شهيد عبدالعلي صالحي فرزند قربان محمد

کد خبر: ۱۲۳۱۶۵
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۶:۴۷ - 25May 2009
يا مهدي!  يا زهرا!
و دوباره بيهوش شد.  اين قضيه سه بار تکرار شد. دفعه ي سوم که به هوش آمد، پرسيدم:
بابا جان!  چه شده؟  چرا اين قدر بيتابي مي کني؟
در جوابم گفت:
در عالم رويا،  خانم و آقاي سيدي بالاي سرم آمد ند و گفتند:
عبدالعلي!  نمي خواهي اسلام را ياري کني؟  بعد نامه اي را به دستم دادند و گفتند:
اين نامه را امام حسين نوشته و مي گويد که براي ياري اسلام اقدام کن.
پدر!  خواهش مي کنم اجازه بدهيد که من به جبهه بروم. اگر اجازه ندهيد،  خودتان بايد جواب گوي حضرت مهدي و حضرت فاطمه باشيد.
اين اتفاق باعث شد که من با رفتنش به جبهه موافقت کنم.
                                 
قربان محمد صالحي
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین