حاج صادق هیچ اعتراضی نکرد

کد خبر: ۱۲۹۵۷۰
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۲ - 16May 2011
در عملیات والفجر یک بود که این برادر به عنوان تک تیرانداز با نیروها رفته بود در وسط میدان مین ،به روی یکی از مین ها میرود ومجروح می شود. من در اورژانس بودم که دیدم یک آمبولانس آمد .
دیدم داخل آمبولانس پر از مجروح است . عملیات حدود دو سه ساعت بود که شروع شده بود و مجروح ها و جنازه ها را روی هم انداخته بودند. اینها را یکی یکی برداشتیم که آخرین فردی را که مانده بود و در زیر مجروح ها و جنازه ها بود حاج صادق بود . راننده با دیدن این وضع به شدت ناراحت شد و گفت که سیاهی شب باعث شد که شما را نشناسم، ببخشید . حاج صادق هم گفتند نه اشکالی ندارد شما در تاریکی از کجا باید مرا می شناختید . راننده خیلی ناراحت شده بود . حاج صادق هم هیچ اعتراض نکرد که من زیر این جنازه ها و مجروح ها ماندم .خیلی انسان عجیبی بود حتی در آن لحظه هم صداقتش را از دست نداد.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین