حماسه هاي ماندگار

کد خبر: ۱۲۶۳۷۹
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۵ - 17July 2010
نقش ابرقدرت ها در تحريک رژيم عراق

پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن ماه 1357 بي شک جهان را با تحوّلي شگفت انگيز و رويدادي حيرت آفرين روبه رو کرد؛ انقلابي که نظام به ظاهر قدرتمند و زوال ناپذير شاهنشاهي را سرنگون نمود و بر خلاف روش هاي معمول دنيا سياست داخلي و خارجي خود را بر اصل «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» و اصل «نه شرقي، نه غربي» استوار کرد. بدون ترديد چنين سياستي به مذاق ابرقدرت هاي شرق و غرب خوش نمي آمد. به همين دليل از همان آغاز انقلاب، مخالفت ها و ستيزه جويي هاي خود را به گونه هاي مختلف ابراز مي داشتند. امّا از آن جا که اوضاع بين المللي، نسبت به گذشته فرق کرده بود، نتوانستند خودشان مستقيما به لشکرکشي و تهاجم نظامي دست بزنند. لذا بر اين توافق کردند که با کمک عوامل منطقه ايِ خود جمهوري نوپاي اسلامي ايران را پيش از آن که براي منافع ابرقدرت ها خطرساز شود، از ميان بردارند و براي اين منظور نظام توسعه طلب عراق را به جنگ با جمهوري اسلامي ايران تحريک کردند و جنگ نابرابري را بر ما تحميل نمودند.

حمله همه جانبه عراق به خاک جمهوري اسلامي ايران

با تحريک کشورهاي بزرگ آن روز، به خصوص آمريکا که از روي کارآمدن نظام اسلامي و سياست ضد غربي آن و نيز از ما جراي گروگان گيري و تصرّف سفارت آمريکا در تهران به شدّت عصباني بود، سرانجام در 26 شهريور ماه 1359 صدام حسين، رييس جمهور عراق، در برابر دوربين هاي تلويزيون، عهدنامه 1975 الجزاير را لغو شده اعلام نمود و يک نسخه از آن را پاره کرد و گفت: «آن زماني که اين عهدنامه نوشته شد، عراق ضعيف بود. امّا اکنون که کشور عراق قدرتمند است، ديگر به چنين عهدنامه اي نياز نيست». چند روز بعد از اين عمل صدام، نيروهاي زميني و هوايي عراق حمله وسيع واز پيش طراحي شده اي را در سرتاسر مرز ايران، آغاز کردند.

عراق و بقيه کشورهاي مخالف نظام نوپاي جمهوري اسلامي با توجّه به مشکلات داخلي و خارجي که ايران با آنها مواجه بود، انتظار داشتند طيّ مدت کوتاهي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران را در هم بشکنند و اهداف سياسي خود را بر ايران تحميل کنند يا نظام اسلامي را به کلّي از ميان بردارند. امّا مقاومت بي نظير مردم، سبب شد که بعد از هشت سال جنگ نه تنها عراق به اهداف خود نرسد، بلکه با سرافکندگي و بدون کوچک ترين امتيازي خاک ايران را ترک کند.

علل پيشروي نيروهاي دشمن

حمايت هاي سياسي و کمک هاي نظامي و تسليحاتي دشمنان انقلاب اسلامي از نظام بعثي عراق و سکوت معنادار سازمان ملل به ويژه شوراي امنيّت و ناديده گرفتن تجاوزهاي مکرر عراق، سبب شد تا پيشروي نيروهاي متجاوز به قلمرو جمهوري اسلامي ايران، شتاب بيشتري بگيرد و قسمت هاي مهمي از خاک ايران به تصرف نيروهاي تجاوزگر عراق درآيد.

فضاي سياسي بين المللي در اوايل جنگ، به شدّت به زيان جمهوري اسلامي ايران بود، تبليغات و حمايت ها و ضعف قواي نظامي، در پيشروي سريع ارتش عراق به خاک کشور، بسيار مؤثر بود و عراق توانست از اين فضا به نفع خود استفاده کند.

تحقق وعده الهي

در طول هشت سال دفاع مقدّس، با آن که تمامي دشمنان اسلام در برابر ما موضع داشتند و بسياري از کشورها و بعضي از همسايگان ما از نظام متجاوز عراق حمايت مي کردند، ملّت مسلمان و خداجوي ايران با اتکا به خداوند بزرگ، از اسلام، انقلاب و ميهن اسلامي خود قهرمانانه دفاع کردند و شهادت در راه خدا را افتخار دانستند و با نيت پاک و خالص در برابر نيروهاي متجاوز ايستادگي کردند و از خود رشادت ها نشان دادند و حماسه هاي جاويد آفريدند، تا وعده خدا در پيروزي مجاهدان و مبارزان فداکار و ايثارگر، تحقق يافت و مردم سرفراز ايران در جنگ تحميلي به پيروزي رسيدند و دشمنانشان را خداوند خوار کرد.

دستاوردهاي دفاع و مقاومت

با شروع عمليات آزادسازي مناطق اشغالي از سال 1360 به بعد، علاوه بر آزادسازي بخش هاي مهمي از خاک جمهوري اسلامي ايران و وارد کردن تلفات و خسارات سنگين بر نيروهاي متجاوز دشمن، بالطبع ضربه سياسي و رواني بسيار مهم و کارسازي به دشمنان ايران وارد آمد و تصوّرات بي اساس آنان در مورد ناتواني ايران از ادامه جنگ و مقاومت ـ که ناشي از شناخت غلط و ناکافي آنان از انقلاب و مردم و رهبري ايران بود ـ در هم ريخت و نگراني شان افزايش يافت. به همين دليل اقدامات سازمان ملل متحد و تلاش هاي شوراي امنيّت و ساير کشورها براي خاتمه جنگ و عقب نشيني به مرزهاي شناخته شده بين المللي و برقراري آتش بس، پس از پيشروي هاي نيروهاي ايران در جبهه هاي جنگ، افزايش يافت. صدور قطعنامه هاي شوراي امنيت و تغيير سياست ها و موضع گيري هاي آن سازمان و ساير کشورها، ناشي از پيروزي هاي دلاورمردان جبهه هاي جنگ بود.

دليل دوام جنگ

جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران از شديدترين و طولاني ترين جنگ هاي دنيا پس از جنگ جهاني دوّم است. امّا اين که چرا جنگ اين قدر به طول انجاميد، خود نيازمند تحقيق گسترده اي است که عوامل دروني و بيروني ممکن است در آن دخالت داشته باشند. يکي از دلايل طولاني شدن جنگ نارضايتي و دشمني قدرت هاي بزرگ از انقلاب اسلامي بود. انقلاب اسلامي ايران با رهبري پيامبرگونه امام خميني رحمه الله و شعار «نه شرقي، نه غربي»، استکبار جهاني را به وحشت انداخت و به مسلمانان و جوامع اسلامي، آبرو، عزّت و سربلندي پيش کش نمود و روحيه استقلال طلبي و آزادگي را در وجود آنان زنده کرد و حکومت اسلامي را بدون وابستگي به شرق و غرب تشکيل داد. اينها براي استکبار قابل تحمّل نبود، لذا با حمايت ها و موضع گيري هاي خود، تلاش مي کردند تا مانع پيشروي هاي نيروهاي ايران و شکست ارتش متجاوز عراق گردند.

زمينه هاي صدور قطعنامه 598

قطعنامه 598 شوراي امنيّت به صورت ناگهاني و بدون پيش زمينه به وجود نيامد و ناشي از تفکرات يک جانبه هم نبود، بلکه نتيجه تحوّلات عظيم و اساسي در جبهه هاي نظامي و سياست هاي بين المللي بود که در جهت تقويت روحيه رژيم عراق و حاميان او و جلوگيري از گسترش امواج انقلاب اسلامي در کشورهاي عربي تنظيم گرديد. پيشرفت هاي نظامي عمده اي که در رشته عمليات هاي والفجر، خيبر، قدس، ظفر، کربلا، فتح و نصر به دست آمد و تلفات و خسارات سنگيني که به نيروهاي دشمن وارد شد و تصرّف بخشي از اراضي در داخل عراق، و به خصوص نزديک شدن ايران به بصره، وضعيت شديدا تهديدآميزي را براي عراق و حاميانش به وجود آورد. لذا با دستپاچگي حرکت سياسي تازه اي را سامان دادند تا با قبول برخي خواسته هاي ايران، نظام عراق را از اين مهلکه نجات دهند.

فشار بين المللي براي پذيرش قطعنامه 598

قطعنامه 598 شوراي امنيت يک حرکت سياسي بين المللي بود که به منظور جلوگيري از فروپاشي نظام عراق و کشورهاي عربي و متوقف کردن موج خروشان ورود به گسترش انقلاب اسلامي در منطقه، تصويب گرديد. اين بازي سياسي به ناچار براي تأمين برخي از خواسته هاي جمهوري اسلامي ايران، صورت گرفت؛ زيرا اگر خواسته هاي ايران برآورده نمي شد، اين حرکت متوقف مي شد، قطعنامه، خواسته هاي عراق را زير پوشش صلح و امنيّت بين المللي مطرح مي سازد تا اگر ايران آن را نپذيرد، شوراي امنيت بتواند به نام تأمين صلح بر ايران فشارهاي شديدتري وارد آورد. پيروزي هاي پي درپي ايران، در هم شکستن سيستم دفاعي عراق و تضعيف روحيه نظامي آن، قدرت هاي بزرگ شرق و غرب را وادار کرد تا براي اجراي قطعنامه، فشار بين المللي و تحريم اقتصادي و تسليحاتي ايران را شدّت بخشند و حضور نيروهاي نظامي خود را در خليج فارس تقويت کنند.

نکات مثبت و منفي قطعنامه

با توجّه به اوضاع جهاني و بروز تحوّلات در جبهه نظامي، شوراي امنيت با صدور قطعنامه 598، براي اوّلين بار در زمينه جنگ عراق و ايران برخورد جدّي و اساسي مي کرد و تصميم خود را براي پايان بخشيدن به جنگ عراق با ايران اعلام مي نمود و راه کارهاي اجرايي و معيارهاي عملي آن را نيز پيش بيني مي کرد. امّا تحريکات آمريکا و اعمال نفوذ آن کشور در شوراي امنيت، سبب گرديد تا اين قطعنامه نيز مانند قطعنامه هاي قبلي، واقعيت هاي اساسي جنگ را انکار کند يا از طرح آن طفره رود.

در قطعنامه به مسئوليت عراق در شروع جنگ اشاره نشده و متجاوز را معرفي نکرده بود و از محکوميت عراق به نقض حقوق بشر، کاربرد سلاح هاي شيميايي، حمله به مناطق مسکوني و هواپيماهاي غير نظامي و کشتي هاي تجاري سخني به ميان نيامده بود و ابهامات آن بهانه اي براي توجيه حضور و مداخله امريکا در خليج فارس گرديد.

صرف نظر از ايراداتي که داشت در مجموع مواد آن تأمين کننده بخشي از خواسته هاي جمهوري اسلامي ايران نيز بود.

مواضع رسمي جمهوري اسلامي ايران در قبال قطعنامه 598

شوراي امنيت در 29 تيرماه 1366 طرح قطعنامه 598 را به اتفاق آرا، به تصويب رساند و از طريق دبير کل به وزراي خارجه ايران و عراق ارسال کرد. وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران با صدور بيانيه اي آن را غير عادلانه، تناقض آميز و ناکافي دانست، امّا در موضع تفصيلي خود در 22 مرداد ماه 1366 ضمن انتقاد از اعمال نفوذ آمريکا و بعضي از بندهاي قطعنامه، خواسته هاي خود را به طور صريح و روشن ابراز داشت. به اين ترتيب ايران اين قطعنامه را نه ردّ کرد و نه پذيرفت و بر معرفي متجاوز به عنوان کليد حلّ مسايل جنگ، تأکيد کرد. پس از آن فشار جهاني به سرکردگي آمريکا بر ايران شدّت يافت و کشتي هاي نفتکش کويتي با پرچم آمريکا و تحت حمايت نيروي دريايي آن کشور، حرکت مي کردند و رزم ناوهاي خارجي به صورت وحشتناکي در خليج فارس افزايش يافت و تهديدات از هر طرف متوجّه جمهوري اسلامي ايران شد. سرانجام با افزودن راه کارها و اصول جديد به عنوان مبناي طرح اجرايي، در 27 تيرماه 1367، جمهوري اسلامي ايران موضع خود را در پذيرش کامل قطعنامه اعلام داشت.

مهم ترين دلايل پذيرش قطعنامه

با همه ايرادات و ابهاماتي که در قطعنامه 598 وجود داشت، بنابر بعضي مصالح و ضرورت هايي که وجود داشت، مقامات بلندپايه جمهوري اسلامي ايران موافقت خود را با قطعنامه اعلام داشتند که از آن جمله مي توان به مصلحت کلّي نظام، اوضاع نامساعد جهاني، حضور گسترده نظامي آمريکا در خليج فارس، کاربرد وسيع سلاح هاي شيميايي و بعضي عوامل ديگر اشاره نمود. امام راحل رحمه الله فرمود: «قبول قطعنامه که حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود... مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم...» بنا به فرمايش رهبر معظم انقلاب «به خاطر اهميت جان انسان ها و برقراري عدالت و صلح و امنيت منطقه اي و بين المللي، قطعنامه را مي پذيرد و مصلحت انقلاب و ملت هاي ايران و عراق و منطقه اين است که قطعنامه مذکور پذيرفته شود».

پديدآورنده: حفيظ اللّه زکي


 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین