از بين بردن حزبالله عقلا غيرممكن است
*آقاي «اونيري»! پيروز اين جنگ كيست؟
«اونيري»:حزب الله در پانزدهمين روز جنگ همچنان موثر و جنگنده ظاهر شده است كه اين امر در نوع خود يك پيروزى بزرگ در تاريخ ملتهاى عربى به شمار مىرود.وقتى يك مشت زن سبك وزن در برابر يك مشت زن سنگين وزن مىايستد و مبارزه را تا 15 راند ادامه مىدهد، اين مسئله صرف نظر از نتيجه نهايى در نوع خود يك پيروزى براى او محسوب مىشود.
* آيا مىتوان حزب الله را از مرزها دور كرد؟
«اونيري»: اين سوال از عدم آشنايى و شناخت شما از ماهيت حزب الله نشات مىگيرد. عجيب نيست كه اين سازمان به عنوان "حزب الله" شناخته مىشود نه "جيش الله" (ارتش خدا). حزب الله يك كيان سياسى است كه عمق ريشههايش را بايد در ميان ساكنان شيعه جنوب لبنان جستجو كرد. حزب الله عملا نماينده شيعيان لبنان يعنى 40 درصد از ساكنان اين كشور است كه اگر به اين تعداد بقيه مسلمانان لبنان را نيز اضافه كنيم، نماينده اكثريت است.
از بين بردن و نابود كردن حزبالله تنها در صورتىممكن است كه ما تمامى ساكنان شيعه لبنان را نابود كنيم يعنى اينكه دست به يك پاكسازى نژادىبزنيم كه عقلا غيرممكن است. آرى، ساكنان روستاها و شهرهاى جنوب به محل زندگى شان باز مىگردند و حزب الله چه مىشود؟ از نو جان مىگيرد.
* اگر ارتش لبنان در خط مرزى مستقر شود؟
«اونيري»: اين، يكى از شعارهاى دولت ماست. دولت، استقرار نيروهاى ارتش در خط مرزى لبنان با اسرائيل را پايه اصلى پيروزىهاى خود مىداند. اجراى چنين امرى، باور كردنى است؛ البته نه براى هر كس، بلكه براى كسى كه از پيچيدگىهاى داخل لبنان چيزى نمىداند.
كسى كه در زمان جنگ 1982 در داخل لبنان بود و مىديد كه ارتش لبنان چگونه فعاليت مىكند، به اين نكته پى مىبرد كه اين ارتش يك نيروى نظامى حقيقىو جدى نيست. علاوه بر اين شمار زيادى از افسران و سربازان آن را شيعيان تشكيل مىدهند و اين نيرو به هيچ وجه، به روى حزب الله سلاح نخواهد كشيد.
شكل استقرار ارتش لبنان در منطقه جنوب منوط به موافقت حزب الله است، البته هر روز بقاى ارتش اين كشور در اين منطقه، در گرو نظر حزب الله است.
* آيا اين امكان وجود دارد كه يك نيروى بين المللىبه يارى ارتش لبنان بيايد؟
«اونيري»: همان طور كه پيش از اين گفتيم، اينها شعارهايىهستند كه چهرههاى ديپلماتيك سر مىدهند؛ افرادى كه به دنبال راهكارى هستند كه بتوان بسيار راحت در مورد آن به توافق رسيد. كمك نيروهاىبين المللى به ارتش لبنان، يك روياى زيباست، به ويژه اگر به واژه نيروهاى بين المللى صفت ROBUST"قوى" را نيز اضافه كنيم.
* وظيفه اين نيروى قدرتمند بين المللى چيست؟
«اونيري»: مدعى مىشوند كه اين نيرو، وظيفه دور كردن حزبالله از مرزها را دارد، البته ديگر همچون نيروهاى"يونيفل" كه از همان روز اول كسى اعتنايى به آنها ندارد، از حرف استفاده نمى كند ؛ بلكه از ابزار زور استفاده خواهند كرد.
اگر اين نيروى بينالمللى با موافقت تمامى طرفها، به ويژه اسرائيل و حزبالله نقش محورى را در خط مرزى ايفا كند، اين مسئله واقعا راهكارى براىرهايى اسرائيل از گردابى است كه در درون آن گرفتار آمده است ؛ ولى همين ايفاى نقش محورى، اگر بر خلاف خواست حزب الله باشد، جنگهاىچريكى عليه نيروهاى بين المللى آغاز خواهد شد. سوال اين است كه آيا اين نيروها مىتوانند در جايى كه ارتش قدرتمند اسرائيل دمش را بر پشت خود گذاشت و از آنجا گريخت، تاب بياورند؟
معضل و مشكل اصلى اسرائيل اين است كه اگر روزى حزبالله با وجود حضور نيروهاى بين المللىاقدام به حمله كرد، چه اتفاقى مىافتد؟ آيا ارتش اسرائيل نيز وارد جنگ با حزب الله خواهد شد و دست به اين ريسك خواهد زد كه با نيروهاى بين المللى به عنوان نمونه نيروهاى آلمانى درگير شود؟
*اولمرت گفته است كه ما به هيچ وجه حاضر به مذاكره با سوريه نيستيم؛ آيا اين امر عملى است؟
«اونيري»: وى حرفهاى زيادى مىزند. زبان جناب اولمرت يك لحظه از حركت نمىايستد. بايد بگويم كه سوريه بازيگر اصلى اين ميدان است. به هيچ وجه نمىتوان بدون مشاركت مستقيم و يا غير مستقيم سوريه تدبيرى در مورد لبنان انديشيد. همان طور كه مىدانيد شكل گيرى حزب الله به جنگ 1982 باز مىگردد. در اين جنگ بود كه حزبالله با تقويت جايگاه خود توانست به موثرترين گروه فعال در لبنان بدل شود. توجه به اين نكته ضرورىاست كه اگر حمايت گسترده سوريه نبود، هيچ گاه حزب الله چنين جايگاهى را به دست نمى آورد. سوريه در صدد است تا بلندىهاى جولان را كه امروز در دست اسرائيل است، پس بگيرد. از همين رو، براىسوريه مهم است كه اجازه ندهد اسرائيل در آرامش به سر برد و به خاطر آنكه حاضر نيست شخصا دست به چنين ريسكى در مرزهاى خود بزند و با اسرائيل درگير شود، از حزب الله به عنوان ابزارى براىسلب آرامش آنها استفاده مىكند.
مرزهاى اسرائيل با لبنان هرگز رنگ آرامش را نخواهند ديد، مگر آنكه ما با سوريه به توافق برسيم؛ به اين معنا كه بلندىهاى جولان را به سوريه باز پس دهيم.
[صرف نظر از مذاكره ]تنها گزينه، جنگ با سوريه است با تمامى امكانات موجود (موشكهاى بالستيك، سلاحهاى شيميايى و بيولوژيكى و ارتشى كه توانايى خود را به اثبات رسانده است.) كه جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا نيز از تمام تلاش خود استفاده مىكند تا دولت اسرائيل را به اين سمت بكشاند و افكار عمومى را از ننگى كه در عراق و افغانستان دامنگيرش شده است، منحرف سازد.
* چه نمرهاى مىتوان به شيوه مديريت نظامىجنگ "اسرائيل" داد؟
«اونيري»: به هيچ وجه نمىتوان در كتابهاى تاريخ، از "دان حالوتس" به عنوان يك فرمانده بزرگ نام برد. اين حالوتس است كه دولت را به دلايل مختلف به سمت جنگ كشاند؛ يكى از اين علل، سرپوش نهادن بر دو شكست نظامى بزرگ، يكى در «كرم شالوم» و ديگرى در مرزهاى شمالى اسرائيل، بود. هيچ فرماندهاى مسئوليت اين دو شكست را به عهده نگرفت و واضح بود كه بهترين كار، دراز كردن انگشت تقصير به سمت رئيس ستاد مشترك ارتش است.
حالوتس اولين رئيس ستاد مشتركى است كه از دل نيروى هوايى بيرون آمده است. او به اين نكته باور داشت كه مىتوان با استفاده از بمبارانهاى هوايى و با همكارى توپخانه و نيروى دريايى به غائله پايان داد، ولى اين يك اشتباه بزرگ بود. با وجود آنكه ارتش توانست خسارتهاى هولناكى را به لبنان وارد كند و ويرانىهاى فراوانى را بر جاى گذارد، ويرانىهايى كه انتقاد تمامى جهانيان را براى ما به دنبال داشت، ولىباز هم نتوانست بر دشمن چيره شود. امروز هم ارتش مجبور شده است تا دست به كارى بزند كه همگان از آن ترس داشتند يعنى ارسال نيروهاى زمينى به باتلاق لبنان.
تا امروز كه پانزده روز از تاريخ آغاز جنگ مىگذرد، ارتش به هيچ كدام از اهدافى كه مىخواست، دست نيافته است. ضمنا نمرهاى كه شايد بتوان به حالوتس به عنوان يك فرمانده داد، صفر است.
* آيا غير نظاميانى كه در حال حاضر زمام دولت "اسرائيل" را در اختيار دارند، توانسته اند خود را ثابت كنند؟
«اونيري»: بسيارى از افراد معتقد بودند كه دوره بعد از انتخابات، دوره غير نظامىها و مدنىها است، چرا كه نخست وزير و وزير جنگ دو غير نظامى بودند و در صندوق تجربياتشان، تجربههاى نظامى ديده نمىشود ؛ ولى گذشت زمان، عكس آن را ثابت كرد.
تاريخ نشان داده است سياستمدارانى كه ميراث دار كرسى قدرت بر جاى مانده از رهبران برجسته هستند، دچار اشتباهاتى هولناك مىشوند. اين افراد تلاش مىكنند كه ثابت كنند رهبرانى نيرومند و قوىهستند و مىتوانند تاريخ ساز باشند.
هرى ترومن را ببينيد. او كه جانشين فرانكلين روزولت شده بود، مسئول زشت ترين جنايت جنگىتاريخ بشريت، يعنى پرتاب بمب اتمى بر سر ساكنان هيروشيما و ناكازاكى بود.به آنتونى ايدن نگاه كنيد. او كه جانشين وينستون چرچيل شده بود، جنگ احمقانه سوئيس را به راه انداخت.
دولت اولمرت نيز اين جنگ را بسيار زود به راه انداخت، بدون آنكه به صورت جدى و دقيق به نتايج كارى كه مىكند، بينديشد. آرى، اولمرت و پرتس براى آنكه به چشم ترسو نگاهشان نكنند از مخالفت با درخواستهاى رئيس ستاد مشترك ارتش هراس داشتند.
* اولمرت وعده داده است كه وضعيت منطقه بعد از پايان جنگ كاملا متفاوت از گذشته خواهد بود، آيا اين احتمال وجود دارد؟
«اونيري»: مطمئنا اين طور است، ولى وضعيت جديد بسيار بدتر از گذشته خواهد بود. يكى از اهداف نصرالله همان ايجاد وحدت ميان شيعه و سنى براى مبارزه مشترك با اسرائيل است. ما بايد بدانيم كه شيعهها و سنىها مشكلاتى با هم داشتند، ولى وقتى نصر الله به فلسطينىهاى سنى كمك مىكند، يعنى اينكه در تلاش براى ايجاد يك دوره جديد است.
ممكن است در منطقه يك جبهه جديد تشكيل شود كه در يك طرف حزب الله، فلسطينىها، سوريه، عراق و ايران حضور داشته باشند. سوريه يك دولت سنى است، اما در عراق شيعهها حضور دارند و حاميان حزب الله هستند. اهل سنت عراق نيز كه جنگ هايى شديد با آمريكايىها دارند، حزب الله را تاييدكنند. ضمنا اين ائتلاف به خاطر مبارزه با آمريكا و اسرائيل از حمايت فراوان ملتهاى عربى برخوردار است. در آن سو، ائتلافى متشكل از عربستان سعودى، مصر و اردن قرار خواهد داشت كه اندك اندك از ميزان محبوبيتاش كاسته مىشود. مردم اين كشورها نيز به مسئولانشان به عنوان مزدوران آمريكا و اسرائيل نگاه مى كنند. ضمنا در اين ميان محمود عباس تلاش مىكند كه به اين مجموعه منسوب نشود.
* پس چه بايد كرد؟
«اونيري»: بايد آتش جنگ ميان اسرائيل و فلسطين را كه منطقه را به درون خود فرو برده است، خاموش كرد و با آغاز كردن مذاكرات جدى با دولت منتخب فلسطين، حماس را از دايره دشمنان خود خارج كرد. همچنين تدابير و راهكارهاى جدى در مورد لبنان اتخاذ كرد؛ راهكارهايى كه در آن حزب الله و سوريه نيز مورد توجه قرار گيرند. ضمنا در اين ميان لازم است كه از بلندهاىجولان عقب نشينى كنيم.
شايان ذكر است كه ايهود باراك نيز با مسائل فوق الذكر موافقت كرد و تا چند قدمى دستيابى به توافق نامه صلح پيش رفت؛ توافق نامهاى شبيه آن چيزى كه مناحيم بيگن با مصر امضا كرد ؛ ولى متاسفانه در لحظه پايانى از افكار عمومى ترسيد و از تصميمات خود صرف نظر كرد.
منبع:هفته نامه يالثارات الحسين
خبرگزاري فارس
«اونيري»:حزب الله در پانزدهمين روز جنگ همچنان موثر و جنگنده ظاهر شده است كه اين امر در نوع خود يك پيروزى بزرگ در تاريخ ملتهاى عربى به شمار مىرود.وقتى يك مشت زن سبك وزن در برابر يك مشت زن سنگين وزن مىايستد و مبارزه را تا 15 راند ادامه مىدهد، اين مسئله صرف نظر از نتيجه نهايى در نوع خود يك پيروزى براى او محسوب مىشود.
* آيا مىتوان حزب الله را از مرزها دور كرد؟
«اونيري»: اين سوال از عدم آشنايى و شناخت شما از ماهيت حزب الله نشات مىگيرد. عجيب نيست كه اين سازمان به عنوان "حزب الله" شناخته مىشود نه "جيش الله" (ارتش خدا). حزب الله يك كيان سياسى است كه عمق ريشههايش را بايد در ميان ساكنان شيعه جنوب لبنان جستجو كرد. حزب الله عملا نماينده شيعيان لبنان يعنى 40 درصد از ساكنان اين كشور است كه اگر به اين تعداد بقيه مسلمانان لبنان را نيز اضافه كنيم، نماينده اكثريت است.
از بين بردن و نابود كردن حزبالله تنها در صورتىممكن است كه ما تمامى ساكنان شيعه لبنان را نابود كنيم يعنى اينكه دست به يك پاكسازى نژادىبزنيم كه عقلا غيرممكن است. آرى، ساكنان روستاها و شهرهاى جنوب به محل زندگى شان باز مىگردند و حزب الله چه مىشود؟ از نو جان مىگيرد.
* اگر ارتش لبنان در خط مرزى مستقر شود؟
«اونيري»: اين، يكى از شعارهاى دولت ماست. دولت، استقرار نيروهاى ارتش در خط مرزى لبنان با اسرائيل را پايه اصلى پيروزىهاى خود مىداند. اجراى چنين امرى، باور كردنى است؛ البته نه براى هر كس، بلكه براى كسى كه از پيچيدگىهاى داخل لبنان چيزى نمىداند.
كسى كه در زمان جنگ 1982 در داخل لبنان بود و مىديد كه ارتش لبنان چگونه فعاليت مىكند، به اين نكته پى مىبرد كه اين ارتش يك نيروى نظامى حقيقىو جدى نيست. علاوه بر اين شمار زيادى از افسران و سربازان آن را شيعيان تشكيل مىدهند و اين نيرو به هيچ وجه، به روى حزب الله سلاح نخواهد كشيد.
شكل استقرار ارتش لبنان در منطقه جنوب منوط به موافقت حزب الله است، البته هر روز بقاى ارتش اين كشور در اين منطقه، در گرو نظر حزب الله است.
* آيا اين امكان وجود دارد كه يك نيروى بين المللىبه يارى ارتش لبنان بيايد؟
«اونيري»: همان طور كه پيش از اين گفتيم، اينها شعارهايىهستند كه چهرههاى ديپلماتيك سر مىدهند؛ افرادى كه به دنبال راهكارى هستند كه بتوان بسيار راحت در مورد آن به توافق رسيد. كمك نيروهاىبين المللى به ارتش لبنان، يك روياى زيباست، به ويژه اگر به واژه نيروهاى بين المللى صفت ROBUST"قوى" را نيز اضافه كنيم.
* وظيفه اين نيروى قدرتمند بين المللى چيست؟
«اونيري»: مدعى مىشوند كه اين نيرو، وظيفه دور كردن حزبالله از مرزها را دارد، البته ديگر همچون نيروهاى"يونيفل" كه از همان روز اول كسى اعتنايى به آنها ندارد، از حرف استفاده نمى كند ؛ بلكه از ابزار زور استفاده خواهند كرد.
اگر اين نيروى بينالمللى با موافقت تمامى طرفها، به ويژه اسرائيل و حزبالله نقش محورى را در خط مرزى ايفا كند، اين مسئله واقعا راهكارى براىرهايى اسرائيل از گردابى است كه در درون آن گرفتار آمده است ؛ ولى همين ايفاى نقش محورى، اگر بر خلاف خواست حزب الله باشد، جنگهاىچريكى عليه نيروهاى بين المللى آغاز خواهد شد. سوال اين است كه آيا اين نيروها مىتوانند در جايى كه ارتش قدرتمند اسرائيل دمش را بر پشت خود گذاشت و از آنجا گريخت، تاب بياورند؟
معضل و مشكل اصلى اسرائيل اين است كه اگر روزى حزبالله با وجود حضور نيروهاى بين المللىاقدام به حمله كرد، چه اتفاقى مىافتد؟ آيا ارتش اسرائيل نيز وارد جنگ با حزب الله خواهد شد و دست به اين ريسك خواهد زد كه با نيروهاى بين المللى به عنوان نمونه نيروهاى آلمانى درگير شود؟
*اولمرت گفته است كه ما به هيچ وجه حاضر به مذاكره با سوريه نيستيم؛ آيا اين امر عملى است؟
«اونيري»: وى حرفهاى زيادى مىزند. زبان جناب اولمرت يك لحظه از حركت نمىايستد. بايد بگويم كه سوريه بازيگر اصلى اين ميدان است. به هيچ وجه نمىتوان بدون مشاركت مستقيم و يا غير مستقيم سوريه تدبيرى در مورد لبنان انديشيد. همان طور كه مىدانيد شكل گيرى حزب الله به جنگ 1982 باز مىگردد. در اين جنگ بود كه حزبالله با تقويت جايگاه خود توانست به موثرترين گروه فعال در لبنان بدل شود. توجه به اين نكته ضرورىاست كه اگر حمايت گسترده سوريه نبود، هيچ گاه حزب الله چنين جايگاهى را به دست نمى آورد. سوريه در صدد است تا بلندىهاى جولان را كه امروز در دست اسرائيل است، پس بگيرد. از همين رو، براىسوريه مهم است كه اجازه ندهد اسرائيل در آرامش به سر برد و به خاطر آنكه حاضر نيست شخصا دست به چنين ريسكى در مرزهاى خود بزند و با اسرائيل درگير شود، از حزب الله به عنوان ابزارى براىسلب آرامش آنها استفاده مىكند.
مرزهاى اسرائيل با لبنان هرگز رنگ آرامش را نخواهند ديد، مگر آنكه ما با سوريه به توافق برسيم؛ به اين معنا كه بلندىهاى جولان را به سوريه باز پس دهيم.
[صرف نظر از مذاكره ]تنها گزينه، جنگ با سوريه است با تمامى امكانات موجود (موشكهاى بالستيك، سلاحهاى شيميايى و بيولوژيكى و ارتشى كه توانايى خود را به اثبات رسانده است.) كه جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا نيز از تمام تلاش خود استفاده مىكند تا دولت اسرائيل را به اين سمت بكشاند و افكار عمومى را از ننگى كه در عراق و افغانستان دامنگيرش شده است، منحرف سازد.
* چه نمرهاى مىتوان به شيوه مديريت نظامىجنگ "اسرائيل" داد؟
«اونيري»: به هيچ وجه نمىتوان در كتابهاى تاريخ، از "دان حالوتس" به عنوان يك فرمانده بزرگ نام برد. اين حالوتس است كه دولت را به دلايل مختلف به سمت جنگ كشاند؛ يكى از اين علل، سرپوش نهادن بر دو شكست نظامى بزرگ، يكى در «كرم شالوم» و ديگرى در مرزهاى شمالى اسرائيل، بود. هيچ فرماندهاى مسئوليت اين دو شكست را به عهده نگرفت و واضح بود كه بهترين كار، دراز كردن انگشت تقصير به سمت رئيس ستاد مشترك ارتش است.
حالوتس اولين رئيس ستاد مشتركى است كه از دل نيروى هوايى بيرون آمده است. او به اين نكته باور داشت كه مىتوان با استفاده از بمبارانهاى هوايى و با همكارى توپخانه و نيروى دريايى به غائله پايان داد، ولى اين يك اشتباه بزرگ بود. با وجود آنكه ارتش توانست خسارتهاى هولناكى را به لبنان وارد كند و ويرانىهاى فراوانى را بر جاى گذارد، ويرانىهايى كه انتقاد تمامى جهانيان را براى ما به دنبال داشت، ولىباز هم نتوانست بر دشمن چيره شود. امروز هم ارتش مجبور شده است تا دست به كارى بزند كه همگان از آن ترس داشتند يعنى ارسال نيروهاى زمينى به باتلاق لبنان.
تا امروز كه پانزده روز از تاريخ آغاز جنگ مىگذرد، ارتش به هيچ كدام از اهدافى كه مىخواست، دست نيافته است. ضمنا نمرهاى كه شايد بتوان به حالوتس به عنوان يك فرمانده داد، صفر است.
* آيا غير نظاميانى كه در حال حاضر زمام دولت "اسرائيل" را در اختيار دارند، توانسته اند خود را ثابت كنند؟
«اونيري»: بسيارى از افراد معتقد بودند كه دوره بعد از انتخابات، دوره غير نظامىها و مدنىها است، چرا كه نخست وزير و وزير جنگ دو غير نظامى بودند و در صندوق تجربياتشان، تجربههاى نظامى ديده نمىشود ؛ ولى گذشت زمان، عكس آن را ثابت كرد.
تاريخ نشان داده است سياستمدارانى كه ميراث دار كرسى قدرت بر جاى مانده از رهبران برجسته هستند، دچار اشتباهاتى هولناك مىشوند. اين افراد تلاش مىكنند كه ثابت كنند رهبرانى نيرومند و قوىهستند و مىتوانند تاريخ ساز باشند.
هرى ترومن را ببينيد. او كه جانشين فرانكلين روزولت شده بود، مسئول زشت ترين جنايت جنگىتاريخ بشريت، يعنى پرتاب بمب اتمى بر سر ساكنان هيروشيما و ناكازاكى بود.به آنتونى ايدن نگاه كنيد. او كه جانشين وينستون چرچيل شده بود، جنگ احمقانه سوئيس را به راه انداخت.
دولت اولمرت نيز اين جنگ را بسيار زود به راه انداخت، بدون آنكه به صورت جدى و دقيق به نتايج كارى كه مىكند، بينديشد. آرى، اولمرت و پرتس براى آنكه به چشم ترسو نگاهشان نكنند از مخالفت با درخواستهاى رئيس ستاد مشترك ارتش هراس داشتند.
* اولمرت وعده داده است كه وضعيت منطقه بعد از پايان جنگ كاملا متفاوت از گذشته خواهد بود، آيا اين احتمال وجود دارد؟
«اونيري»: مطمئنا اين طور است، ولى وضعيت جديد بسيار بدتر از گذشته خواهد بود. يكى از اهداف نصرالله همان ايجاد وحدت ميان شيعه و سنى براى مبارزه مشترك با اسرائيل است. ما بايد بدانيم كه شيعهها و سنىها مشكلاتى با هم داشتند، ولى وقتى نصر الله به فلسطينىهاى سنى كمك مىكند، يعنى اينكه در تلاش براى ايجاد يك دوره جديد است.
ممكن است در منطقه يك جبهه جديد تشكيل شود كه در يك طرف حزب الله، فلسطينىها، سوريه، عراق و ايران حضور داشته باشند. سوريه يك دولت سنى است، اما در عراق شيعهها حضور دارند و حاميان حزب الله هستند. اهل سنت عراق نيز كه جنگ هايى شديد با آمريكايىها دارند، حزب الله را تاييدكنند. ضمنا اين ائتلاف به خاطر مبارزه با آمريكا و اسرائيل از حمايت فراوان ملتهاى عربى برخوردار است. در آن سو، ائتلافى متشكل از عربستان سعودى، مصر و اردن قرار خواهد داشت كه اندك اندك از ميزان محبوبيتاش كاسته مىشود. مردم اين كشورها نيز به مسئولانشان به عنوان مزدوران آمريكا و اسرائيل نگاه مى كنند. ضمنا در اين ميان محمود عباس تلاش مىكند كه به اين مجموعه منسوب نشود.
* پس چه بايد كرد؟
«اونيري»: بايد آتش جنگ ميان اسرائيل و فلسطين را كه منطقه را به درون خود فرو برده است، خاموش كرد و با آغاز كردن مذاكرات جدى با دولت منتخب فلسطين، حماس را از دايره دشمنان خود خارج كرد. همچنين تدابير و راهكارهاى جدى در مورد لبنان اتخاذ كرد؛ راهكارهايى كه در آن حزب الله و سوريه نيز مورد توجه قرار گيرند. ضمنا در اين ميان لازم است كه از بلندهاىجولان عقب نشينى كنيم.
شايان ذكر است كه ايهود باراك نيز با مسائل فوق الذكر موافقت كرد و تا چند قدمى دستيابى به توافق نامه صلح پيش رفت؛ توافق نامهاى شبيه آن چيزى كه مناحيم بيگن با مصر امضا كرد ؛ ولى متاسفانه در لحظه پايانى از افكار عمومى ترسيد و از تصميمات خود صرف نظر كرد.
منبع:هفته نامه يالثارات الحسين
خبرگزاري فارس
لینک کپی شد
نظر شما
