دو خاطره کوتاه از گیلانغرب

کد خبر: ۱۹۶۴۴۶
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۸ - 07October 2012
سروان هم با تمام بچه ها خداحافظی کرد و از آن ها حلالیت طلبید. اهداف حمله، تصرف بلندترین ارتفاعات گیلانغرب (شیاکوه) بود که با اسم رمز «مطلع الفجر» حمله شروع شد. پس از ساعت ها راهپیمایی و درگیری، اهداف منظور نظر به تصرف رزمندگان درآمد. ساعاتی بعد پاتک های خطرناک دشمن شروع شد؛ اما نیروها همچنان به شدت مقاومت می کردند. سروان کشاورزیان به اتفاق چند افسر دیگر برای شناسایی منطقه به جلو رفته بود و چون آن منطقه در دید توپخانه دشمن قرار داشت، آن ها را گلوله باران کردند. بدین ترتیب بر اثر انفجار یکی از گلوله های توپ، سروان کشاورزیان و همراهان او به شهادت رسیدند. با شهادت کشاورزیان، گروهان دوم، افسری فداکار، فرمانده ای شجاع و یاری وفادار را از دست داد.

*****
در شبی زمستانی که گروهان ما در دشت های گیلانغرب کمین زده بود، باران به شدت می بارید و سیل شدیدی به راه افتاد که نیروها فقط توانستند خودشان را به بلندی برسانند. بعضی از سربازان که گرفتار سیلاب شده، جانشان در خطر بود، به کمک شهید کشاورزیان از میان سیلاب نجات یافتند. سروان آن شب با لباس های خیس تا صبح مانند یک برادر بزرگتر از سربازها مواظبت کرد.


باید رفت
به قلم احمد حسینا
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین