کتاب درباره شهيد - متن کتاب"يادمان"- مروري بر دست نوشته هاي شهيد - جلسه مشترک قرارگاههابابرادر رحيم
با اين کار، آمريکا و ذهن مردم و نيروهاي اسلام را مدتي مشغول کرد و ما نيروهاي خودمان را منتقل کرديم و قرار شده بود که چند گردان از ايران با چند گردان از سوريه مشترکاً عمل کنند.
ديروز که خدمت امام رسيديم، ايشان چند سؤال را مطرح کردند؛ يکي اينکه، با چه کساني مي خواهيد وحدت کنيد و بجنگيد؟ يکي سازمان آزاديبخش فلسطين که سازش کرده. امام فرمودند: آيا از سيصد هزار نفر ارتش سوريه صد هزار نفر حاضر است بجنگد؟ که اين کار را نمي کند. اگر شما عمل کرديد پشتوانه نمي خواهد و اسرائيل نمي تواند چند هزار نفر شماها را از بين ببرد؟ لذا گفتند: هيچ کس نرود و اين هايي که رفته اند به عنوان عامل وحدت بمانند؛ زيرا ما رفته ايم که با ديگران دست به دست هم بدهيم و بعد بجنگيم.
در غرب کشور، عراق با عجله از قصر شيرين، سومار و نفت شهر عقب نشيني کرده است و تقريباً منطقه تحت اختيارش را تخليه کرده و روي ارتفاعات مستقر شده، البته هنوز به مرز سال 1975 نرسيده است.
صدام يک بار ديگر دبير کل حزب بعث شده است. اعضاي رژيم بعث، چند سري عوض شده است. قصد صدام، تثبيت رژيم عراق است تا بتواند دو ماه ديگر، کنفرانس غير متعهدها را در بغداد برگزار نمايند.
امام امت نيز طي دو سخنراني راه کار را روشن کردند.
امروز در جلسه شوراي عالي دفاع، قرار شد نيروهاي ما فعلاً در سوريه باقي بمانند و وزارت امور خارجه موضوع را به اطلاع سوريه برساند که قرار بوده الجزاير و ليبي هم نيرو بفرستند ولي نفرستاده اند. مورد دوم، عمليات اخير بود که قرار شد با سرعت پي گيري شود و انجام گردد. لذا ما بايد عمليات چهارم کربلا [چهارمين عمليات از سلسله عمليات هاي کربلا] را انجام دهيم که اجراي آن فوايد ذيل را به همراه دارد:
الف) انهدام و اسارت نيروهاي دشمن.
ب) صرفه جويي در پدافند در کناره شط؛ و
ج) امکان عمل با نيروي صرفه جويي شده در نقاط ديگري مانند جبهه غرب.
جلسه لشکرهاي سپاه با فرمانده کل سپاه 9/4/1361
عزيز [جعفري] پيشنهاد داد، تيپ نجف در قرارگاه نصر و تيپ 14 امام حسين (ع) در لشکر فتح باقي بمانند و تلاش عبور از پل هاي کانال آب نيز به لشکر نصر واگذار شود، که برادر محسن هم همين پيشنهاد را مطرح کرد. سپس آيات قرآن از آيه 29 سوره ذاريات که برادر محسن تفأل زده بود، خوانده شد. بعد برادر محسن راجع به سوريه صحبت هايي را مطرح کرد.
برادر محسن [رضايي] : از ابتدا که ما به سوريه رفتيم به اين نتيجه رسيديم که سوريه رسماً نمي تواند وارد جنگ شود، به خصوص که در داخل لبنان نيز به صورت صد در صد دفاع نمي کند و حاضر نيست لشکرهايش ضربه مهمي ببينند و قرار بود الجزاير و ليبي نيز بيايند که نيامدند.
مسأله دوم ما در آنجا، مشکل جغرافيايي است که راه زميني نداريم.
مسأله سوم، تداوم جنگ ايران و عراق و تجزيه شدن نيروهاي ايران و عدم پشتيباني مردمي از رزمندگان ايراني در سوريه و لبنان است.
