حماسه هويزه - ويژگيهاي عمليات

کد خبر: ۱۲۰۴۱۲
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۲ - 08November 2008
1) ناهماهنگي هدف و وسيله: يكي از رموز موفقيت هر تصميمي ميزان هماهنگي ميان اهداف موردنظر و توانايي رسيدن به آن است. اهداف به لحاظ ميزان اهميت تقسيم‌بندي و با توجه به ميزان اولويت و تواني كه جامعه به آن اختصاص مي‌دهد راه كارهاي  رسيدن به آن مشخص مي‌شود. براي رسيدن به هدف توانايي جامعه نقش اصلي را دارد. هدفها مي‌توانند مهم باقي بمانند و حتي به صورت آرمان در جامعه مطرح شده و گامهاي آهسته و پيوسته‌اي براي رسيدن به آنها نيز برداشته شود ولي سرعت عمل در رسيدن به هدف تنها در سايه توانائيهاي جامعه سنجيده مي‌شود. اگر چنين تواني در جامعه نباشد تخصيص امكانات براي رسيدن به آنها بدون در نظر گرفتن عامل زمان موجب نابودي امكانات محدود جامعه خواهد شد.

در عمليات هويزه ميان اهداف موردنظر و توان خودي هماهنگي وجود نداشت. اهداف وسيع و گسترده، توان ضعيف و محدود بود. توان چهار تيپ زرهي و چند گردان پياده براي جنگ با ارتش عراق كه با آمادگي كامل و تجهيزات پيشرفته تهاجم خود را شروع كرده، جلو آمده و بدون اينكه ضربه سنگيني را تحمل كند، استقرار يافته بود، آرماني مي‌نمود. از نظر صاحب‌نظران نظامي سرزمين وسيعي كه قرار بود طي عمليات هويزه آزاد شود، نه تنها از توان چنين استعدادي خارج بود اينكه چند برابر آن نيز قادر به باز‌پس‌گيري آن نبود. تصرف منطقه شلمچه در داخل عراق و كشاندن جنگ به شرق بصره بيشتر به رويا شباهت داشت تا واقعيت. اين ناهماهنگي زماني بيشتر آشكار مي‌شود كه نگاهي به توان تجهيزاتي ارتش عراق و ضعف‌هاي عملياتي خودي بياندازيم.

2) ناهمگوني‌ نيروهاي عمل‌كننده: علاوه بر تناقض موجود ميان هدف و وسيله، نيروهاي عمل كننده هم از كمترين هماهنگي و همگوني برخوردار بودند. اين ناهمگوني از آموزش نيروها تا استراتژي جنگ نمايان بود، در عمليات هويزه نيروهاي آموزش ديده ولي بدون تجربه ارتش در كنار در نيروهاي داوطلب مردمي و انقلابي كه تعدادي از آنها اصلاً  سلاح نديده بودند قرار گرفتند. آنهايي كه انگيزه‌اي جزء دفاع از انقلاب اسلامي و كشور خود نداشتند. فقط به دنبال سلاحي بودند كه از وطن خود دفاع كرده و دين خود را ادا نمايند. نه دوره‌هاي آموزش نظامي گذرانده بودند و نه منسجم و سازمان يافته بودند. در كنار آنها نيروي ارتشي قرار داشتند كه به عنوان يك نيروي نظامي كلاسيك، آموزش ديده، سازمان يافته و تجهيزات پيشرفته و با انگيزه متفاوت آماده جنگ بودند.

اين نيرو هم هر چند آموزش ديده بود ولي تجربه جنگ را نداشت و فرار سران آن و قطع خريدهاي تسليحاتي از خارج ضربه شديدي بر توان آن وارد كرده بود. ساختار سازماني متفاوت دو نيروي نظامي، دو ديدگاه متفاوت را در استراتژي و تاكتيك مقابله با نيروهاي دشمن بوجود آورده بود. تاكتيك نيروهاي سپاهي و انقلابي عمدتاً برانگيزه‌هاي مذهبي و فردي نيروها استوار بود در حاليكه نيروهاي ارتشي بر يك جنگ كلاسيك زرهي و سازمان يافته تاكيد داشتند. در اولي فرد و ابتكارات فردي مطرح بود و در دومي سازمان و تجهيزات نظامي.

در عمل نيروهاي انقلابي در طول سه ماه جنگ با مقاومت در مناطق مختلف شهري، زدن شبيخون و اقدامات فردي و گروهي دشمن را متوقف كرده بودند و گروه دوم در پي‌انجام عمليات منظم و نسبتاً  گسترده بود كه در آن هر كدام از اركان نيروي نظامي آنگونه كه آموزش ديده و سازمان يافته بود عمل كند. عمليات هويزه نخستين ادغام دو نيرو، و سازمان، دو استراتژي و دو انگيزه و هدف بود كه نقش مهم و موثري را در تحول، تكامل و تركيب و نقش او دو نيرو در سالهاي بعدي جنگ ايفا كرد.

3) جدايي نيروها در عمل: ناهماهنگي در عمل انعكاسي از ناهمگوني نيروها در اهداف، انگيزه، شيوه‌ها و آموزش و تجهيزات است. نيروهاي انقلابي با تجهيزات انفرادي يكي دو كيلومتري جلوتر از نيروهاي زرهي به جنگ مشغول بودند و ارتباط منسجمي ميان آنها و يگان زرهي وجود نداشت. نه تقسيم وظايف بود و نه تقسيم خطوط جنگ و نه تركيبي در نيروها بوجود آمده بود. كاري كه انجام شده بود قبول نيروهاي انقلابي براي انجام وظيفه در زير مجموعه يكي از تيپ‌هاي ارتش بود. در چنين شرايطي اگر عمليات موفق بود مشكلي پيش نمي‌آمد ولي موقعي كه عمليات نتيجه مطلوب را نداشت و بر فشار دشمن افزوده شد شكاف بالقوه ميان نيروها به جدايي بالفعل تبديل شده و هر كدام از آنها جداگانه به اتخاذ تصميم پرداختند. سازمان نيروها به هم ريخت و نيروهاي زرهي بدون اطلاع نيروهاي پياده كه در جلوي خط حمله بودند عقب‌نشيني كرده و آسيب‌پذيري آنها را افزايش دادند. در مقابل نيروهاي محاصره شده به دليل انگيزه‌هاي مذهبي نه تنها كمبود مهمات و استوار يك گام عقب‌نشيني را بهانه خروج از صحنه نبود قرار ندادند بلكه با فداكاري در محاصره دشمن به مقاومت خود ادامه داده و در نهايت تعدادي از آنها به شهادت رسيدند تا چنين مقاومت و انگيزه‌هاي پايه و اساس سازمانها و استراتژيهاي آينده باشد.

بالاخره عمليات هويزه تقابل دو استراتژي همسان ولي نامتقاران ارتش‌هاي كلاسيك ايران و عراق بود. اين عمليات با رويارويي دو نيروي زرهي آغاز شد و گسترد‌ه‌ترين جنگ تانك‌هاي بعد از جنگ اكتبر نام گرفت ولي با جنگ تانك و تن و بصورتي حماسي پاين يافت تا هر دو ارتش به توان و قابليت‌هاي خود بيشتر پي ببرد.

 
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین