قيام 15 خرداد 42 به قلم جواد منصوري
نويسنده بخش اول را به مقطع كودتاي 28 مرداد تا دولت اميني اختصاص داده و درباره اهداف كودتا نوشته است: «آنچه طي دوران بيست و پنج ساله 1332 تا 1357 در ايران گذشت، در واقع از يك طرف اجراي سياست ها و برنامه هايي بود كه در اهداف كودتاي 28 مرداد 32 نهفته بود و از طرف ديگر مبارزه ها و مخالفت هايي بود كه مردم، گروه ها و رهبران در مقابله با آنها انجام دادند...»
در راستاي اهداف كودتا در صفحه 24 آورده است كه «عقد قرارداد كنسرسيوم، عضويت در پيمان بغداد، قرارداد دوجانبه ايران و آمريكا در سال 1338، قانوني كردن و توسعه تشكيلات ساواك و خلاصه تمامي اقداماتي كه در نهايت به وابسته شدن كامل ايران به آمريكا منتهي گرديد با توجيه «مقابله با خطر كمونيسم» صورت مي گرفت.» نويسنده در اين رابطه تعدادي سند را در متن كتاب درج كرده است. فصل دوم از بخش اول با عنوان «آغاز نهضت اسلامي» با اشاره به اوضاع سال هاي 40 و 41 به موضوع اعتراض و حركات اختصاص داده و در صفحه 50 آورده: «پس از بازگشت شاه از آمريكا با توجه به اوضاع و احوال حاكم بر حوزه ها و به دليل عدم شناخت مراجع و روحانيت، خصوصاً شخصيت فوق العاده و استثنايي حضرت امام خميني(ره) اين تصور در رژيم حاكم وجود داشت كه مشكلي براي اجراي سياست هاي جديد و اصلاحات آمريكايي وجود ندارد. رژيم شاه و مقامات آمريكا تصور نمي كردند كه روزي مراجع تقليد و حوزه ها به حركت در آيند و آنچنان در مقابل شاه و دستگاه حاكم ايستادگي كنند كه حتي با حمايت ها و كمك هاي تمامي دولت هاي بزرگ، شكست خورده و ساقط شوند... معجزه رهبري حضرت امام خميني(ره) نه تنها انقلابي در حوزه ها ايجاد كرد بلكه به دليل شخصيتي و رهبري وي براي قدرت هاي خارجي و ايادي داخلي آنان غالباً تحليل ها، پيش بيني ها و برنامه هاي سياسي - تبليغاتي با موفقيت روبه رو نمي گردد.» فصل سوم از بخش اول به «مخالفت با طرح هاي آمريكايي» اشاره دارد كه منجر به جريان مدرسه فيضيه مي گردد.
بخش دوم كتاب كه شامل چندين فصل مي باشد با عنوان «قيام پانزده خرداد 1342» وارد بحث شده و در فصل اول به اعلاميه حضرت امام در آستانه ماه محرم 1383 هجري قمري اشاره دارد و در صفحه 143 آورده است كه: «سخنان ايشان [امام راحل] در آخرين روز درس قبل از محرم- كه هشداري جدي و صريح بود و با عبارات «واي بر نجف ساكت. واي بر قم ساكت»- بالاخره پيامي كه خطاب به علما و گويندگان فرستاد، وضعيت جديدي را به وجود آورد كه مي توان گفت كاملاً بي سابقه بود. جوان ها با شور و احساسات در جلسات ديني شركت مي كردند، مداحان، نوحه ها و اشعار انقلابي مي خواندند و گويندگان بحث هاي سياسي و اعتقادي مناسب با اوضاع و شرايط را ايراد مي كردند و همه خود را براي برگزاري مراسم فوق العاده عاشورا آماده مي كردند. رژيم شاه در مقابل وضعيت جديد، قدرت تصميم گيري را از دست داده بود...»
نويسنده فصل دوم از بخش دوم را به «دستگيري امام و قيام 15 خرداد» اختصاص داده و در ادامه قيام ها در شهرهاي قم، تهران، ورامين و ساير شهرها را به بحث گذاشته. فصل سوم از بخش دوم نظرات، مواضع و تحليل ها پيرامون قيام 15 خرداد در محافل سياسي اجتماعي داخل و خارج از كشورها را درج نموده است.
فصل چهارم از بخش دوم ويژگي هاي قيام 15 خرداد را برشمرده است.
بخش سوم كتاب به مبحث تداوم قيام اشاره دارد كه در فصل اول با موضوعاتي چون حركت هاي سياسي، اعتصابات سراسري، اجتماع مراجع و علما در تهران، مذاكرات علما و دولت و آزادي موقت امام را توضيح داده و وارد فصل دوم از بخش سوم مي گردد. فصل دوم درباره آزادي امام و توطئه هاي تبليغاتي رژيم شاه بحث كرده و با اشاره به سخنراني 21 فروردين امام راحل بيانات امام راحل را تحليل كرده است.
فصل سوم از بخش سوم در دو قسمت بحث كرده؛ يكي درباره پي آمدهاي مردمي قيام و ديگري تغيير حركت هاي رژيم شاه مانند تفرقه بين علما، سركوب و خفقان، گسترش فساد و غيره را توضيح داده و در پايان نتيجه گيري كرده و در صفحه 357 آورده است كه «قيام مردمي پانزده خرداد 1342 اگر چه به ظاهر يك (و يا چند روز) بود ولي به دليل انگيزه الهي مردم و فداكاري و از جان گذشتگي آنان، خداوند آنچنان اثراتي بر آن گذاشت كه هيچ كس تصور نمي كرد كه روزي به عنوان «مبدأ انقلاب اسلامي» و منشأ تحولات وسيع داخلي و بين المللي شود. با وجود اين به نظر مي رسد جمع بندي و نتيجه گيري در جهت تداوم مبارزه با استكبار همچنان ضرورت دارد و پيروزي انقلاب اسلامي را نبايد پايان مبارزه دانست. زيرا دشمن هيچ گاه دست از دشمني و جنگ برنمي دارد.
