گفتگوي اخثصاصي سايت ساجد با مديرکل نظارت و ارزيابي معاونت سينمايي وزارت ارشاد
گفتگو از علي ترکماني
سجادپور: استاندارد سازي مهمترين محور نظارت و ارزيابي
اشاره: عليرضا سجادپور معاون اداره کل نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد در دولت دهم است..وي که سوابق مديريتي متعددي در حوزه هنري،سينماي مستند و گسترش تجربي ؛ فرهنگسراي ارسباران و...را دارد،اکنون مسئول مميزي و تاييد فيلم هاي سينمايي کارگردانان ايران شده است.در رابطه با سينماي دفاع مقدس و بسترسازي هاي اداره کل و وظايف وي گفتگويي انجام داده ايم که با هم مي خوانيم:
تعريف شما از سينماي ايده آل و سينماي استاندارد چيست؟
** سينماي استاندارد سينمايي است که همه آثار بايد به آن برسد و از آن بالاتر برود سينماي ايده ال نفرات اول اين مسابقه هستند يعني يک ميداني است مثل المپيک براي ورود به المپيک يک شرايطي لازم است مي دانيد که پيش مسابقه مي گذارند يعني هر کسي که بخواهد وارد اين ميدان بزرگ شود بايد حد اقلي از استاندارد را داشته باشد اما ايده آل قهرمانان طلا و برنز و نقره هستند که در جشنواره هاي مختلف تحسين و تقدير مي شوند به نوعهاي مختلف حمايت مي شوند جايزه و تشويق مي شوند البته به سينماي ايده ال هيچ وقت نمي رسيم هميشه بايد بگوييم هنوز مانده هنوز مانده کلمه ايده آل کلمه اي است که اگر به آن رسيده ايم يعني تمام يعني مرگ سينماست بايد بگوييم به آن نزديک شده ايم يا داريم به آن نزديک مي شويم يا داريم در آن مسير هستيم ممکن است به بهترين حدود هم برسيم ولي بگوييم هنوز ايده آل ما چند گام بالاتر است سينماي ايده آل سينمايي است که ايران را بتواند نفر سينماي جهان بکند چقدر فاصله داريم تا آنجا خيلي زياد پس حالا حالا ها به آن نمي رسيم.
* سينماي فاخر ملي يعني جنگ و انقلاب را در سينماي ايده آل چگونه بايد پديد آوريم؟
**سينماي فاخر سينمايي نيست که تصميم بگيريم که اين پروژه را ما مي خواهيم فاخر کنيم همان هم بشود سينماي فاخر يک فرايند است بايد تعدادي از آثار در اين جهت راه بيفتد از آن تعدادي آثار فاخر در بيايند اصلا کيفيت در کميت است يک جريان بايد راه بيفتد که از تويش از دل آن تعدادي محصول قابل توجه تعداد محصول قابل توجه بشود آثار ممتاز را پيدا کرد تصميم نمي شود گرفت که همه ما توافق مي کنيم اين را فيلم ممتاز کنيم و اين بشود
*مي شود جهت داد؟
** بله مي شود جهت داد توليد آثار فاخر هم در برنامه هاي ما هست چون بودجه هاي رسمي مصوب دارد که فشاري هم به سينما وارد نمي کند بودجه اش جدا است حتما اين را ادامه خواهيم داد ولي تعريف جديدي از آن مي کنيم صرفا سينماي فاخر سينمايي که پولدار شود نيست بلکه موضوعات فاخر را شامل مي شود موضوعات مهم و فاخر را هم شامل مي شود و سعي مي کنيم با تعريف جديد اين جريان را شکل بدهيم چون سينماي فاخر يکي از اهداف ما براي رسيدن به سينماي ايده ال است و سينماي آبرومندي خواهد بود که مي تواند راه ما را به سمت مرزهاي سينماي جهاني هم برساند
در سينماي فاخر ژانر دفاع مقدس چه جايگاهي دارد؟
يکي از شعارهاي بسيار اساسي استاندارد سازي ماست بحث ارزشيابي و استاندارد سازي يکي از مهمترين محورهاي کاري است. اولا بعضي از اين توليدات که مي بينيد به هر حال از دوران مديريتهاي قبل مجوز گرفته اند و هيچ عقلي ايجاب نمي کند که شما مجوزها را نقض کنيد آنها قانونا حق دارند که کارشان را انجام دهند از اين به بعد ما حق داريم اخطار دهيم و جلوگيري کنيم و الا سنگ روي سنگ بند نمي شود نمي شود گفت من آمدم همه مجوزهاي قبلي باطل به سيستم اعتماد دارند ما احترام مي گذاريم به همه تصميمهاي قبلي و مي گوييم از اين به بعد از حالا به بعد ما ارزشيابي مي کنيم ارزشيابي يعني درجه دادن درجه بندي مهمترين کاري است که هدف گرفته ايم ما اسممان هم نظارت و ارزشيابي نيست ارزشيابي و نظارت اين مهمترين هدف ماست براي درجه بندي بعد نظارت بر اينکه اين درجه بنديها چگونه کنترل شود. دفاع مقدس واقعا مثل يک لوکوموتيو عمل ميکند، با قدرت راه ميرود و واگنهاي سينماي ايران را دنبال خودش ميکشد؛ براي همين از سال 1376 به بعد که به خاطر سوء سياستهاي فرهنگي و توفانهاي سياسي برگرفته از افکار و عقايد غريبه و بيگانه موجب شد که سينماي دفاع مقدس رو به تعطيلي برود، اين را آمارها هم نشان ميدهداگر ما ذات سينما را مبتني بر قصه و حرکت بدانيم، سينماي موسوم به جنگ يا دفاع مقدس که بعدا راجع به فرق آن ها توضيح ميدهم (اگر فرقي وجود داشته باشد)، واجد هر دوي اين هاست؛ يعني هم قصه دارد و هم تحرک. اصولا جنس موضوعات مربوط به جنگ و نبرد، و دفاع مقدس و مقاومت، ابزار اصلي جاذبههاي سينمايي را دارند.
براي همين سينمايي که بتواند به اين موضوعات دست بياويزد و چنگ بزند، حتما سينماي موفقي خواهد بود. ما در ايران يا هر جاي دنيا، سينماي جنگ نخواهيم داشت مگر اينکه آن جامعه خودش جنگ را تجربه کرده باشد وگرنه نميتواند يک چيز تخيلي تحت عنوان سينماي جنگ بسازد. چون دوران هشت ساله دفاع مقدس ما از به ياد ماندنيترين و تأثيرگذارترين و مهم ترين دورانهاي پس از انقلاب و اساسا تاريخ معاصر ايران است، طبعا ملت ما به خوبي مفهوم جنگ را دريافته و با پوست و گوشت و خونش با آن زندگي کرده است؛ پس ما ميتوانيم سينماي موسوم به جنگ يا دفاع مقدس داشته باشيم. من با اين تعاريف که سينماي جنگ چه هست و سينماي دفاع مقدس چيست زياد سر و کار ندارم و اهميتي هم به آن نميدهم؛ بلکه چيزي که از نظر من مهم است آنکه اين اثر چه تأثيري روي مردم ميگذارد. مردم يک اثر را ميبينند و ميگويند خوب است يا بد است؛ روي ما تأثير گذاشت يا نگذاشت؛ پيامش را منتقل کرد يا نکرد؛ ديگر اين براي شان مهم نيست که اين اثر متعلق به ژانر سينماي جنگ است يا سينماي دفاع مقدس. . هرگز نبايد هيچ بخشي از سينماي ايران، سينماي دفاع مقدس را رقيب خودش بداند، بلکه يکي از مهمترين ياوران و کمکهاي خودش فرض کند که بي هيچ چشم داشتي دارد به آن کمک ميکند. چه ما دوست داشته باشيم چه دوست نداشته باشيم، پر فروشترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران که با فاصله بعيدي از رقباي خود جلو هستند، يعني فروش آن ها آن قدر چشم گير و عجيب و غريب است که استثنا تلقي ميشوند متعلق به سينماي دفاع مقدس است. اتفاقا از سال 1376 به بعد که يک دفعه پايه اين جريان را زدند و از پا انداختند، کل سينماي ايران سقوط کرد، يعني خيلي از مخاطبين به اعتماد اين آثار ميآيند به کل سينما اعتماد ميکنند؛ اگر اين آثار نباشد، کل سينما مشتري نخواهد داشت و تماشاگران نخواهند آمد.
مفهوم جنگ در جامعه خودمان با مفهوم جنگ در جوامع ديگر متفاوت بود؛ چراکه اين مقاومت براي حفظ ارکان اصول اعتقاد ديني ملي و فرهنگي مان بود و رهبر جنگ ما پاکترين شخص دوران معاصر، امام خميني(ره)، بود و از آن طرف چون هجمهاي که به ما شده بود از جانب کثيفترين و بدترين موجودات دنيا شده بود؛ طبيعتا کلمه جنگ براي اتفاقي که در کشور ما افتاده به نظر کم است؛ براي همين به کلمه زيباي دفاع مقدس تعبير شد، وگرنه هر دو يکي است. من خيلي به اين نام گذاريها تعصب ندارم. با وجود تمامي اين تفاسير، بايد گفت سينماي دفاع مقدس در ايران گل سرسبد تمامي هنر و فرهنگ ايران در دوران معاصر است. بيدليل نيست که ميگويم گل سرسبد تمامي هنر و فرهنگ کشور است چون به تدريج با توليداتي که انجام شد و زحماتي که هنرمندان اين عرصه کشيدند، تبديل به يک گونه منحصر به فرد و خاص شد که مليترين حرکت هنري ايران به شمار ميرود. يعني سينماي دفاع مقدس ما شکلي به خودش گرفت که هر جاي دنيا حتي يک بخشي از آن را بدون اينکه ديالوگ داشته باشد يا به زبان فارسي باشد يا اسامي فارسي را لو بدهند، نشان بدهند، همه متوجه ميشوند که اين براي ايران است و متعلق به ژانر دفاع مقدس است؛ چون اصولا خود دفاع مقدس ما در تمامي نمونههاي مشابه جنگي خودش از هر نظر بي نظير بود. سينماي دفاع مقدس ما هم بينظير است، چون از حوادث و واقعيتهاي دفاع مقدس خودمان الگوبرداري کرده است. سينماي دفاع مقدس ما از کاراکترهايي مثل فرماندهان جنگ، نيروها و سربازاني به نام بسيجيان بهره ميبرد که با هيچ فرمانده و نيروي جنگي در هيچ جنگ ديگري قابل مقايسه نيست.
*نقش مديران فرهنگي در توسعه اين گونه سينمايي چيست؟
** در طول دفاع مقدس فقط جرقههايي از سينماي دفاع مقدس ميديدم. متأسفانه مديريت فرهنگي آن زمان علاقه چنداني به سينماي دفاع مقدس از خودش نشان نميداد و استدلال غلطي هم داشت. استدلالش اين بود که الان جنگ است، بگذاريد از جنگ فاصله بگيريم، بعد فيلمهاي خوب بسازيم. خب، من نميفهمم چه جور مدير فرهنگي خودش را متعلق به اين نظام ميداند، در شرايطي که نظام، درگير مهمترين جنگ است، بگويد اين سينما اولويت ندارد و سينماي خانوادگي، عرفاني و جشنوارهاي اولويت دارد. متأسفانه اين انحراف فرهنگي آن موقع هم وجود داشت. بعد که جنگ تمام شد، همان مديريت که حاکم بود، گفت حالا که ديگر جنگ تمام شده، بپردازيم به موضوعات ديگر؛ يعني به اين بهانه ميخواست بگويد من سينماي دفاع مقدس نميخواهم. با اين استدلالهاي ابلهانه و احمقانه، سينماي دفاع مقدس در مهمترين زمانش که خود جنگ باشد، فقط تک جرقههايي داشت که آن هم به خاطر پايمردي و پافشاري برخي افراد بود، نه سياستگذاري هدف مند دولتي. بعد از جنگ هم همين طور؛ با آن پايمرديهاي شخصي بود که سينماي دفاع مقدس توانست ادامه