خاطرات - به روايت خانواده
اين که ديده ميشود در يک منطقه کشور جنگ با مزدور امپرياليسم (عراق) جريان دارد و بهترين عزيزان ما براي حفظ مکتب و انقلاب بيابانها را با خون خود رنگين ساختهاند. اما در مناطق ديگر مثلاً تهران يا ديگر شهرهاي سخن از توطئه مزدوران داخلي بسيار موجب تأسف است مردم سراسر کشور بايد هر کدام خود را وارث اين خونها بداندن و همانند زينب براي رساندن پيام اين حسينها، لحظهاي آرام نگيرند و ضد انقلاب را به شدت سرکوب کنند.
خداي متعال و امت قهرمان و نيز تاريخ گواهي خواهند داد که چه کساني صداقت دارند و صداقت خود را حتي با خون خويش به اثبات رساندند. همه ميدانند که آيا حسينها و دانشجويان پيرو خط امام و رزمندگان اسلام ضد امپرياليست هستند يا آنها که تنها شعار ميدادهاند و حتي حالا هم شعار انحرافي ميدهند.
برادر جزايرى (خواهر زاده سيد حسين) مىگويد:
در ايام حكومت نظامى (سال 1357) من همراه والدين خودم به ملاقات سيد حسين رفتيم. ايشان در پادگان اهواز بودو از پشت ميله هايى به فاصله چند متر او را ديديم.
به ما گفت: سلام به مادر برسانيد و بگوييد حسين حالش خوب است و مطلبى را به شما مىگويم اما به مادرم نگوييد.
حكم اعدام من صادر شده و قرار است چهار روز ديگر حكم را اجرا كنند.
البته من سعى مىكنم فرار كنم.
تذكر:
الف: مادر سيد حسين براى اعلام تنفر خود از رژيم شاه و به نشانه مقاومت و پايدارى، هيچگاه براى ملاقات سيد حسين به زندان ساواك يا حكومت نظامى نرفتند .
ب: پس از فرار شاه و پيروزى تدريجى انقلابيون، همه زندانيان سياسى از جمله سيد حسين آزاد شدند و آرزوى اعدام ايشان در دل دژخيمان رژيم شاه، ماند.
مادر شهيد حسين علمالهدي
مادر حسين که روزهاي اول تنها براي بدست آوردن جسد گلگون کفن حسين بيتابي ميکرد با يادآوري مادران صدر اسلام گفت : همانطور که مادر يکي از مجاهدين صدر اسلام وقتي دشمن کافر سر بريده فرزندش را بسوي مادر پرتاب ميکند و ميگويد : «من چيزي را که در راه خدا دادم پس نميگيرم» مادر حسين نيز گفت : چون امام فرموده است جوانان ما مانند جوانان صدر اسلام هستند من نيز مانند مادران صدر اسلام جسد مطهر فرزندم را هم به خدا هديه ميدهم.
مادر شهيد حسين ميگويد : تنها از خدا ميخواهم که اين قرباني شهيد را بپذيرد و قطره قطره خون پاک حسين سبب افزايش عمر امام عزيز و پيروزي انقلاب اسلامي گردد و اگر امام فرمان دهند من و همه فرزندانم به جبهه ميرويم تا ضربهاي حتي به اندازه پرتاب يک سنگ به کفار بزنيم و از اسلام دفاع کنيم.
مادر شهيد حسين علم الهدي در محضر امام خميني (ره)
مادر حسين كه روزهاي اول تنها براي بدست آوردن جسد گلگون كفن حسين بي تابي مي كرد با ياد آوري مادران صدر اسلام گفت:
همانطور كه مادر يكي از مجاهدين صدر اسلام وقتي دشمن كافر سر بريده فرزندش را به سوي مادر پرتاب مي كند مي گويد:
((من چيزي را كه در راه خدا دادم پس نمي گيرم.))
وچون امام فرموده است جوانان ما مانند جوانان صدر اسلام هستند من نيز مانند مادران صدر اسلام جسد مطهر فرزند را هم به خدا هديه مي دهم.
مادر شهيد حسين مي گويد:
((تنها از خدا مي خواهم كه اين قرباني شهيد را بپذيرد وقطره قطره خون پاك حسين سبب افزايش عمر امام غزيز وپيروزي انقلاب اسلامي گردد واگر فرمان دهند من وهمه فرزندام به جبهه مي رويم تا ضربه اي حتي باندازه پرتاب يك سنگ به كفار بزنيم واز اسلام دفاع كنيم.))
حضرت امام من به همراه مادر همه شهدا تصميم گرفته ايم كه اگر اجازه فرمائيد ما هم به جبهه برويم ولااقل يك سنگي به قلب دشمن كافر كه حتي اجساد عزيزانمان را به ما ندادند پرتاب كنيم وما هم مانند فرزندانمان شهيد شويم.
امام فرمودند:
((نه همينكه شما اين چنين فرزنداني داريد اين بالاترين اجراست شما بايد صبر كنيد براي پيروزي اسلام.))
مادر حسين :حضرت امام، حسين امسال قرار بود از طرف سپاه به مكه مشرف گردد.
امام فرمودند: ناراحت نباشيد حالا بالاتر از مكه رفته است.
