از بين بردن حزب‏الله عقلا غيرممكن است

کد خبر: ۱۱۹۱۴۰
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۱ - 23August 2008
*آقاي «اونيري»! پيروز اين جنگ كيست؟
«اونيري»:حزب الله در پانزدهمين روز جنگ همچنان موثر و جنگنده ظاهر شده است كه اين امر در نوع خود يك پيروزى بزرگ در تاريخ ملت‏هاى عربى به شمار مى‏رود.وقتى يك مشت زن سبك وزن در برابر يك مشت زن سنگين وزن مى‏ايستد و مبارزه را تا 15 راند ادامه مى‏دهد، اين مسئله صرف نظر از نتيجه نهايى در نوع خود يك پيروزى براى او محسوب مى‏شود.

* آيا مى‏توان حزب الله را از مرزها دور كرد؟
«اونيري»: اين سوال از عدم آشنايى و شناخت شما از ماهيت حزب الله نشات مى‏گيرد. عجيب نيست كه اين سازمان به عنوان "حزب الله" شناخته مى‏شود نه "جيش الله" (ارتش خدا). حزب الله يك كيان سياسى است كه عمق ريشه‏هايش را بايد در ميان ساكنان شيعه جنوب لبنان جستجو كرد. حزب الله عملا نماينده شيعيان لبنان يعنى 40 درصد از ساكنان اين كشور است كه اگر به اين تعداد بقيه مسلمانان لبنان را نيز اضافه كنيم، نماينده اكثريت است.
از بين بردن و نابود كردن حزب‏الله تنها در صورتى‏ممكن است كه ما تمامى ساكنان شيعه لبنان را نابود كنيم يعنى اينكه دست به يك پاكسازى نژادى‏بزنيم كه عقلا غيرممكن است. آرى، ساكنان روستاها و شهرهاى جنوب به محل زندگى شان باز مى‏گردند و حزب الله چه مى‏شود؟ از نو جان مى‏گيرد.

* اگر ارتش لبنان در خط مرزى مستقر شود؟
«اونيري»: اين، يكى از شعارهاى دولت ماست. دولت، استقرار نيروهاى ارتش در خط مرزى لبنان با اسرائيل را پايه اصلى پيروزى‏هاى خود مى‏داند. اجراى چنين امرى، باور كردنى است؛ البته نه براى هر كس، بلكه براى كسى كه از پيچيدگى‏هاى داخل لبنان چيزى نمى‏داند.
كسى كه در زمان جنگ 1982 در داخل لبنان بود و مى‏ديد كه ارتش لبنان چگونه فعاليت مى‏كند، به اين نكته پى مى‏برد كه اين ارتش يك نيروى نظامى حقيقى‏و جدى نيست. علاوه بر اين شمار زيادى از افسران و سربازان آن را شيعيان تشكيل مى‏دهند و اين نيرو به هيچ وجه، به روى حزب الله سلاح نخواهد كشيد.
شكل استقرار ارتش لبنان در منطقه جنوب منوط به موافقت حزب الله است، البته هر روز بقاى ارتش اين كشور در اين منطقه، در گرو نظر حزب الله است.

* آيا اين امكان وجود دارد كه يك نيروى بين المللى‏به يارى ارتش لبنان بيايد؟
«اونيري»: همان طور كه پيش از اين گفتيم، اينها شعارهايى‏هستند كه چهره‏هاى ديپلماتيك سر مى‏دهند؛ افرادى كه به دنبال راهكارى هستند كه بتوان بسيار راحت در مورد آن به توافق رسيد. كمك نيروهاى‏بين المللى به ارتش لبنان، يك روياى زيباست، به ويژه اگر به واژه نيروهاى بين المللى صفت ROBUST"قوى" را نيز اضافه كنيم.

* وظيفه اين نيروى قدرتمند بين المللى چيست؟
«اونيري»: مدعى مى‏شوند كه اين نيرو، وظيفه دور كردن حزب‏الله از مرزها را دارد، البته ديگر همچون نيروهاى"يونيفل" كه از همان روز اول كسى اعتنايى به آنها ندارد، از حرف استفاده نمى كند ؛ بلكه از ابزار زور استفاده خواهند كرد.
اگر اين نيروى بين‏المللى با موافقت تمامى طرف‏ها، به ويژه اسرائيل و حزب‏الله نقش محورى را در خط مرزى ايفا كند، اين مسئله واقعا راهكارى براى‏رهايى اسرائيل از گردابى است كه در درون آن گرفتار آمده است ؛ ولى همين ايفاى نقش محورى، اگر بر خلاف خواست حزب الله باشد، جنگ‏هاى‏چريكى عليه نيروهاى بين المللى آغاز خواهد شد. سوال اين است كه آيا اين نيروها مى‏توانند در جايى كه ارتش قدرتمند اسرائيل دمش را بر پشت خود گذاشت و از آنجا گريخت، تاب بياورند؟
معضل و مشكل اصلى اسرائيل اين است كه اگر روزى حزب‏الله با وجود حضور نيروهاى بين المللى‏اقدام به حمله كرد، چه اتفاقى مى‏افتد؟ آيا ارتش اسرائيل نيز وارد جنگ با حزب الله خواهد شد و دست به اين ريسك خواهد زد كه با نيروهاى بين المللى به عنوان نمونه نيروهاى آلمانى درگير شود؟

*اولمرت گفته است كه ما به هيچ وجه حاضر به مذاكره با سوريه نيستيم؛ آيا اين امر عملى است؟
«اونيري»: وى حرف‏هاى زيادى مى‏زند. زبان جناب اولمرت يك لحظه از حركت نمى‏ايستد. بايد بگويم كه سوريه بازيگر اصلى اين ميدان است. به هيچ وجه نمى‏توان بدون مشاركت مستقيم و يا غير مستقيم سوريه تدبيرى در مورد لبنان انديشيد. همان طور كه مى‏دانيد شكل گيرى حزب الله به جنگ 1982 باز مى‏گردد. در اين جنگ بود كه حزب‏الله با تقويت جايگاه خود توانست به موثرترين گروه فعال در لبنان بدل شود. توجه به اين نكته ضرورى‏است كه اگر حمايت گسترده سوريه نبود، هيچ گاه حزب الله چنين جايگاهى را به دست نمى آورد. سوريه در صدد است تا بلندى‏هاى جولان را كه امروز در دست اسرائيل است، پس بگيرد. از همين رو، براى‏سوريه مهم است كه اجازه ندهد اسرائيل در آرامش به سر برد و به خاطر آنكه حاضر نيست شخصا دست به چنين ريسكى در مرزهاى خود بزند و با اسرائيل درگير شود، از حزب الله به عنوان ابزارى براى‏سلب آرامش آنها استفاده مى‏كند.
مرزهاى اسرائيل با لبنان هرگز رنگ آرامش را نخواهند ديد، مگر آنكه ما با سوريه به توافق برسيم؛ به اين معنا كه بلندى‏هاى جولان را به سوريه باز پس دهيم.
[صرف نظر از مذاكره ]تنها گزينه، جنگ با سوريه است با تمامى امكانات موجود (موشك‏هاى بالستيك، سلاح‏هاى شيميايى و بيولوژيكى و ارتشى كه توانايى خود را به اثبات رسانده است.) كه جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا نيز از تمام تلاش خود استفاده مى‏كند تا دولت اسرائيل را به اين سمت بكشاند و افكار عمومى را از ننگى كه در عراق و افغانستان دامنگيرش شده است، منحرف سازد.

* چه نمره‏اى مى‏توان به شيوه مديريت نظامى‏جنگ "اسرائيل" داد؟
«اونيري»: به هيچ وجه نمى‏توان در كتاب‏هاى تاريخ، از "دان حالوتس" به عنوان يك فرمانده بزرگ نام برد. اين حالوتس است كه دولت را به دلايل مختلف به سمت جنگ كشاند؛ يكى از اين علل، سرپوش نهادن بر دو شكست نظامى بزرگ، يكى در «كرم شالوم» و ديگرى در مرزهاى شمالى اسرائيل، بود. هيچ فرمانده‏اى مسئوليت اين دو شكست را به عهده نگرفت و واضح بود كه بهترين كار، دراز كردن انگشت تقصير به سمت رئيس ستاد مشترك ارتش است.
حالوتس اولين رئيس ستاد مشتركى است كه از دل نيروى هوايى بيرون آمده است. او به اين نكته باور داشت كه مى‏توان با استفاده از بمباران‏هاى هوايى و با همكارى توپخانه و نيروى دريايى به غائله پايان داد، ولى اين يك اشتباه بزرگ بود. با وجود آنكه ارتش توانست خسارت‏هاى هولناكى را به لبنان وارد كند و ويرانى‏هاى فراوانى را بر جاى گذارد، ويرانى‏هايى كه انتقاد تمامى جهانيان را براى ما به دنبال داشت، ولى‏باز هم نتوانست بر دشمن چيره شود. امروز هم ارتش مجبور شده است تا دست به كارى بزند كه همگان از آن ترس داشتند يعنى ارسال نيروهاى زمينى به باتلاق لبنان.
تا امروز كه پانزده روز از تاريخ آغاز جنگ مى‏گذرد، ارتش به هيچ كدام از اهدافى كه مى‏خواست، دست نيافته است. ضمنا نمره‏اى كه شايد بتوان به حالوتس به عنوان يك فرمانده داد، صفر است.

* آيا غير نظاميانى كه در حال حاضر زمام دولت "اسرائيل" را در اختيار دارند، توانسته اند خود را ثابت كنند؟
«اونيري»: بسيارى از افراد معتقد بودند كه دوره بعد از انتخابات، دوره غير نظامى‏ها و مدنى‏ها است، چرا كه نخست وزير و وزير جنگ دو غير نظامى بودند و در صندوق تجربياتشان، تجربه‏هاى نظامى ديده نمى‏شود ؛ ولى گذشت زمان، عكس آن را ثابت كرد.
تاريخ نشان داده است سياستمدارانى كه ميراث دار كرسى قدرت بر جاى مانده از رهبران برجسته هستند، دچار اشتباهاتى هولناك مى‏شوند. اين افراد تلاش مى‏كنند كه ثابت كنند رهبرانى نيرومند و قوى‏هستند و مى‏توانند تاريخ ساز باشند.
هرى ترومن را ببينيد. او كه جانشين فرانكلين روزولت شده بود، مسئول زشت ترين جنايت جنگى‏تاريخ بشريت، يعنى پرتاب بمب اتمى بر سر ساكنان هيروشيما و ناكازاكى بود.به آنتونى ايدن نگاه كنيد. او كه جانشين وينستون چرچيل شده بود، جنگ احمقانه سوئيس را به راه انداخت.
دولت اولمرت نيز اين جنگ را بسيار زود به راه انداخت، بدون آنكه به صورت جدى و دقيق به نتايج كارى كه مى‏كند، بينديشد. آرى، اولمرت و پرتس براى آنكه به چشم ترسو نگاهشان نكنند از مخالفت با درخواست‏هاى رئيس ستاد مشترك ارتش هراس داشتند.

* اولمرت وعده داده است كه وضعيت منطقه بعد از پايان جنگ كاملا متفاوت از گذشته خواهد بود، آيا اين احتمال وجود دارد؟
«اونيري»: مطمئنا اين طور است، ولى وضعيت جديد بسيار بدتر از گذشته خواهد بود. يكى از اهداف نصرالله همان ايجاد وحدت ميان شيعه و سنى براى مبارزه مشترك با اسرائيل است. ما بايد بدانيم كه شيعه‏ها و سنى‏ها مشكلاتى با هم داشتند، ولى وقتى نصر الله به فلسطينى‏هاى سنى كمك مى‏كند، يعنى اينكه در تلاش براى ايجاد يك دوره جديد است.
ممكن است در منطقه يك جبهه جديد تشكيل شود كه در يك طرف حزب الله، فلسطينى‏ها، سوريه، عراق و ايران حضور داشته باشند. سوريه يك دولت سنى است، اما در عراق شيعه‏ها حضور دارند و حاميان حزب الله هستند. اهل سنت عراق نيز كه جنگ هايى شديد با آمريكايى‏ها دارند، حزب الله را تاييدكنند. ضمنا اين ائتلاف به خاطر مبارزه با آمريكا و اسرائيل از حمايت فراوان ملت‏هاى عربى برخوردار است. در آن سو، ائتلافى متشكل از عربستان سعودى، مصر و اردن قرار خواهد داشت كه اندك اندك از ميزان محبوبيت‏اش كاسته مى‏شود. مردم اين كشورها نيز به مسئولانشان به عنوان مزدوران آمريكا و اسرائيل نگاه مى كنند. ضمنا در اين ميان محمود عباس تلاش مى‏كند كه به اين مجموعه منسوب نشود.

* پس چه بايد كرد؟
«اونيري»: بايد آتش جنگ ميان اسرائيل و فلسطين را كه منطقه را به درون خود فرو برده است، خاموش كرد و با آغاز كردن مذاكرات جدى با دولت منتخب فلسطين، حماس را از دايره دشمنان خود خارج كرد. همچنين تدابير و راهكارهاى جدى در مورد لبنان اتخاذ كرد؛ راهكارهايى كه در آن حزب الله و سوريه نيز مورد توجه قرار گيرند. ضمنا در اين ميان لازم است كه از بلندهاى‏جولان عقب نشينى كنيم.
شايان ذكر است كه ايهود باراك نيز با مسائل فوق الذكر موافقت كرد و تا چند قدمى دستيابى به توافق نامه صلح پيش رفت؛ توافق نامه‏اى شبيه آن چيزى كه مناحيم بيگن با مصر امضا كرد ؛ ولى متاسفانه در لحظه پايانى از افكار عمومى ترسيد و از تصميمات خود صرف نظر كرد.

منبع:هفته نامه يالثارات الحسين
خبرگزاري فارس
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین