1359، اين درگيرىها شدت بيشترى يافت و اين درحالى بود که نيمى از توان ارتش جمهورى اسلامى ايران در منطقه شمال غرب مشغول نبرد با عناصر ضد انقلاب و گروهک هاى مختلف بود و حوادث ناشى از انقلاب، تسويه نيروهاى نظامى بخصوص فرماندهان ارشد، کاسته شدن دوره خدمت سربازي، جابجايى نيروها و عوامل متعدد ديگر، قدرت دفاعى ايران را بسيار کاهش داده بود. در 1359/6/16 منطقه خان ليلى به تصرف ارتش عراق درآمد و چند روز بعد، منطقه ميمک، پاسگاههاى رشيديه، چيلات، بيات و ارتفاع گيسکه اشغال شد.(1)
با وقوع اين حوادث که نشان از احتمال حمله سراسرى عراق بود، نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران، يک طرح عملياتى پدافندى تهيه و به لشکر 92 زرهى خوزستان ابلاغ کرد که بر اساس اين طرح، لشکر 92 زرهى در منطقه خوزستان مىبايست پدافند نموده، پيشروى دشمن را سد کرده و پس از وارد کردن لشکرهاى 21 پياده از تهران و 16 زرهى از قزوين به منطقه جنوب، آفند متقابل عليه دشمن را آغاز مىکرد.(2)
لشکر 92 زرهى که در اين زمان به دليل درگيرى با مشکلات عديده و اوضاع کشور، کارآيى رزمى آن تقليل رفته بود، با دريافت ماموريت مذکور در 20 شهريور ماه، به گردان دژ که آن نيز در اين زمان کارآيى خود را در سطح وسيعى از دست داده بود دستور داد دژهاى مرزى را از شماره 1 تا 19 اشغال کرده و تيپ يک زرهى خود را به همراه يک، يکان توپخانه 175 م م به منطقه عمومى خرمشهر تغيير مکان دهد. پاسگاه هاى مرزى ژاندارمرى نيز به وسيله پاسداران تقويت و دفاع از خرمشهر و آبادان به عهده منطقه سه دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران و نيروهاى مردمى مستقر در اين منطقه محول شد. اما در مجموع، کليه اين اقدامات به هيچ وجه نمىتوانست جوابگوى تهديدات وسيع دشمن باشد و در 31 شهريور ماه، درحالى که درگيرى در کليه پاسگاههاى مرزى دو کشور در سراسر خط مرز ايران و عراق ادامه داشت، نيروى هوايى عراق به طور غير منتظرهاى اکثر پايگاههاى نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران از غرب ايران تا خوزستان، فرودگاه مهرآباد و شهرهاى اهواز، آبادان، آغاجارى و خرمشهر را مورد حمله قرار داد و نيروى زمينى آن کشور نيز آفند عمومى خود را در اکثر مناطق مرزى ايران آغاز کرد.
درگيرىهاى همه جانبه ارتش با نيروهاى عراقى در خرمشهر
هجوم نيروهاى متجاوز عراقى به سمت خرمشهر از سه محور آغاز شد: 1 - محور تنومه، شلمچه، خرمشهر 2 - محور بصره، پاسگاه زيد، ايستگاه حسنيه (کيلومتر 40 جاده خرمشهر - اهواز 3 - محور نشوه، کوشک طلائيه، جفير. اما با همه اوضاع حاکم بر نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در آن زمان، پايدارى تاريخى و سرسختانه اين نيروها، تصرف خرمشهر براى نيروهاى عراقى با دشوارى مواجه شد و آنان مجبور گرديدند که براى تصرف خرمشهر، برخلاف ساير مناطق، بهاى سنگينى را بپردازند. با تلاش نيروهاى باقيمانده گردانهاى دژ و 165 مکانيزه و گردان 232، يکانهايى از دانشجويان دانشکده افسري، تکاوران نيروى دريايي، خلبانان نيروى هوايى و هوانيروز ارتش جمهورى اسلامى ايران، تلفات سنگينى بر نيروهاى دشمن که در حدود يک لشکر زرهى بسيار مجهز بودند وارد گرديد و نيروهاى مهاجم توانستند فقط تا شش کيلومترى شمال و غرب خرمشهر پيشروى کنند. اين وضعيت تا روز بيستم جنگ (19 مهرماه) ادامه يافت و نيروهاى عراقى که از رسيدن به اهداف بلند پروازانه خود يعنى اشغال خوزستان و پيشروى به سمت تهران و ساقط کردن نظام تازه تاسيس جمهورى اسلامى ايران بازمانده بودند، تصميم گرفتند که خرمشهر را از سمت شرق هم مورد تهديد قرار داده و آبادان را تصرف کنند. لذا با استقرار پل شناور بر روى رود کارون از اين رودخانه عبور کرده و جاده هاى بسيار مهم اهواز - آبادان و آبادان - ماهشهر را قطع کردند. با تلاش دليرانه نيروهاى گردان 153 پياده از لشکر 77 خراسان و کمک چشمگير نيروهاى مردمي، نيروهاى متجاوز نتوانستند به تصرف آبادان بپردازند و روياى تصرف اين شهر از سوى عراقىها براى هميشه نقش بر آب شد. اما سرانجام با توجه به حجم انبوه نيروهاى دشمن، توان نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در مقابل فشار روزافزون آنان رو به تحليل رفته و با تحمل تلفات بسيار سنگين، در روز چهارم آبان ماه 1359، خرمشهر پس از 35 روز مقاومت به اشغال نيروهاى عراقى درآمد.
ارتش و آزاد سازى خرمشهر
پس از اشغال خرمشهر توسط نيروهاى متجاوز عراقي، از آذرماه نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران تلاش خود براى بيرون راندن دشمن از اين منطقه را آغاز کردند. عمليات نصر که در 15 دى ماه انجام شد، اولين اقدام آفندى در مقياسى نسبتا وسيع بود که با مشارکت لشکر 16 زرهى قزوين (دو تيپ زرهي) و عناصرى از لشکر 92 زرهى کرخه کور به مرحله اجرا درآمد و هدف آن بيرون راندن دشمن از مواضع کرخه کور و تصرف پادگان حميد بود. تقريبا همزمان با همين عمليات، عمليات آفندى ديگرى به نام توکل در منطقه سرپل دشمن در شرق کارون طراحى و اجرا شد که در 20 دى ماه با هدف بيرون راندن نيروهاى متجاوز به غرب کارون و رفع محاصره آبادان انجام شد. سپس در طول سال 1360 عملياتهاى متعددى با مشارکت همه نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در منطقه خرمشهر - آبادان طرح ريزى و اجرا گرديد که معروف ترين آنها عمليات پيروزمندانه ثامنالائمه(ع) در مهرماه 1360 بود و منجر به شکست محاصره آبادان شد. با پيروزى نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در عمليات ثامنالائمه(ع) و عمليات طريق القدس که در آذرماه 1360 در جناح شمالى منطقه اهواز- خرمشهر انجام شد و همچنين عمليات فتحالمبين در فروردين ماه 1361، برنامه ريزى جهت آزاد سازى خرمشهر آغاز گرديد و سرانجام يگانهاى ارتش جمهورى اسلامى ايران، با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نيروهاى مردمى در دهم ارديبهشت ماه 1361، عمليات بيت المقدس را جهت رسيدن به هدف اصلى خود (آزادسازى خرمشهر)، اجرا کردند.
نيروهاى شرکت کننده ارتش جمهورى اسلامى ايران در اين عمليات شامل يگانهاى نيروى زمينى به فرماندهى سرهنگ شهيد على صياد شيرازى (لشکر 21 پياده حمزه، لشکر 16 زرهى قزوين، لشکر 92 زرهى خوزستان، تيپ 58 ذوالفقار، تيپ 55 هوابرد، تيپ 23 نيروهاى ويژه، تيپ سوم پياده 23 نيروهاى ويژه، تيپ 37 زرهي، تيپ سوم پياده لشکر 77، گروه 33 توپخانه (5 گردان)، گروه 22 توپخانه (5 گردان)، گروه مهندسى زرهى و ...)، نيروى هوايى ارتش جهت پشتيبانى عمليات و نيروى دريايى ارتش جهت تقويت امکانات عبور از رودخانه بودند که با ابتکار عمل شهيد صياد شيرازي، اين نيروها با نيروهاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ترکيب شده، قرارگاه مشترک عملياتى تشکيل دادند و توانستند با پيروزى کامل، خرمشهر را از دست متجاوزان آزاد کنند.
در پايان، جهت بيان گوشه اى از نتايج بسيار مهم اين عمليات، به نقل بخشهايى از سخنان شهيد سپهبد صياد شيرازى که به مناسبت اين عمليات بيان شده است مىپردازيم. امير الشهداى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران مىگويد: سوم خرداد سال 1361، يادآور تجلى اراده و غرور ملتى مسلمان و آزاده در آزاد سازى خونينشهر است... اهميت فتح خرمشهر يا بهتر بگوييم شهرى که به تعبير امام(ره)، خدا آن را آزاد کرد، در اين است که به عمق اين پيروزى عظيم پى ببريم. دلشادى امت اسلامى و نشاط رزمندگان اسلام، به اسارت افتادن حدود بيست هزار نفر از لشکريان کفر، دستيابى به غنايم فراوان جنگي، وارد کردن هزاران نفر تلفات به دشمن، افزايش عزت و اقتدار جمهورى اسلامى در رسانه هاى گروهى بين المللى و از هم پاشيدن شيرازه سپاه خصم، همه آثار ظاهرى اين نصرت الهى بود و اهميت اين فتح بزرگ در اين است که بدانيم چگونه قلت بر کثرت غلبه کرد... فوران اخلاصها در وجود رزمندگان اسلام اعم از ارتشي، سپاهي، بسيجي، جهادگر و مزين به حضور روحانيت، زمينه ساز نصرت خدا گرديد....(3)
على حسيناحمدي، کارشناس ارشد تاريخ
پىنوشتها:
1 - کارنامه نبردهاى زميني، مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه، موسسه مطالعات سياسى فرهنگى انديشه ناب، ص 39
2 - تجزيه و تحليل نبردهاى هشت سال دفاع مقدس، سرتيپ دوم بختياري، ص 193
3 - عمليات بيتالمقدس، هئيت معارف جنگ، شهيد سپهبد على صياد شيرازي، انتشارات ايران سبز، ص 162
با تشکر از آرشيو سازمان عقيدتى سياسى ارتش جمهورى اسلامى ايران
روزنامه رسالت
ساخت استحکامات مرزى توسط ارتش
با شدت گرفتن اختلافات ارضى ايران و عراق بر سر مسئله مرز آبى و حقوق کشتيرانى دو کشور در اروندرود، سرانجام موافقت نامه الجزاير در سال 1975 م (1353 ش) به امضاى طرفين رسيد و تقريبا اختلافات پايان يافت. اما از همان زمان، با توجه به اينکه اوضاع منطقه چندان ثباتى نداشت و عراق هم در دعاوى ارضى خود، بيشترين تاکيد را در مورد اروند رود مىکرد، تدابير دفاعى جهت جلوگيرى از تجاوزات احتمالى عراق در منطقه خرمشهر و اهواز مورد مطالعه قرار گرفت. پس از بررسى و مطالعات زياد، سرانجام ايجاد استحکامات در آن منطقه مرزى و استقرار نيروهاى تامينى به منظور کند يا متوقف کردن دشمن و پيش بينى يک نيروى ضربتى کافى براى عکسالعمل سريع در مقابل نيروهاى دشمن متجاوز و انهدام آنان (به عنوان يک عامل بازدارنده) انتخاب شد و در اولين قدم، طرح ايجاد تاسيسات دژ طلائيه تا شلمچه تهيه گرديد. بر اساس اين طرح، سه خط دژ شامل خط اول به تعداد 29 دژ در فاصله سه کيلومترى از خط مرز بينالمللى دو کشور، خط دوم به تعداد 18 دژ در فاصله شش کيلومترى و خط سوم به تعداد 12 دژ در فاصله 9 کيلومترى از مرز احداث شد. هر دژ شامل دو سکوى جنگ افزار ضد تانک، يک موضع تيربار سنگين و يک پناهگاه براى نفرات بود و يک گردان ويژه به نام گردان دژ براى نگهدارى اين موضع سازمان داده شد که قسمت اصلى اين گردان هم شامل 120 دستگاه تفنگ 106 م م ضد تانک و حدود 1300 نفر نيروى انسانى بود.
اولين درگيرىهاى ارتش با نيروهاى عراقى در خرمشهر
از اوايل سال 1358، درگيرىهاى پراکندهاى بين پاسگاههاى مرزى ايران و عراق روى داد که گزارش اين درگيرىها از طريق فرماندهان ارتش در آن منطقه به مقامات بالاتر ارسال مىشد. در اوايل شهريور ماه 1359، اين درگيرىها شدت بيشترى يافت و اين درحالى بود که نيمى از توان ارتش جمهورى اسلامى ايران در منطقه شمال غرب مشغول نبرد با عناصر ضد انقلاب و گروهک هاى مختلف بود و حوادث ناشى از انقلاب، تسويه نيروهاى نظامى بخصوص فرماندهان ارشد، کاسته شدن دوره خدمت سربازي، جابجايى نيروها و عوامل متعدد ديگر، قدرت دفاعى ايران را بسيار کاهش داده بود. در 1359/6/16 منطقه خان ليلى به تصرف ارتش عراق درآمد و چند روز بعد، منطقه ميمک، پاسگاههاى رشيديه، چيلات، بيات و ارتفاع گيسکه اشغال شد.(1)
با وقوع اين حوادث که نشان از احتمال حمله سراسرى عراق بود، نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران، يک طرح عملياتى پدافندى تهيه و به لشکر 92 زرهى خوزستان ابلاغ کرد که بر اساس اين طرح، لشکر 92 زرهى در منطقه خوزستان مىبايست پدافند نموده، پيشروى دشمن را سد کرده و پس از وارد کردن لشکرهاى 21 پياده از تهران و 16 زرهى از قزوين به منطقه جنوب، آفند متقابل عليه دشمن را آغاز مىکرد.(2)
لشکر 92 زرهى که در اين زمان به دليل درگيرى با مشکلات عديده و اوضاع کشور، کارآيى رزمى آن تقليل رفته بود، با دريافت ماموريت مذکور در 20 شهريور ماه، به گردان دژ که آن نيز در اين زمان کارآيى خود را در سطح وسيعى از دست داده بود دستور داد دژهاى مرزى را از شماره 1 تا 19 اشغال کرده و تيپ يک زرهى خود را به همراه يک، يکان توپخانه 175 م م به منطقه عمومى خرمشهر تغيير مکان دهد. پاسگاه هاى مرزى ژاندارمرى نيز به وسيله پاسداران تقويت و دفاع از خرمشهر و آبادان به عهده منطقه سه دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران و نيروهاى مردمى مستقر در اين منطقه محول شد. اما در مجموع، کليه اين اقدامات به هيچ وجه نمىتوانست جوابگوى تهديدات وسيع دشمن باشد و در 31 شهريور ماه، درحالى که درگيرى در کليه پاسگاههاى مرزى دو کشور در سراسر خط مرز ايران و عراق ادامه داشت، نيروى هوايى عراق به طور غير منتظرهاى اکثر پايگاههاى نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران از غرب ايران تا خوزستان، فرودگاه مهرآباد و شهرهاى اهواز، آبادان، آغاجارى و خرمشهر را مورد حمله قرار داد و نيروى زمينى آن کشور نيز آفند عمومى خود را در اکثر مناطق مرزى ايران آغاز کرد.
درگيرىهاى همه جانبه ارتش با نيروهاى عراقى در خرمشهر
هجوم نيروهاى متجاوز عراقى به سمت خرمشهر از سه محور آغاز شد: 1 - محور تنومه، شلمچه، خرمشهر 2 - محور بصره، پاسگاه زيد، ايستگاه حسنيه (کيلومتر 40 جاده خرمشهر - اهواز 3 - محور نشوه، کوشک طلائيه، جفير. اما با همه اوضاع حاکم بر نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در آن زمان، پايدارى تاريخى و سرسختانه اين نيروها، تصرف خرمشهر براى نيروهاى عراقى با دشوارى مواجه شد و آنان مجبور گرديدند که براى تصرف خرمشهر، برخلاف ساير مناطق، بهاى سنگينى را بپردازند. با تلاش نيروهاى باقيمانده گردانهاى دژ و 165 مکانيزه و گردان 232، يکانهايى از دانشجويان دانشکده افسري، تکاوران نيروى دريايي، خلبانان نيروى هوايى و هوانيروز ارتش جمهورى اسلامى ايران، تلفات سنگينى بر نيروهاى دشمن که در حدود يک لشکر زرهى بسيار مجهز بودند وارد گرديد و نيروهاى مهاجم توانستند فقط تا شش کيلومترى شمال و غرب خرمشهر پيشروى کنند. اين وضعيت تا روز بيستم جنگ (19 مهرماه) ادامه يافت و نيروهاى عراقى که از رسيدن به اهداف بلند پروازانه خود يعنى اشغال خوزستان و پيشروى به سمت تهران و ساقط کردن نظام تازه تاسيس جمهورى اسلامى ايران بازمانده بودند، تصميم گرفتند که خرمشهر را از سمت شرق هم مورد تهديد قرار داده و آبادان را تصرف کنند. لذا با استقرار پل شناور بر روى رود کارون از اين رودخانه عبور کرده و جاده هاى بسيار مهم اهواز - آبادان و آبادان - ماهشهر را قطع کردند. با تلاش دليرانه نيروهاى گردان 153 پياده از لشکر 77 خراسان و کمک چشمگير نيروهاى مردمي، نيروهاى متجاوز نتوانستند به تصرف آبادان بپردازند و روياى تصرف اين شهر از سوى عراقىها براى هميشه نقش بر آب شد. اما سرانجام با توجه به حجم انبوه نيروهاى دشمن، توان نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در مقابل فشار روزافزون آنان رو به تحليل رفته و با تحمل تلفات بسيار سنگين، در روز چهارم آبان ماه 1359، خرمشهر پس از 35 روز مقاومت به اشغال نيروهاى عراقى درآمد.
ارتش و آزاد سازى خرمشهر
پس از اشغال خرمشهر توسط نيروهاى متجاوز عراقي، از آذرماه نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران تلاش خود براى بيرون راندن دشمن از اين منطقه را آغاز کردند. عمليات نصر که در 15 دى ماه انجام شد، اولين اقدام آفندى در مقياسى نسبتا وسيع بود که با مشارکت لشکر 16 زرهى قزوين (دو تيپ زرهي) و عناصرى از لشکر 92 زرهى کرخه کور به مرحله اجرا درآمد و هدف آن بيرون راندن دشمن از مواضع کرخه کور و تصرف پادگان حميد بود. تقريبا همزمان با همين عمليات، عمليات آفندى ديگرى به نام توکل در منطقه سرپل دشمن در شرق کارون طراحى و اجرا شد که در 20 دى ماه با هدف بيرون راندن نيروهاى متجاوز به غرب کارون و رفع محاصره آبادان انجام شد. سپس در طول سال 1360 عملياتهاى متعددى با مشارکت همه نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در منطقه خرمشهر - آبادان طرح ريزى و اجرا گرديد که معروف ترين آنها عمليات پيروزمندانه ثامنالائمه(ع) در مهرماه 1360 بود و منجر به شکست محاصره آبادان شد. با پيروزى نيروهاى جمهورى اسلامى ايران در عمليات ثامنالائمه(ع) و عمليات طريق القدس که در آذرماه 1360 در جناح شمالى منطقه اهواز- خرمشهر انجام شد و همچنين عمليات فتحالمبين در فروردين ماه 1361، برنامه ريزى جهت آزاد سازى خرمشهر آغاز گرديد و سرانجام يگانهاى ارتش جمهورى اسلامى ايران، با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نيروهاى مردمى در دهم ارديبهشت ماه 1361، عمليات بيت المقدس را جهت رسيدن به هدف اصلى خود (آزادسازى خرمشهر)، اجرا کردند.
نيروهاى شرکت کننده ارتش جمهورى اسلامى ايران در اين عمليات شامل يگانهاى نيروى زمينى به فرماندهى سرهنگ شهيد على صياد شيرازى (لشکر 21 پياده حمزه، لشکر 16 زرهى قزوين، لشکر 92 زرهى خوزستان، تيپ 58 ذوالفقار، تيپ 55 هوابرد، تيپ 23 نيروهاى ويژه، تيپ سوم پياده 23 نيروهاى ويژه، تيپ 37 زرهي، تيپ سوم پياده لشکر 77، گروه 33 توپخانه (5 گردان)، گروه 22 توپخانه (5 گردان)، گروه مهندسى زرهى و ...)، نيروى هوايى ارتش جهت پشتيبانى عمليات و نيروى دريايى ارتش جهت تقويت امکانات عبور از رودخانه بودند که با ابتکار عمل شهيد صياد شيرازي، اين نيروها با نيروهاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ترکيب شده، قرارگاه مشترک عملياتى تشکيل دادند و توانستند با پيروزى کامل، خرمشهر را از دست متجاوزان آزاد کنند.
در پايان، جهت بيان گوشه اى از نتايج بسيار مهم اين عمليات، به نقل بخشهايى از سخنان شهيد سپهبد صياد شيرازى که به مناسبت اين عمليات بيان شده است مىپردازيم. امير الشهداى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران مىگويد: سوم خرداد سال 1361، يادآور تجلى اراده و غرور ملتى مسلمان و آزاده در آزاد سازى خونينشهر است... اهميت فتح خرمشهر يا بهتر بگوييم شهرى که به تعبير امام(ره)، خدا آن را آزاد کرد، در اين است که به عمق اين پيروزى عظيم پى ببريم. دلشادى امت اسلامى و نشاط رزمندگان اسلام، به اسارت افتادن حدود بيست هزار نفر از لشکريان کفر، دستيابى به غنايم فراوان جنگي، وارد کردن هزاران نفر تلفات به دشمن، افزايش عزت و اقتدار جمهورى اسلامى در رسانه هاى گروهى بين المللى و از هم پاشيدن شيرازه سپاه خصم، همه آثار ظاهرى اين نصرت الهى بود و اهميت اين فتح بزرگ در اين است که بدانيم چگونه قلت بر کثرت غلبه کرد... فوران اخلاصها در وجود رزمندگان اسلام اعم از ارتشي، سپاهي، بسيجي، جهادگر و مزين به حضور روحانيت، زمينه ساز نصرت خدا گرديد....(3)
على حسيناحمدي، کارشناس ارشد تاريخ
پىنوشتها:
1 - کارنامه نبردهاى زميني، مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه، موسسه مطالعات سياسى فرهنگى انديشه ناب، ص 39
2 - تجزيه و تحليل نبردهاى هشت سال دفاع مقدس، سرتيپ دوم بختياري، ص 193
3 - عمليات بيتالمقدس، هئيت معارف جنگ، شهيد سپهبد على صياد شيرازي، انتشارات ايران سبز، ص 162
با تشکر از آرشيو سازمان عقيدتى سياسى ارتش جمهورى اسلامى ايران
روزنامه رسالت
لینک کپی شد
نظر شما
