عمليات «والفجر 8» اصل غافلگيري به معناي واقعي
در تاريخ هشت ساله دفاع مقدس، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، يكي از گستردهترين، پرحادثهترين و موفقترين عملياتها كه انعكاس وسيعي در سطح دنيا به خصوص در رسانههاي كشورهاي غربي به جا گذاشت، عمليات غرورآفرين «والفجر 8» بود.
بررسي كامل اين عمليات را بايد از جوانب مختلف و از زبان مقامات مملكت، كارشناسان نظامي، فرماندهان، رسانههاي نوشتاري تصويري، رزمندههاي شركتكننده و تحليلگران جنگ شنيد و با استناد به مدارك به جا مانده، تحليل واقعي بر آن نوشت.
در عمليات «والفجر 8» كه به آزادسازي شهر فاو منجر شد، به جرأت ميتوان گفت كه دستاوردهاي نيروهاي مسلح ايران، كمر سردمداران عراق و سردار دروغين قادسيه (صدام حسين) و فرماندهان ارشد ارتش عراق را شكست.
چرا كه پيروزيهاي پي در پي رزمندگان ايراني و بازتاب گسترده عملكرد آنها در اين عمليات چنان مشهود بود كه جاي هيچ گونه انكار و تكذيب را براي عراق و دشمنان جمهوري اسلامي ايران باقي نگذاشت و به اجبار به آن اعتراف كردند، ايران با گرفتن شهر فاو وارد مرحله جديدي از پيروزيهاي خود عليه عراق شده است.
خبر پيروزي رزمندگان ايران در اين عمليات، پشتيبانان صدام همان آمريكا و كشورهاي مرتجع منطقه را به وحشت انداخت.
در عمليات «والفجر 8» اصل غافلگيري به معناي واقعي كلمه به وسيله رزمندگان اسلام اجرا شد به طوري كه فرماندهان نيروهاي عراق پس از شنيدن تصرف فاو به وسيله نيروهاي ايران بهت زده شده بودند و اين خبر براي آنها غيرقابل باور بود چون آنها هم از موانع بسيار پيچيده و غيرقابل عبور بر سر راه رزمندگان اسلام خبر داشتند و هم نيروهاي ايران را فاقد چنين تواناييهايي ميديدند؛ مانند عبور از اروند رود كه بسيار عالي اجرا شد. همچنين رعايت اصل تأمين و حفاظت اطلاعات از لحظه آغاز طرحريزي و اجراي عمليات فريب، از عوامل اساسي ديگر پيروزي در عمليات «والفجر 8» بود.
تك در منطقه فاو، رأسالبيشه، انهدام دشمن، تصرف و تأمين اسكلههاي البكر والاميه و تصرف شهر فاو، تك در منطقه كوشك و شلمچه بنا به دستور و ادامه تك با منظور تأمين سواحل شرقي اروند رود و تأمين شهر بصره از اهداف اين عمليات بود كه در منطقه خوزستان كوشك تا دهانه فاو، محور منطقه اروند كنار به سمت شهر فاو، عراق محور كوشك به سمت شرق بصره، محور شلمچه به سمت مرز اجرا شد.
سرانجام پس از طرحريزي دقيق، شناساييهاي لازم به وسيله نيروهاي شركتكننده، توجيه و هماهنگيهاي ضروري بين يگانهاي شركت كننده در عمليات و بررسي تمام اطلاعات به دست آمده از دشمن و همچنين آخرين پيشبينيهاي دقيق جوي، عمليات والفجر 8 در ساعت 22:30 مورخ 20 بهمن سال 1364 با رمز «لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و قاتلواهم حتي لاتكون فتنه، يا فاطمة الزهرا (س)، يا فاطمةالزهرا (س)، يا فاطمة الزهرا (س)» آغاز شد.
رزمندگان اسلام حمله خود را با پشتيباني آتش توپخانه در محورهاي تعيين شده شروع كردند؛50 گردان توپخانه از ارتش و سپاه نزديك يك هزار قبضه توپ در آتش تهيه شركت داشتند اين آتش تهيه به حدي شديد بود كه در طول 8 سال دفاع مقدس بيسابقه بوده است.
محور اصلي جاده آبادان ـ اروند كنار و عبور از رودخانه بزرگ اروند به سمت شهر فاو به منظور تصرف آن و ادامه حركت از جاده ابوالخصيب به طرف شهر بصره در نظر گرفته شده بود و 2 محور ديگر به منظور اجراي تك پشتيباني در منطقه كوشك و شلمچه در شرق بصره طراحي شده بود.
نيروهاي سپاه پاسداران براي اجراي عمليات در تك اصلي، تصرف شهر فاو و ادامه عمليات به سمت بصره انتخاب شده بودند و در 2 محور تك پشتيباني از نيروهاي ارتش استفاده شد.
در ساعات اوليه حمله در تك اصلي نيروهاي غواص و قايقسوار كه خط شكن بودند با دلاوري و شجاعتي بينظير از اروندرود عبور كردند و در ساحل غربي هجوم بيامان خود را به مواضع پدافندي دشمن شروع كردند و ضمن درگيري با نيروهاي دشمن، تيمهاي تخصصي مشغول باز كردن معبرها از ميان موانع انبوه مين، سيم خاردار، رادار، تلههاي انفجاري در ساحل غربي به منظور ورود نيروهاي بعدي به منطقه بودند. پس از عبور شبانه نيروها از رودخانه و روشن شدن هوا، عمليات وارد مرحله تازهاي شد و نيروهاي خط شكن براي ادامه عمليات نياز به پشتيباني آتش، نيروهاي تقويتي و از همه مهمتر تجهيزات سنگين مانند توپهاي 106 و توپهاي پدافندي و سكوهاي پرتاب موشك داشتند.
بنابراين بالگردهاي هوانيروز ترابري نيروها و انتقال تجهيزات سنگين از اروند رود به منطقه فاو را شروع كردند و همزمان تيمهاي آتش بالگردهاي كبرا نيروهاي دشمن را كه سرسختانه مقاومت ميكردند؛ درهم ميكوبيدند.
لازم به ذكر است در روزهاي نخست كه هنوز پلي بر روي رودخانه احداث نشده بود كليه تجهيزات سنگين و مهمات و نيروها، به وسيله بالگردهاي هوانيروز به آن طرف رودخانه انتقال يافت.
در همان چند ساعت نخست دشمن طوري غافلگير شده بود كه يكي از فرماندهان عراقي، وضعيت نبرد را به رده بالاتر چنين گزارش ميدهد «دشمن (ايران) مانند سيل به وسيله قايق و بالگرد، نيرو پياده ميكند و باز ميگردد؛ اگر چارهاي نكنيد ميروند امالقصر را هم ميگيرند؛ وضعيت ما بسيار بد است».
به جرأت ميتوان گفت كه اگر هوانيروز آن امدادرساني گسترده را انجام نميداد و در كنارش تيمهاي آتش (بالگردهاي كبرا) نقش خود را در پشتيبانياش ايفا نميكردند، نتيجه عمليات به گونه ديگري رقم ميخورد.
تاكتيك هوانيروز در عمليات «والفجر 8» طوري بود كه بالگردهاي كبرا به 3 تيم آتش تقسيم شده بودند كه هميشه يك تيم در پرواز و درگيري مستقيم با دشمن، يك تيم در حال بازگشت از منطقه عمليات جهت بارگيري مجدد مهمات و يك تيم در حال رفت به سمت منطقه و اجراي آتش بر روي دشمن بود. اين تيمها با استفاده از انواع راكت، موشك تاو، موشك ماوريك و توپهاي 20 ميليمتري آن چنان آتشي در منطقه عمليات روي دشمن گشودند كه فرصت هرگونه حركتي از دشمن گرفته شد و هر پاتك عراق در همان آغاز با شكست قطعي رو به رو ميگشت.
دشمن فكر نميكرد نيروهاي ايراني از منطقه فاو، عمليات والفجر 8 را با آن سطح بالا شروع كند و عراق فكر ميكرد كه تك اصلي از منطقه هورالهويزه انجام خواهد شد و حمله به فاو، حمله فريبنده و ايذائي نيروهاي ايران است؛ در نهايت با مطلع شدن دشمن از منطقه اصلي عمليات و تصرف شهر فاو به وسيله رزمندگان اسلام، نيروهاي ارتش عراق در صدد مقابله جدي با نيروهاي جمهوري اسلامي ايران برآمدند و با تقويت نيروهاي خود در سطح وسيع و توان رزمي بالا، اقدام به اجراي پاتكهاي شديد كردند كه با آتش انبوه دلاوران هوانيروز، نيروي هوايي و رزمندگان زميني هر بار با شكست مواجه ميشدند.
در نهايت فرماندهان عراق به فكر استفاده از قويترين نيروهاي خود يعني لشگر گارد رياست جمهوري افتادند و آنها را وارد نبرد كردند.
در محور جاده كارخانه نمك در يك منطقه مانوري بسيار كوچك يك تيپ گسترش داده شده بود و روزانه دهها پاتك سنگين با مدرنترين تانكهاي زرهي و زبدهترين نيروهاي رزمي همراه با پشتيباني نيروي هوايي با تمام توان و بالگردهاي رزمي در سطح وسيع انجام ميداد كه هر بار توسط رزمندگان اسلام در هم شكسته و به طور كامل شكست ميخورد.
در نهايت دشمن، سرخورده و نااميد از كليه راهها و شگردهاي رزمي خود در مقابله با نيروهاي ايران تنها راه باقي مانده در ضربه زدن به رزمندگان اسلام را بمباران شيميايي به وسيله هواپيماهاي جنگنده خود ديد.
لذا با بهرهگيري از نيروي هوايي خود اقدام به بمباران شيميايي منطقه كرد.
از آنجا كه فاصله درگيري بين يگانهاي دشمن و خودي بسيار نزديك بود، در مرحله نخست بمباران، دشمن به اشتباه تيپهاي گارد جمهوري خود را مورد اصابت بمبهاي شيميايي قرار داد كه منجر به آْلودگي 70 درصد نيروهاي آنها شد.
از نكات ديگر اين عمليات بهرهگيري عراق از نيروي هوايي خود با انواع هواپيماهاي شكاري و بمبافكن سبك و سنگين در سطح بسيار گسترده و با تمام توان بود. از سوي ديگر در مقابل آنها، پدافند بسيار قوي نيروهاي ايران تحت كنترل قرارگاه رعد به فرماندهي شهيد سرلشگر خلبان «عباس بابايي» قرار داشت و چنان ضرباتي به هواپيماهاي دشمن وارد كردند كه عراق تا مدتها پس از عمليات فاو، توان عملياتي خود را از دست داده بود.
پدافند رعد و هواپيماهاي جنگنده ارتش جمهوري اسلامي ايران روزانه به طور ميانگين 3 تا 4 فروند هواپيماي جنگنده عراق را ساقط ميكردند كه تا پايان عمليات آمار هواپيماها و بالگردهاي ساقط شده به وسيله پدافند رعد و جنگندههاي نيروي هوايي و هوانيروز به 70 فروند هواپيما و 10 فروند بالگرد رسيد كه از اين تعداد يك فروند هواپيماي شكاري ميگ و 5 فروند بالگرد، به وسيله هوانيروز ساقط شد.
پيدايش چنين وضعيتي، رعب و وحشت زيادي را در دل خلبانان عراقي ايجاد كرد به گونهاي كه وقتي وارد آسمان منطقه ميشدند، برخي از آنها تنها در صدد خالي كردن بمبها و مهمات خود در بيابان و فرار از تيررس گلولههاي ضد هوايي و موشكهاي زمين به هوا بودند. اين وحشت آن قدر افزايش يافته بود كه حتي يك بار، پس از شليك موشك و اصابت آن به هواپيما، خلبان هواپيماي ديگر دشمن به خيال اينكه او هم مورد اصابت قرار خواهد گرفت، هواپيما را رها كرده و به بيرون پريد.
آزاد سازي30 كيلومتر از خاك ميهن اسلامي و حدود 770 كيلومتر از خاك عراق، قطع ارتباط عراق با آبهاي آزاد، آزاد شدن شهر فاو، تصرف اسكلههاي فاو، استقرار نيروهاي ايراني در 20 كيلومتري بندر امالقصر، كشته8 شدن 17 هزار نفر از ارتش عراق، زخمي شدن 25 هزار نفر از نيروهاي ارتش عراق، انهدام 70 فروند هواپيما و 10 فروند بالگرد، 400 دستگاه تانك، 200 دستگاه نفربر، 200 موضع توپخانه و 500 خودرو، به غنيمت گرفتن 80 دستگاه تانك، 40 دستگاه نفربر، 190 قبضه توپ و تعداد بسيار زيادي خودرو و انهدام يك فروند ناوچه بزرگ عراق از نتايج اجراي عمليات گسترده «والفجر 8» بود.
منبع: كتاب حماسههاي ماندگار هوانيروز در دفاع مقدس
بررسي كامل اين عمليات را بايد از جوانب مختلف و از زبان مقامات مملكت، كارشناسان نظامي، فرماندهان، رسانههاي نوشتاري تصويري، رزمندههاي شركتكننده و تحليلگران جنگ شنيد و با استناد به مدارك به جا مانده، تحليل واقعي بر آن نوشت.
در عمليات «والفجر 8» كه به آزادسازي شهر فاو منجر شد، به جرأت ميتوان گفت كه دستاوردهاي نيروهاي مسلح ايران، كمر سردمداران عراق و سردار دروغين قادسيه (صدام حسين) و فرماندهان ارشد ارتش عراق را شكست.
چرا كه پيروزيهاي پي در پي رزمندگان ايراني و بازتاب گسترده عملكرد آنها در اين عمليات چنان مشهود بود كه جاي هيچ گونه انكار و تكذيب را براي عراق و دشمنان جمهوري اسلامي ايران باقي نگذاشت و به اجبار به آن اعتراف كردند، ايران با گرفتن شهر فاو وارد مرحله جديدي از پيروزيهاي خود عليه عراق شده است.
خبر پيروزي رزمندگان ايران در اين عمليات، پشتيبانان صدام همان آمريكا و كشورهاي مرتجع منطقه را به وحشت انداخت.
در عمليات «والفجر 8» اصل غافلگيري به معناي واقعي كلمه به وسيله رزمندگان اسلام اجرا شد به طوري كه فرماندهان نيروهاي عراق پس از شنيدن تصرف فاو به وسيله نيروهاي ايران بهت زده شده بودند و اين خبر براي آنها غيرقابل باور بود چون آنها هم از موانع بسيار پيچيده و غيرقابل عبور بر سر راه رزمندگان اسلام خبر داشتند و هم نيروهاي ايران را فاقد چنين تواناييهايي ميديدند؛ مانند عبور از اروند رود كه بسيار عالي اجرا شد. همچنين رعايت اصل تأمين و حفاظت اطلاعات از لحظه آغاز طرحريزي و اجراي عمليات فريب، از عوامل اساسي ديگر پيروزي در عمليات «والفجر 8» بود.
تك در منطقه فاو، رأسالبيشه، انهدام دشمن، تصرف و تأمين اسكلههاي البكر والاميه و تصرف شهر فاو، تك در منطقه كوشك و شلمچه بنا به دستور و ادامه تك با منظور تأمين سواحل شرقي اروند رود و تأمين شهر بصره از اهداف اين عمليات بود كه در منطقه خوزستان كوشك تا دهانه فاو، محور منطقه اروند كنار به سمت شهر فاو، عراق محور كوشك به سمت شرق بصره، محور شلمچه به سمت مرز اجرا شد.
سرانجام پس از طرحريزي دقيق، شناساييهاي لازم به وسيله نيروهاي شركتكننده، توجيه و هماهنگيهاي ضروري بين يگانهاي شركت كننده در عمليات و بررسي تمام اطلاعات به دست آمده از دشمن و همچنين آخرين پيشبينيهاي دقيق جوي، عمليات والفجر 8 در ساعت 22:30 مورخ 20 بهمن سال 1364 با رمز «لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و قاتلواهم حتي لاتكون فتنه، يا فاطمة الزهرا (س)، يا فاطمةالزهرا (س)، يا فاطمة الزهرا (س)» آغاز شد.
رزمندگان اسلام حمله خود را با پشتيباني آتش توپخانه در محورهاي تعيين شده شروع كردند؛50 گردان توپخانه از ارتش و سپاه نزديك يك هزار قبضه توپ در آتش تهيه شركت داشتند اين آتش تهيه به حدي شديد بود كه در طول 8 سال دفاع مقدس بيسابقه بوده است.
محور اصلي جاده آبادان ـ اروند كنار و عبور از رودخانه بزرگ اروند به سمت شهر فاو به منظور تصرف آن و ادامه حركت از جاده ابوالخصيب به طرف شهر بصره در نظر گرفته شده بود و 2 محور ديگر به منظور اجراي تك پشتيباني در منطقه كوشك و شلمچه در شرق بصره طراحي شده بود.
نيروهاي سپاه پاسداران براي اجراي عمليات در تك اصلي، تصرف شهر فاو و ادامه عمليات به سمت بصره انتخاب شده بودند و در 2 محور تك پشتيباني از نيروهاي ارتش استفاده شد.
در ساعات اوليه حمله در تك اصلي نيروهاي غواص و قايقسوار كه خط شكن بودند با دلاوري و شجاعتي بينظير از اروندرود عبور كردند و در ساحل غربي هجوم بيامان خود را به مواضع پدافندي دشمن شروع كردند و ضمن درگيري با نيروهاي دشمن، تيمهاي تخصصي مشغول باز كردن معبرها از ميان موانع انبوه مين، سيم خاردار، رادار، تلههاي انفجاري در ساحل غربي به منظور ورود نيروهاي بعدي به منطقه بودند. پس از عبور شبانه نيروها از رودخانه و روشن شدن هوا، عمليات وارد مرحله تازهاي شد و نيروهاي خط شكن براي ادامه عمليات نياز به پشتيباني آتش، نيروهاي تقويتي و از همه مهمتر تجهيزات سنگين مانند توپهاي 106 و توپهاي پدافندي و سكوهاي پرتاب موشك داشتند.
بنابراين بالگردهاي هوانيروز ترابري نيروها و انتقال تجهيزات سنگين از اروند رود به منطقه فاو را شروع كردند و همزمان تيمهاي آتش بالگردهاي كبرا نيروهاي دشمن را كه سرسختانه مقاومت ميكردند؛ درهم ميكوبيدند.
لازم به ذكر است در روزهاي نخست كه هنوز پلي بر روي رودخانه احداث نشده بود كليه تجهيزات سنگين و مهمات و نيروها، به وسيله بالگردهاي هوانيروز به آن طرف رودخانه انتقال يافت.
در همان چند ساعت نخست دشمن طوري غافلگير شده بود كه يكي از فرماندهان عراقي، وضعيت نبرد را به رده بالاتر چنين گزارش ميدهد «دشمن (ايران) مانند سيل به وسيله قايق و بالگرد، نيرو پياده ميكند و باز ميگردد؛ اگر چارهاي نكنيد ميروند امالقصر را هم ميگيرند؛ وضعيت ما بسيار بد است».
به جرأت ميتوان گفت كه اگر هوانيروز آن امدادرساني گسترده را انجام نميداد و در كنارش تيمهاي آتش (بالگردهاي كبرا) نقش خود را در پشتيبانياش ايفا نميكردند، نتيجه عمليات به گونه ديگري رقم ميخورد.
تاكتيك هوانيروز در عمليات «والفجر 8» طوري بود كه بالگردهاي كبرا به 3 تيم آتش تقسيم شده بودند كه هميشه يك تيم در پرواز و درگيري مستقيم با دشمن، يك تيم در حال بازگشت از منطقه عمليات جهت بارگيري مجدد مهمات و يك تيم در حال رفت به سمت منطقه و اجراي آتش بر روي دشمن بود. اين تيمها با استفاده از انواع راكت، موشك تاو، موشك ماوريك و توپهاي 20 ميليمتري آن چنان آتشي در منطقه عمليات روي دشمن گشودند كه فرصت هرگونه حركتي از دشمن گرفته شد و هر پاتك عراق در همان آغاز با شكست قطعي رو به رو ميگشت.
دشمن فكر نميكرد نيروهاي ايراني از منطقه فاو، عمليات والفجر 8 را با آن سطح بالا شروع كند و عراق فكر ميكرد كه تك اصلي از منطقه هورالهويزه انجام خواهد شد و حمله به فاو، حمله فريبنده و ايذائي نيروهاي ايران است؛ در نهايت با مطلع شدن دشمن از منطقه اصلي عمليات و تصرف شهر فاو به وسيله رزمندگان اسلام، نيروهاي ارتش عراق در صدد مقابله جدي با نيروهاي جمهوري اسلامي ايران برآمدند و با تقويت نيروهاي خود در سطح وسيع و توان رزمي بالا، اقدام به اجراي پاتكهاي شديد كردند كه با آتش انبوه دلاوران هوانيروز، نيروي هوايي و رزمندگان زميني هر بار با شكست مواجه ميشدند.
در نهايت فرماندهان عراق به فكر استفاده از قويترين نيروهاي خود يعني لشگر گارد رياست جمهوري افتادند و آنها را وارد نبرد كردند.
در محور جاده كارخانه نمك در يك منطقه مانوري بسيار كوچك يك تيپ گسترش داده شده بود و روزانه دهها پاتك سنگين با مدرنترين تانكهاي زرهي و زبدهترين نيروهاي رزمي همراه با پشتيباني نيروي هوايي با تمام توان و بالگردهاي رزمي در سطح وسيع انجام ميداد كه هر بار توسط رزمندگان اسلام در هم شكسته و به طور كامل شكست ميخورد.
در نهايت دشمن، سرخورده و نااميد از كليه راهها و شگردهاي رزمي خود در مقابله با نيروهاي ايران تنها راه باقي مانده در ضربه زدن به رزمندگان اسلام را بمباران شيميايي به وسيله هواپيماهاي جنگنده خود ديد.
لذا با بهرهگيري از نيروي هوايي خود اقدام به بمباران شيميايي منطقه كرد.
از آنجا كه فاصله درگيري بين يگانهاي دشمن و خودي بسيار نزديك بود، در مرحله نخست بمباران، دشمن به اشتباه تيپهاي گارد جمهوري خود را مورد اصابت بمبهاي شيميايي قرار داد كه منجر به آْلودگي 70 درصد نيروهاي آنها شد.
از نكات ديگر اين عمليات بهرهگيري عراق از نيروي هوايي خود با انواع هواپيماهاي شكاري و بمبافكن سبك و سنگين در سطح بسيار گسترده و با تمام توان بود. از سوي ديگر در مقابل آنها، پدافند بسيار قوي نيروهاي ايران تحت كنترل قرارگاه رعد به فرماندهي شهيد سرلشگر خلبان «عباس بابايي» قرار داشت و چنان ضرباتي به هواپيماهاي دشمن وارد كردند كه عراق تا مدتها پس از عمليات فاو، توان عملياتي خود را از دست داده بود.
پدافند رعد و هواپيماهاي جنگنده ارتش جمهوري اسلامي ايران روزانه به طور ميانگين 3 تا 4 فروند هواپيماي جنگنده عراق را ساقط ميكردند كه تا پايان عمليات آمار هواپيماها و بالگردهاي ساقط شده به وسيله پدافند رعد و جنگندههاي نيروي هوايي و هوانيروز به 70 فروند هواپيما و 10 فروند بالگرد رسيد كه از اين تعداد يك فروند هواپيماي شكاري ميگ و 5 فروند بالگرد، به وسيله هوانيروز ساقط شد.
پيدايش چنين وضعيتي، رعب و وحشت زيادي را در دل خلبانان عراقي ايجاد كرد به گونهاي كه وقتي وارد آسمان منطقه ميشدند، برخي از آنها تنها در صدد خالي كردن بمبها و مهمات خود در بيابان و فرار از تيررس گلولههاي ضد هوايي و موشكهاي زمين به هوا بودند. اين وحشت آن قدر افزايش يافته بود كه حتي يك بار، پس از شليك موشك و اصابت آن به هواپيما، خلبان هواپيماي ديگر دشمن به خيال اينكه او هم مورد اصابت قرار خواهد گرفت، هواپيما را رها كرده و به بيرون پريد.
آزاد سازي30 كيلومتر از خاك ميهن اسلامي و حدود 770 كيلومتر از خاك عراق، قطع ارتباط عراق با آبهاي آزاد، آزاد شدن شهر فاو، تصرف اسكلههاي فاو، استقرار نيروهاي ايراني در 20 كيلومتري بندر امالقصر، كشته8 شدن 17 هزار نفر از ارتش عراق، زخمي شدن 25 هزار نفر از نيروهاي ارتش عراق، انهدام 70 فروند هواپيما و 10 فروند بالگرد، 400 دستگاه تانك، 200 دستگاه نفربر، 200 موضع توپخانه و 500 خودرو، به غنيمت گرفتن 80 دستگاه تانك، 40 دستگاه نفربر، 190 قبضه توپ و تعداد بسيار زيادي خودرو و انهدام يك فروند ناوچه بزرگ عراق از نتايج اجراي عمليات گسترده «والفجر 8» بود.
منبع: كتاب حماسههاي ماندگار هوانيروز در دفاع مقدس
لینک کپی شد
نظر شما
