قيامت، حسين فهميده يقه ما را مى گيرد
خلاصه با زبان ريختن و پارتى بازى رفتم جبهه. موقع عمليات كه شد و خواستند نيروها را از دزفول به غرب ببرند دوباره سن و سال اسباب دردسرمان شد، به مسوول پنجاه ساله اى كه مى گفت شما نمى خواهيد بيايد گفتم: شما اگر مهمان منزلتان بيايد گل پژمرده جلويش مى گذاريد يا غنچه تازه شكفته، گفت: حالا ديگر ما پژمرده شده ايم، امان از زبان شما بسيجى ها.
ويژه نامه سروقامتان روزنامه جوان
ويژه نامه سروقامتان روزنامه جوان
لینک کپی شد
نظر شما


