قسمت دوم
رمان «قسمت دوم» نوشته سیدهاشم حسینی و برگزیده سومین دوره از جشنواره داستان انقلاب اسلامی است که دو سال پس از ارائه به این جشنواره از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
این رمان حال و هوای تاریخی دوران انقلاب را با زبانی طنز بیان کرده و از سوی جشنواره قلم زرین نیز مورد تجلیل قرار گرفته است. داستان این رمان که فضایی عاشقانه دارد، از فروردین سال 1357 آغاز و تا روز 22 بهمن همان سال ادامه مییابد.
داستان این رمان با محوریت یک کارمند ساواک به نام هرمز شکل میگیرد که دو دانشجوی انقلابی را در زندان اوین مورد بازجویی قرار میدهد. یک روز که مادر یکی از دانشجویان برای ملاقات فرزندش به زندان میآید، هرمز عاشق مادر دانشجو که زن مطلقهای است میشود و اتفاقاً هرمز نیز از همسر سابقش جدا شده و تنها با دختر جوانش زندگی میکرده است. هرمز در ادامه برای مادر دانشجو شرط میگذارد که اگر با من ازدواج کنی فرزندت را آزاد خواهم کرد و این موضوع در ادامه ماجراهایی را به وجود میآورد.
در بخشی از این کتاب آمده است:
«آفتاب به کف سیمانی ایوان میتابید و از آن حرارت برمیخاست. در چوبی ورودی خراطی شده و آغشته به روغن جلا بود. راهروی مستطیلی شبیه اتاقی بود که درِ سه اتاق دیگر به آن باز میشد. کف آن را گلیمها و زیلوهای کهنه و نو میپوشاند. دیوارهایش گچکاری شده و سفید بود. تیرهای چوبی سقف رنگ کهنگی نگرفته بودند. از هر سه اتاق پنجرهای رو به بیرون باز میشد و بدون لامپ روشن بودند. از اتاق سمت چپ به عنوان آشپزخانه استفاده میشد. سمت راستی اتاق خواب بود و به اندازه یک خانواده پرجمعیت در آن لحاف و تشک روی هم چیده بودند. اتاق رو به رویی، که حسن به آن میگفت «اتاق کار»، درِ دولنگه چوبی نویی داشت. سه طرف اتاق کار سه میز چوبی ساده قرار داشت. جوان بیست و پنج ساله خوش قامتی، که صورت کشیده و سرخی داشت، از پشت میز کنار پنجره برخاست. با نگاه جویا و پرسان به جمال و سعید نزدیک شد و با آنها دست داد. حسن معرفیاش کرد: «میراحمد از دوستان فعالمونه. از مشهد اومده. بیشتر شبا همین جا میمونه.»
....زبانش گرفت و نفس کم آورد. هرمز موقرانه و بزرگ منشانه گفت: شما رک و پوسکنده شرایط تون رو بگید، تا ببینیم می تونیم با هم به تفاهم برسیم یا نه. جنگ اول به از صلح آخر. اولی اش آزادی جمال و سعید بود که داره انجام می شه. دیگه چی؟ یه آپارتمان شیک واستون اجاره می کنم. پیش مادرم و دخترم که زندگی نمیکنیم. اونا جدا از ما هستن. بچههات هم هر وقت خواستن میتونن بیان ببیننتون. مهریه هم هر چقدر بگید، قبول می کنم. دیگه چی؟ هر چی بگین روی چشم. اشک شوق با سرشک افسوس در هم آمیخت و از گونه های زن چکید. هرمز دلجویانه سر تکان داد. گوله گوله اشک از حفره چشمهای خجسته میجوشید. از سبیل و چهره فولادین مرد واهمه داشت. به عضلات صورتش فشار آورد. چشم بست و هق هق کنان گفت: اگه ممکنه سبیلتون رو بزنید. نه همه شو. از ته نزنید. کوتاهش کنید. اگه ممکنه. ببخشیدا.»
رمان به این صورت پیگیری می شود که در پایان مرد ساواکی دست از همکاری خود با رژیم کشیده در نهایت رمان به ازدواج این دو ختم میشود. در این اثر وضعیت خانوادگی یکی از افراد ساواک، تاثیر خانواده بر باورها و فعالیتش در دستگاه سیاسی حکومت پهلوی و سرانجام قطع همکاری وی با ساواک روایت شده اند.
یکی از مواردی که در این کتاب به نظر میرسد اینست که اتفاقات تا حدی باور نکردنی است و دیالوگها در بخشهایی ابتدایی و غیر واقعی است. یکی از نکات دیگر تیپسازیهای کتاب است که تا حدی ساده است.
رمان «قسمت دوم» را انتشارات سوره مهر با شمارگان 2500 نسخه و قیمت 4900 تومان منتشر کرده است.
از سیدهاشم حسینی تاکنون رمانهای «اشک آخر»، «گلسنگ»، «قسمت دوم» که همگی برگزیده جشنواره داستان انقلاب هستند منتشر شده است.
