مسجد و حسینیه ،محل دعا برای ستم پیشگان نیست

کد خبر: ۱۲۹۱۸۵
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۴:۳۶ - 03May 2011
آنجا حتی زیر انداز هم نداشت .اهالی را جهت بر پایی مراسم عزاداری حسینی ترغیب کرد .در اندک زمانی همه چیز مهیا شد .حتی بلند گو هم برای اجرای مراسم آماده شد .در یکی از شبها ،فردی پس از ذکر مصیبت و نوحه سرایی با برنامه از پیش طرح شده ،به دعای شاه و انصارش پرداخت .برخی از عمال رژیم در همین مجلس حضور داشتند .فخر زاده مخفیانه سیم بلند گو را قطع نمود و این امر موجب اعتراض بعضی از طرفداران رژیم شد .او با شهامت تمام از میان مردم بر خاست و گفت : برای عزاداری حسین (ع) و سوگواری در این محل جمع شده ایم و مسجد و حسینیه ،محل دعا برای ستم پیشگان نیست .
وابستگان رژیم صورتجلسه ای ترتیب داده ،سریعا به اطلاع ساواک رساندند .ساعت 12 همان شب ،ماموران به خانه اش ریخته ،او را با خود بردند و بعد از شکنجه ها و بازجویی ها ،به حبس دراز مدت و ...تهدیدش کردند . تنی چند از افراد خیر و خدا جو با ضمانت و وثیقه او را از دست جلادان رهاندند .
او امام را خوب می شناخت و اعلامیه ها و پیامها ی ایشان را به مردم می رساند .در تمام راهپیمایی ها ،شرکت می جست و جوانان و دوستان نزدیک خویش را نیز به این کار تشویق می کرد و سر انجام به خاطر همین حرکتها ،مورد تعقیب ماموران قرار گرفت و بارها او را به هنگام راهپیمایی ها و تظاهرات و خروج از مجلس سخنرانیها ،باز داشت کردند .بعد از پیروزی انقلاب ،فخر زاده ،در محله خود ،انجمن اسلامی شهید رجایی را به کمک دوستان تشکیل داد و کلاسهای آموزش قرآن ،اصول عقاید و ...بر پا ساخته ،پای جوانان را به این نوع محافل فرهنگی باز می کرد .در سال 1359 به ایجاد پایگاه مقاومت بسیج در همان محل اقدام کرد و به آموزش نظامی جوانان پرداخت و اردوهای شبانه ترتیب می داد و آنان را برای اعزام به جبهه ها آماده نمود .

تجربه هایی که او در گرما گرم دفاع مقدس به دست آورد ،چنان قابلیت های فرماندهی و مدیریت بر تر در او ایجاد می کرد که خیلی زود ،مراحل مقدماتی سپاهی گری را طی کرده تا سمت جانشین گردان فرا آمد و از نوعی دید ویژه بر خوردار گردید که در گزینش نیروها یاریگر موقعیت های او شد .در امر سازماندهی همیشه گامی فراتر از خواسته های فرماندهان حرکت می کرد .

شهید مرتضی در جریان یکی از عملیات ها ،نیروها را در محلی جمع و حدود نیم ساعتی صحبت کرد و محور سخنانش چنین بود که بسیاری از گردانها برای پاتک دشمن آمادگی ندارند و من اعلام کرده ام که گردان ما آمادگی های کافی برای پاتک و مقابله با دشمن را دارد .هر کس آماده است سه بار یا زهرا بگوید .همه بچه ها یکصدا و پرصلابت ،ندای یا زهرا را سر دادند و سر افرازانه به سوی دشمن شتافته و موفقیت های چشمگیری به دست آوردند .
بر گرفته از خاطرات شفاهی خانواده ودوستان شهید

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین