سدّ آتش

کد خبر: ۱۲۸۷۲۰
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۸ - 29November 2011




چهاردهمين روز بهار سال 1367 _ که مصادف با ميلاد با سعادت آقا امام زمان (عج) بود _ به تدريج سپري مي شد و پرسنل تيزبين و هميشه بيدار پدافند پالايشگاه و نيرو گاه اصفهان ، مشغول پاسداري از حريم هوايي منطقه بودند . طبق روال کاري ، از ابتداي روز ، بازديدهاي روزانه از سرويس و نگهداري جنگ افزار و آگاهي از وضعيت خطوط  ارتباطي انجام شده بود . من نيز صبح همان روز ، طبق معمول ، به ستاد گردان و دفتر کارم بازگشتم و با جمعي از فرماندهان و مسئولان قسمتها ، در خصوص مسائل کاري مشغول بحث و تبادل نظر شديم .
در ساعت 58/13 دقيقه ، ناگهان از طريق شبک? اعلام خبر ديده باني در پست فرماندهي ، حضور دو فروند هواپيماي « ميراژ» عراقي ، در منطق? تحت کنترل ما در ارتفاع پايين اعلام گرديد . با اعلام اين خبر ، شور و شوق و هيجان خاصّي در منطق? پدافندي پالايشگاه و نيروگاه اصفهان حکمفرما شد . آژير خطر در مراکز صنعتي فوق به صدا در امد و پيام عمليّاتي ، مبني بر نزديک شدن دو فروند هواپيماي متجاوز عراقي به منطقه ، از طريق شبک?  ارتباطي بيسيم ، به مواضع ابلاغ گرديد.
بانزديک شدن هواپيماهاي دشمن به حريم هوايي منطق? اصفهان ، لحظه به لحظه موقعيت جديدتري از طريق شبک? ديده باني چنان دقيق وبا هيجان وضعيت هواپيماهاي دشمن را اعلام مي کردند که گويي مدرن ترين سيستم اعلام خبر الکترونيکي از طريق ماهوار? عمليّات را کنترل مي کند . حقيقتاً صحن? جالبي بود! هواپيماها جنوب شهر اصفهان را دور زده بودند و از شمال پايگاه هوايي مستقر در منطقه ، به قصد حمله به پالايشگاه و نيروگاه ، به مواضع جنگ افزار نزديک مي شدند . ضمن تقسيم کار و برقراري ارتباط هماهنگ و منظّم بين پستهاي ديده باني ومواضع « اسکاي گارد » و 23 ميلي متري ، با حداکثر توان عملياتي خود ، براي پذيرايي از ميهمانان ناخوانده مهيّا مي شدند . گويي همه منتظربودند که با توکّل به خداي بزرگ ، عيدي بزرگي از آقا امام زمان (عج) دريافت کنند . حالت اضطراب عجيبي بر منطقه حکمفرما شده بود و همه در انتظار آينده اي مبهم بودند . نفسها در سينه حبس شده بود و صداي قلب در گوش شنيده مي شد .
با توجه به مسئوليت شغلي ام ، بيش از هر کس نگران اوضاع بودم و دقيقاً نمي دانستم که با توجه به شرايط اعلام خبر به موقع و لحظه به لحظه پستهاي ديدباني و شروع عمليات و درگيري هوايي ، حاصل نبرد چه خواهد شد . با دقت ، مسير پرواز اعلام شده را مشاهده مي کردم که در ساعت 02/14 دقيقه ، ناگهان با شنيدن اولين رگبار جنگ افزار هاي ضدهوايي سمت حمله ، حضور دو فروند هواپيماي دشمن بر فراز آسمان منطقه پالايشگاه تاييد و کاملا با چشم رويت شد . با شليک اولين رگبار ، تيراندازي ساير جنگ افزارها به سمت هواپيماها آغاز و فرمان سد آتش به مواضع سمت داده شد . صحنه بسيار حساس و سرنوشت سازي بود کوچک ترين غفلت ، موجب خسارات جبران ناپذيري مي شد .
گلوله هاي شليک شده جنگ افزارها با سرخي و زيبايي خاصّي اطراف هواپيما را احاطه کرده بود . شايد خلبانان عراقي انتظار چنين پذيرايي خوبي را از سوي پرسنل هوشيار پدافند نداشتند . جنگ افزارها که با همّت پرسنل زحمتکش نگهداري سرويس شده بودند ، همچون چلچله آواز مي خواندند و تيراندازي آنها لحظه اي قطع نمي شد . سيستم رادارهاي « اسکاي گارد» همراه با جنگ افزار هاي 35 ميلي متري ، با رگبار هاي دقيق و حساب شده ، روي هدف اجراي آتش مي کردند . جنگ افزارهاي 23 ميلي متري که تير اندازي را آغاز واوّلين گلوله ها را به سوي هدف شليک کرده بودند ، همچنان با قدرت و دقّت به تيراندازي ادامه مي دادند. تصوّرمي شد که درميدان کارزار،جنگ افزارها، مسابقه اي را ترتيب داده اند . صحنه اي بسيارمهيّج و در عين حال ، پر اضطراب بود . يک لحظه ، از صميم قلب و ته دل ، از خداي خود و آقا امام زمان (عج) خواستم که ما را ياري دهد تا بتوانيم مأموريت خود را آن طور که شايست? ملّت قهرمان و سرافراز ايران است ، انجام دهيم وبا توجّه به يوم الله نيمه شعبان و تعطيلات نوروزي ، عيدي مناسبي دريافت کنيم .
صداي رگبار گلوله ها، لحظه اي قطع نمي شد . ناگهان تير خلاص شليک شد و هدف مورد اصابت قرار گرفت و در مقابل چشمان تيزبين پرسنل فداکار پدافند و ساير پرسنل حاضر در منطقه ، هواپيماي اوّل در فضا به آتش کشيده شد و به سمت زمين سقوط کرد.توصيف آن لحظ? باشکوه و غرور آفرين، بسيار مشکل است .عمليات چنان سريع و برق آسا انجام شد
که شايد بتوان آن را در حدّ يک خواب و خيال ، توصيف کرد. با مورد اصابت قرار گرفتن و سقوط اوّلين هواپيماي دشمن ، تير اندازي روي هواپيماي دوم ادامه يافت و خلبان آن که متوجّه سقوط هواپيماي فرماند? خود شده و در ميان آتش پرحجم پدافند گرفتارآمده بود ، موفّق نگرديد به اهداف شوم خود برسد و با رها کردن بمبها در خارج از تأسيسات و تحمّل خساراتي از طرف جنگ افزارهاي پدافند ، ناچار به فرار شد .
چند لحظه بعد از سقوط هواپيماي عراقي در منطقه از طريق شبک? ارتباطي يکي از مواضع سمت حمله اعلام شد که خلبان هواپيما با چتر درموضع جنگ افزارسقوط کرده و به اسارت درآمده است . با دريافت اين پيام وکسب اين پيروزي بزرگ ، شور و شوق خاصي بر منطقه حکمفرما گشت ؛ به گونه اي که صداي تکبير بچّه ها ، از شبک? ارتباطي و پست فرماندهي و ستاد گردان ، لحظه اي قطع نمي شد . تصوّر اين که لحظه اي سکوت و انتظار ، به چنين صحن? پر شور و افتخاري مبدل شده ، کار آساني نبود . با دريافت خبر به اسارت درآمدن خلبان هواپيماي عراقي درمواضع جنگ افزار ها ، اکيپي را جهت تحويل گرفتن خلبان و انتقال آن به ستاد گردان عازم کردم . پس از چند دقيقه ، تيم اعزامي همراه با خلبان ، در حالي که چراغ خودروها را روشن کرده بودندو بوق ميزدند ، به محوط? گردان رسيدند . پرسنل همراه ، تکبير گويان ، يکديگر را در آغوش گرفته بودند و تبريک مي گفتند . لبخند شادي بر هم? لبها نقش بسته بود . من نيز از اينکه شاهد خوشحالي همکارانم بودم ، بيش از حد احساس خوشحالي مي کردم و اشک شوق در چشمانم حلقه زده بود . صحنه اي بسيار شيرين و به ياد ماندني بود . گويي خستگي مدّتها کار و تلاش دسته جمعي ومداوم به سرآمده و همه اجر و پاداش شبانه روزي خود را از آقا امام زمان (عج) گرفته بودند .
خلبان اسير ، به اتاق فرماندهي هدايت شد و پرسنل با خوشحالي به يکديگر تبريک گفتند و از صحنه عکس يادگاري گرفتند . در همان ابتداي اسارت خلبان ، متوجّه شديم که وي به هنگام فرود با چتر ، از ناحي? دست آسيب ديده است . بلافاصله اکيپ اورژانس پالايشگاه به محل مراجعه و اقدام به مداواي وي کرد .
با تحقيقات اوّليه مشخص گرديد که خلبان اسير شده ، سروان « طلال خليل ابراهيم » 31 ساله ، اهل کاظمين ، متاهل و داراي يک فرزند مي باشد و فرماند? تيم پروازي بوده است .
خبر رسيد که مردم شهربا آگاهي ازحمل? هوايي و ديدن شعله هاي دود وآتش بر فرازآسمان پالايشگاه ونيرو گاه ، نگران شده اند . صف ماشينها در جايگاههاي بنزين به چندين کيلومتررسيده بود . وقتي خبر سقوط هواپيما به گوش مردم اصفهان رسيد ، موجب خوشحالي بيش از حد مردم شهيد پرورگرديد و صف طولاني بنزين روال عادي خود را به دست آورد . مردم قهرمان اصفهان با پخش نقل و شيريني و گل ، اين پيروزي را جشن گرفته ، از پرسنل پدافند به گرمي پذيرايي کردند . جمعي از مسئولان استان ، در ستاد فرماندهي پدافند پالايشگاه و نيروگاه اصفهان حضور يافتند و پس از مشاهد? خلبان اسير عراقي، ضمن قدرداني از موفقيت پرسنل، از محل هواپيماي ساقط شده بازديد به عمل آوردند.سپس با هماهنگي فرماندهي پايگاه هوايي اصفهان ، خلبان اسير عراقي به پايگاه انتقال يافت و پس از چند ساعت ، توسط يک فروند هواپيما به تهران اعزام گرديد . همچنين خبر سقوط هواپيما و اسارت خلبان ، در اخبار سراسري و رسانه هاي گروهي کشورمان و نيز ساير کشور ها - از جمله راديوي عراق - پخش شد . ضمناً ازطريق منابع کسب خبر و اطلاعات الکترونيک اطلاع داده شد که هواپيماي دوم نيزدچارآسيب شديد شده ودرراه باز گشت، خلبان آن اجباراً هواپيما را ترک کرده است  و از طريق سلسله مراتب فرماندهي ، سقوط اين هواپيما نيز مورد تأييد قرار گرفته است . يکي از فرماندهان آتشبار اسکاي گارد که در هنگام وضعيت قرمز و درگيري ، در موضع دو اسکاي گارد مستقر در سمت حمله حضور داشت ، مي گفت :« من سمت حمله را از روي اسکوپ رادار دقيقاً زير نظر داشتم تا هواپيماهاي دشمن بر صحن? رادار ظاهر شدند . بلافاصله قفل رادارروي آنها انجام شد . وضعيت تعقيب هدف ، توسط رادار ، بسيار ايده آل بود و بهترين شرايط جهت محاسب? کامپيوترونهايتاً زاوي? پيشگيري توپهاي 35 ميليمتري اسکاي گارد فراهم شده بود . لحظه به لحظه ، فاصل? هواپيماها نسبت به رادار کمتر مي شد . وهدف در صفحه تلويزيون رادار، قابل رؤيت بود و مسئول مربوطه هر لحظه اطلاعات جديدتري را ازموقعيت هدف- از نظر سمت و برد و ارتفاع و زمان پرواز گلوله - اعلام مي کرد. توپها را در اختيار رادار قرار دادم و هدف به طور دقيق ، توسط توپ و رادار تعقيب شد .سپس لامپ آماده بودن آتش ، در داخل کاببين رادار روشن شد و در حالي که اضطراب شديدي بر ما حکمفرما شده بود ، دکم? آتش را فشار دادم و اولين رگبار گلوله، به سمت هدف شليک شد . مسير گلوله ها در صفحه تلويزيون ، کاملاً ديده مي شد. ساير مواضع مستقر در سمت حمله _ اعم از 23 ميلي متري و 35 ميليمتري _ روي هدف اجراي آتش مي کردند و آماجي از گلوله ها، اطاف هدف را احاطه کرده بود . توپها با رادار دقيقاً روانه شده بود و با هر رگبار ، قسمتي از بدنه و بال هواپيما کنده مي شد . من همچنان به تير اندازي ادامه داده ، شستي آتش را فشار مي دادم که ناگهان با آخرين رگبار ، هدف آتش گرفت . اين صحنه به قدري زيبا بود که من خاطرات آن روز را از ياد نخواهم برد . نهايتاً هدف به زمين سقوط کرد و تا آخرين لحظ? برخورد ، رادار آن راتعقيب کرد.با اصابت هواپيما به زمين، آتش ودود به آسمان زبانه کشيد و هم? ما نيز بي نهايت خوشحال شديم وبا صداي بلند تکبيرگفتيم.

راوي:سروان م .ع

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین