خاطرات - جامعه توحيدي

کد خبر: ۱۱۸۸۹۷
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۳ - 10August 2008
حميد روي جامعه توحيدي خيلي زياد تأکيد داشت ، جامعه اي که جيب من و جيب تو نداشته باشد . به من مي گفت براي اينکه تفاوتي بين ما و ديگران نباشد بهتر است با برادرهاي ديگري که ازدواج مي کنند در خانه اي مشترک زندگي کنيم . از اين جهت يک آپارتمان سه طبقه اجاره کردند . ابتدا ما به آن آپارتمان آمديم و در طبقه سوم که ساده تر از طبقات ديگر بود مستقر شديم . اين طبقه فقط دو تا اتاق داشت . در يک اتاق ما مي نشستيم و در اتاق ديگر يکي از برادران که نزديکترين دوست حميد بود . بعد برادرهاي ديگر ازدواج کردند و در دو طبقه ديگر نشستند.
همسر شهيد
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین