هيكل تداركاتي
حسابي چاق و چله؛ نيرويي كه خوب خورده و خوب گشته بود؛ مثل كسي كه تداركات چي بود و هر طرف مي چرخيد چهار سمت و شش جهتش خوردني و خوراكي پر بود! به هر كدام ناخنكي هم كه مي زد، بايد چيزي مي شد كه هست! درست نقطه مقابل هيكل عقيدتي كه به قول قديمي ها گويي از بي كفني زنده بودند!
لینک کپی شد
نظر شما