امام قاطعانه فرمودند که ديگر حتّي نبايد يکنفر نيرو برود و حتّي گفتند: ما در اين وسط مقداري بازي خورديم. شوراي عالي دفاع بدون مشورت با امام به اين کار اقدام نمود و البته نزديک ترين نظر به نظر امام، نظر سپاه بود، که طي دومين نامه سپاه به امام داده شده است و احمد آقا مي گفت: که امام گفته اند سپاه هم همين حرف هاي مرا مي زند.
برادر محسن گفت: اعضاي شوراي عالي دفاع با همه دبدبه و کبکبه احساساتي عمل کردند و بايد دعا کرد که خداوند امام را حفظ کند.
بازگشت مجدد به جنگ ايران و عراق، 9/4/1361
15 خرداد ماه سال جاري بود که اسرائيل با يک حمله هوايي گسترده از راه زمين به لبنان حمله کرد و به دنبال آن احساسات همه مسلمين با درصدهاي مختلف برانگيخته شد. فلسطيني ها، لبناني ها و سوري ها که غافلگير شده بودند، اين اندازه پيش روي و اشغال را از اسرائيل توقع نداشتند. البته فکر مي کنم سوريه در جريان پيشروي اسرائيل قرار گرفته بود (حتّي رسماً توسط حبيب و ديگرا) و ساف نيز چند ماه بود که نسبت به حمله گسترده اسرائيلي ها هشدار مي داد و سازمان امل و غيره نيز در اين زمينه اطلاعاتي داشتند.
نظر من اينست که عناصر خائني در ساف هستند که خودشان در حمله اسرائيل به لبنان شرکت داشته اند و اينکه چه نفعي از اين کار مي برند، من اطلاعي ندارم.
از سوي ديگر، طبيعتاً سوريه نيز - که جناح ديگر قضيه مي باشد - به نظر مي رسد که در جريان اين امر قرار گرفته است. به خصوص که، از ناحيه شوروي به آنها اطمينان داده شده، که اسرائيل کاري به سوريه ندارد و قصدش نابودي ساف مي باشد. سوريه پيش از حمله اسرائيل، نيروهاي خود را از صور و صيدا، تخليه کرده بود. از نگاه سوريه، اين موضع گيري طبيعي است؛ زيرا اين کشور حدود 9 لشکر دارد که نيمي از آنها زرهي است و درگيري سوريه با اسرائيل به مفهوم ضربه ديدن اين لشکرها خواهد بود و در چنين حالتي دفاع در برابر حمله احتمالي اسرائيل غيرممکن خواهد بود.
ديروز که خدمت امام رسيديم، ايشان چند سؤال را مطرح کردند؛ يکي اينکه، با چه کساني مي خواهيد وحدت کنيد و بجنگيد؟ يکي سازمان آزاديبخش فلسطين که سازش کرده. امام فرمودند: آيا از سيصد هزار نفر ارتش سوريه صد هزار نفر حاضر است بجنگد؟ که اين کار را نمي کند. اگر شما عمل کرديد پشتوانه نمي خواهد و اسرائيل نمي تواند چند هزار نفر شماها را از بين ببرد؟ لذا گفتند: هيچ کس نرود و اين هايي که رفته اند به عنوان عامل وحدت بمانند؛ زيرا ما رفته ايم که با ديگران دست به دست هم بدهيم و بعد بجنگيم.
در غرب کشور، عراق با عجله از قصر شيرين، سومار و نفت شهر عقب نشيني کرده است و تقريباً منطقه تحت اختيارش را تخليه کرده و روي ارتفاعات مستقر شده، البته هنوز به مرز سال 1975 نرسيده است.
صدام يک بار ديگر دبير کل حزب بعث شده است. اعضاي رژيم بعث، چند سري عوض شده است. قصد صدام، تثبيت رژيم عراق است تا بتواند دو ماه ديگر، کنفرانس غير متعهدها را در بغداد برگزار نمايند.
امام امت نيز طي دو سخنراني راه کار را روشن کردند.
امروز در جلسه شوراي عالي دفاع، قرار شد نيروهاي ما فعلاً در سوريه باقي بمانند و وزارت امور خارجه موضوع را به اطلاع سوريه برساند که قرار بوده الجزاير و ليبي هم نيرو بفرستند ولي نفرستاده اند. مورد دوم، عمليات اخير بود که قرار شد با سرعت پي گيري شود و انجام گردد. لذا ما بايد عمليات چهارم کربلا [چهارمين عمليات از سلسله عمليات هاي کربلا] را انجام دهيم که اجراي آن فوايد ذيل را به همراه دارد:
الف) انهدام و اسارت نيروهاي دشمن.
ب) صرفه جويي در پدافند در کناره شط؛ و
ج) امکان عمل با نيروي صرفه جويي شده در نقاط ديگري مانند جبهه غرب.
جلسه لشکرهاي سپاه با فرمانده کل سپاه 9/4/1361
عزيز [جعفري] پيشنهاد داد، تيپ نجف در قرارگاه نصر و تيپ 14 امام حسين (ع) در لشکر فتح باقي بمانند و تلاش عبور از پل هاي کانال آب نيز به لشکر نصر واگذار شود، که برادر محسن هم همين پيشنهاد را مطرح کرد. سپس آيات قرآن از آيه 29 سوره ذاريات که برادر محسن تفأل زده بود، خوانده شد. بعد برادر محسن راجع به سوريه صحبت هايي را مطرح کرد.
برادر محسن [رضايي] : از ابتدا که ما به سوريه رفتيم به اين نتيجه رسيديم که سوريه رسماً نمي تواند وارد جنگ شود، به خصوص که در داخل لبنان نيز به صورت صد در صد دفاع نمي کند و حاضر نيست لشکرهايش ضربه مهمي ببينند و قرار بود الجزاير و ليبي نيز بيايند که نيامدند.
مسأله دوم ما در آنجا، مشکل جغرافيايي است که راه زميني نداريم.
مسأله سوم، تداوم جنگ ايران و عراق و تجزيه شدن نيروهاي ايران و عدم پشتيباني مردمي از رزمندگان ايراني در سوريه و لبنان است.
امام قاطعانه فرمودند که ديگر حتّي نبايد يکنفر نيرو برود و حتّي گفتند: ما در اين وسط مقداري بازي خورديم. شوراي عالي دفاع بدون مشورت با امام به اين کار اقدام نمود و البته نزديک ترين نظر به نظر امام، نظر سپاه بود، که طي دومين نامه سپاه به امام داده شده است و احمد آقا مي گفت: که امام گفته اند سپاه هم همين حرف هاي مرا مي زند.
برادر محسن گفت: اعضاي شوراي عالي دفاع با همه دبدبه و کبکبه احساساتي عمل کردند و بايد دعا کرد که خداوند امام را حفظ کند.
بازگشت مجدد به جنگ ايران و عراق، 9/4/1361
15 خرداد ماه سال جاري بود که اسرائيل با يک حمله هوايي گسترده از راه زمين به لبنان حمله کرد و به دنبال آن احساسات همه مسلمين با درصدهاي مختلف برانگيخته شد. فلسطيني ها، لبناني ها و سوري ها که غافلگير شده بودند، اين اندازه پيش روي و اشغال را از اسرائيل توقع نداشتند. البته فکر مي کنم سوريه در جريان پيشروي اسرائيل قرار گرفته بود (حتّي رسماً توسط حبيب و ديگرا) و ساف نيز چند ماه بود که نسبت به حمله گسترده اسرائيلي ها هشدار مي داد و سازمان امل و غيره نيز در اين زمينه اطلاعاتي داشتند.
نظر من اينست که عناصر خائني در ساف هستند که خودشان در حمله اسرائيل به لبنان شرکت داشته اند و اينکه چه نفعي از اين کار مي برند، من اطلاعي ندارم.
از سوي ديگر، طبيعتاً سوريه نيز - که جناح ديگر قضيه مي باشد - به نظر مي رسد که در جريان اين امر قرار گرفته است. به خصوص که، از ناحيه شوروي به آنها اطمينان داده شده، که اسرائيل کاري به سوريه ندارد و قصدش نابودي ساف مي باشد. سوريه پيش از حمله اسرائيل، نيروهاي خود را از صور و صيدا، تخليه کرده بود. از نگاه سوريه، اين موضع گيري طبيعي است؛ زيرا اين کشور حدود 9 لشکر دارد که نيمي از آنها زرهي است و درگيري سوريه با اسرائيل به مفهوم ضربه ديدن اين لشکرها خواهد بود و در چنين حالتي دفاع در برابر حمله احتمالي اسرائيل غيرممکن خواهد بود.
لینک کپی شد
نظر شما