پيدا کند تا جايي که سپاه پاسداران وارد عرصه شد و انجمن سينماي دفاع مقدس را به وجود آورد. انجمن هم در دو، سه سال تأسيس ابتداي خودش خيلي خوب فعال شد. خوشبختانه با تغيير مديريت فرهنگي هم همزمان شد و در يک مقطعي از اوايل دهه 70 تا اواسط آن، يک دفعه سينماي دفاع مقدس به خاطر اين هماهنگيها رشد کرد. من آمار دقيق دارم - چون آن موقع من يکي از مديران مجموعه بودم - يادم هست که از 66 فيلم سينمايي که سال 1375 ساخته شد، 21 فيلم، دفاع مقدسي بود. جالب آنکه همه ژانرها و تنوع گونهها در آن 45 فيلم ديگر سينمايي بود، يعني همه افراد با همه سلايق فيلم ميساختند. اما از سال 1376 به بعد رسما وزير ارشاد بعدي آمد و گفت سينماي دفاع مقدس بازکننده کينههاي قبيلهاي است، يعني نگاه او به جنگ هشت ساله، کينه قبيلهاي بود، اصلا نگاه جهاني نداشت. انگار دو تا قبيله به جان هم افتادند. با اين نگاه عقب افتاده، هم سينماي دفاع مقدس را کاملا تعطيل کرد و هم کل سينماي کشور سقوط کرد و هم مردم از سينما رويگردان شدند و قهر کردند. اين موضوع موجب شد که برگشتن به آن شرايط بسيار دشوار شود. بنابراين من فکر ميکنم به يک عزم و حمايت جدي در سينماي دفاع مقدس نياز داريم. ما در آينده بايد با نگاههاي نو و تازه، پردههايي تازه از دفاع مقدس برداريم، همان طور که الان دارد رمانهاي تازه راجع به دفاع مقدس نوشته ميشود که چشمها را خيره کرده، نگاه ما در سينما بايد نو و تازه باشد. متناسب با مخاطب امروز به دفاع مقدس نگاه کنيم؛ يعني اگر هم فيلمي راجع به حوادث دهه 60 ميسازيم، بکوشيم به سئوالات امروز پاسخ بدهيم؛ يعني در آن، سئوالات امروز را مطرح کنيم و به آن جواب بدهيم. مخاطب امروز ما همچنان به ارزشها و اصول دفاع مقدس علاقه مند است و اصلا در زندگي عادي به آن نياز دارد. ما بايد با توليد فيلمهاي مان نسلهاي بعدي را نسبت به مشکلاتي که وجود دارد واکسينه کنيم. ما با استفاده از آرمانهاي دفاع مقدس ميتوانيم در عرصه جنگ نرم هم مخاطب را آماده بکنيم.
نظر شما در مورد جريانسازي بعد از توليد فيلم پر فروش اخراجيها چيست؟
نظر مسئولين در زمان ساخت «اخراجيها» نظر صادقانهاي بود. آن ها از بس ديدند سينماي دفاع مقدس در رکود است، يک طرح اين طوري را که توانست به رونق بيفزايد خيلي حمايت کردند. براي بقيه افراد در عرصه هنر و فرهنگ تداعي شد که براي مسئولين، اخراجيها الگو است، در صورتي که اين طور نيست. تيم جديد مديريت سينمايي وقتي آمد اول تکليف خودش را با اين الگوها مشخص کرد. ما صريحا اعلام کرديم اخراجيها کف موردنظر ماست؛ کف استاندارد ماست؛ به خود سازندهاش هم گفتيم که اخراجيها را رد نميکنيم، اما به عنوان الگو هم بيان نميکنيم؛ اخراجيها کف استاندارد ماست و اگر فيلمي از اين هم نازلتر بشود، ديگر اصلا آن را قبول نميکنيم.
* با اين وضعيت فکر مي کنيد سينماي جنگ آينده روشني داشته باشد؟
بالاخره بايد بپذيريم درصدي از اين توليدات حتما در آن خطا وجود خواهد داشت يک بخشهايي اش را ما نظارت و کنترل مي کنيم با هم فکري سعي مي کنيم اصلاح کنيم بالاخره يک بخشهايي هم کارشناسها به ما خواهند گفت که اين اشکال دارد و ما درستش مي کنيم ولي بايد همه سعي و خطا را بپذيريم که به هر حال با نيت سالم وقتي آدم جلو مي رود ممکن است اشتباه هم بکند همه به هم کمک کنيم که اين سينما جلو برود هنرمندهاي ما موجودات حساسي هستند اگر حس کنند خيلي به انها سخت گرفته مي شود رها مي کنند اين موضوع را آن وقت مي بينيم سينماي ما پر از موضوعات سطحي شد.درکل مهمترين اتفاق در تاريخ 30 ساله انقلاب ، جنگ است،اما عده اي در اين رابطه بگويد اين سينما اولويت ندارد و سينماي خانوادگي، عرفاني و جشنوارهاي اولويت دارد. متأسفانه اين انحراف فرهنگي آن موقع هم وجود داشت. بعد که جنگ تمام شد، همان مديريت که حاکم بود، گفت حالا که ديگر جنگ تمام شده، بپردازيم به موضوعات ديگر؛ يعني به اين بهانه ميخواست بگويد من سينماي دفاع مقدس نميخواهم. با اين استدلالهاي ابلهانه و احمقانه، سينماي دفاع مقدس در مهمترين زمانش که خود جنگ باشد، فقط تک جرقههايي داشت که آن هم به خاطر پايمردي و پافشاري برخي افراد بود، نه سياستگذاري هدف مند دولتي. بعد از جنگ هم همين طور؛ با آن پايمرديهاي شخصي بود که سينماي دفاع مقدس توانست ادامه پيدا کند تا جايي که سپاه پاسداران وارد عرصه شد و انجمن سينماي دفاع مقدس را به وجود آورد. انجمن هم در دو، سه سال تأسيس ابتداي خودش خيلي خوب فعال شد. خوشبختانه با تغيير مديريت فرهنگي هم همزمان شد و در يک مقطعي از اوايل دهه 70 تا اواسط آن، يک دفعه سينماي دفاع مقدس به خاطر اين هماهنگيها رشد کرد. من آمار دقيق دارم - چون آن موقع من يکي از مديران مجموعه بودم - يادم هست که از 66 فيلم سينمايي که سال 1375 ساخته شد، 21 فيلم، دفاع مقدسي بود. جالب آنکه همه ژانرها و تنوع گونهها در آن 45 فيلم ديگر سينمايي بود، يعني همه افراد با همه سلايق فيلم ميساختند. اما از سال 1376 به بعد رسما وزير ارشاد بعدي آمد و گفت سينماي دفاع مقدس بازکننده کينههاي قبيلهاي است، يعني نگاه او به جنگ هشت ساله، کينه قبيلهاي بود، اصلا نگاه جهاني نداشت. انگار دو تا قبيله به جان هم افتادند. با اين نگاه عقب افتاده، هم سينماي دفاع مقدس را کاملا تعطيل کرد و هم کل سينماي کشور سقوط کرد و هم مردم از سينما رويگردان شدند و قهر کردند. اين موضوع موجب شد که برگشتن به آن شرايط بسيار دشوار شود. بنابراين من فکر ميکنم به يک عزم و حمايت جدي در سينماي دفاع مقدس نياز داريم. ما در آينده بايد با نگاههاي نو و تازه، پردههايي تازه از دفاع مقدس برداريم، همان طور که الان دارد رمانهاي تازه راجع به دفاع مقدس نوشته ميشود که چشمها را خيره کرده، نگاه ما در سينما بايد نو و تازه باشد. متناسب با مخاطب امروز به دفاع مقدس نگاه کنيم.