آقاي منجم زاده
مي گويد :" در سال 1356 براي سکونت به خرمشهر رفته بوديم . اولين سال ازدواج ما بود . روزي سيد حسين وسيد کاظم به منزل ما آمدند ، سيد حسين به من وخواهرش گفت :" روزي يک صفحه نهج البلاغه بخوانيد ."
خداي متعال و امت قهرمان و نيز تاريخ گواهي خواهند داد که چه کساني صداقت دارند و صداقت خود را حتي با خون خويش به اثبات رساندند. همه ميدانند که آيا حسينها و دانشجويان پيرو خط امام و رزمندگان اسلام ضد امپرياليست هستند يا آنها که تنها شعار ميدادهاند و حتي حالا هم شعار انحرافي ميدهند.
برادر جزايرى (خواهر زاده سيد حسين) مىگويد:
در ايام حكومت نظامى (سال 1357) من همراه والدين خودم به ملاقات سيد حسين رفتيم. ايشان در پادگان اهواز بودو از پشت ميله هايى به فاصله چند متر او را ديديم.
به ما گفت: سلام به مادر برسانيد و بگوييد حسين حالش خوب است و مطلبى را به شما مىگويم اما به مادرم نگوييد.
حكم اعدام من صادر شده و قرار است چهار روز ديگر حكم را اجرا كنند.
البته من سعى مىكنم فرار كنم.
تذكر:
الف: مادر سيد حسين براى اعلام تنفر خود از رژيم شاه و به نشانه مقاومت و پايدارى، هيچگاه براى ملاقات سيد حسين به زندان ساواك يا حكومت نظامى نرفتند .
ب: پس از فرار شاه و پيروزى تدريجى انقلابيون، همه زندانيان سياسى از جمله سيد حسين آزاد شدند و آرزوى اعدام ايشان در دل دژخيمان رژيم شاه، ماند.
مادر شهيد حسين علمالهدي
مادر حسين که روزهاي اول تنها براي بدست آوردن جسد گلگون کفن حسين بيتابي ميکرد با يادآوري مادران صدر اسلام گفت : همانطور که مادر يکي از مجاهدين صدر اسلام وقتي دشمن کافر سر بريده فرزندش را بسوي مادر پرتاب ميکند و ميگويد : «من چيزي را که در راه خدا دادم پس نميگيرم» مادر حسين نيز گفت : چون امام فرموده است جوانان ما مانند جوانان صدر اسلام هستند من نيز مانند مادران صدر اسلام جسد مطهر فرزندم را هم به خدا هديه ميدهم.
مادر شهيد حسين ميگويد : تنها از خدا ميخواهم که اين قرباني شهيد را بپذيرد و قطره قطره خون پاک حسين سبب افزايش عمر امام عزيز و پيروزي انقلاب اسلامي گردد و اگر امام فرمان دهند من و همه فرزندانم به جبهه ميرويم تا ضربهاي حتي به اندازه پرتاب يک سنگ به کفار بزنيم و از اسلام دفاع کنيم.
مادر شهيد حسين علم الهدي در محضر امام خميني (ره)
مادر حسين كه روزهاي اول تنها براي بدست آوردن جسد گلگون كفن حسين بي تابي مي كرد با ياد آوري مادران صدر اسلام گفت:
همانطور كه مادر يكي از مجاهدين صدر اسلام وقتي دشمن كافر سر بريده فرزندش را به سوي مادر پرتاب مي كند مي گويد:
((من چيزي را كه در راه خدا دادم پس نمي گيرم.))
وچون امام فرموده است جوانان ما مانند جوانان صدر اسلام هستند من نيز مانند مادران صدر اسلام جسد مطهر فرزند را هم به خدا هديه مي دهم.
مادر شهيد حسين مي گويد:
((تنها از خدا مي خواهم كه اين قرباني شهيد را بپذيرد وقطره قطره خون پاك حسين سبب افزايش عمر امام غزيز وپيروزي انقلاب اسلامي گردد واگر فرمان دهند من وهمه فرزندام به جبهه مي رويم تا ضربه اي حتي باندازه پرتاب يك سنگ به كفار بزنيم واز اسلام دفاع كنيم.))
حضرت امام من به همراه مادر همه شهدا تصميم گرفته ايم كه اگر اجازه فرمائيد ما هم به جبهه برويم ولااقل يك سنگي به قلب دشمن كافر كه حتي اجساد عزيزانمان را به ما ندادند پرتاب كنيم وما هم مانند فرزندانمان شهيد شويم.
امام فرمودند:
((نه همينكه شما اين چنين فرزنداني داريد اين بالاترين اجراست شما بايد صبر كنيد براي پيروزي اسلام.))
مادر حسين :حضرت امام، حسين امسال قرار بود از طرف سپاه به مكه مشرف گردد.
امام فرمودند: ناراحت نباشيد حالا بالاتر از مكه رفته است.
آقاي منجم زاده
مي گويد :" در سال 1356 براي سکونت به خرمشهر رفته بوديم . اولين سال ازدواج ما بود . روزي سيد حسين وسيد کاظم به منزل ما آمدند ، سيد حسين به من وخواهرش گفت :" روزي يک صفحه نهج البلاغه بخوانيد ."
لینک کپی شد
نظر شما
