تسبیح آرام بخش؛
هدیه ای که شهید «غفوری فرد» در خواب به مادرش داد
مادر شهید می گوید: به احمد گفتم «من دیگر صبر ندارم.» او به من گفت «خدا صبر هم به تو می دهد.» اما وقتی از خواب بیدار شدم دیدم احمد اینجا نیست ولی یک تسبیح سبز در دامن من گذاشته و رفته بود.

به گزارش دفاع پرس از یزد، مادر شهید احمد غفوری فرد فیروزآبادی می گوید: یک روز همسایه ها به من زخم زبان می زدند و می گفتند گوشت خوب و برنج خوب مخصوص خانواده های شهداست» و من هم به خاطر این حرف ها خیلی ناراحت شده بودم. شب آن روز احمد آمد به خوابم و به او گفتم «احمد جان کجایی که می خواهم خیلی حرف ها به تو بزنم؟» احمد گفت «مادر جان من می دانم که می خواهی چه بگویی، همه این حرفهای خوب و بد را بگذار به حساب خدا و حضرت ابوالفضل(ع).»
مادر شهید می گوید: به احمد گفتم «من دیگر صبر ندارم.» او به من گفت «خدا صبر هم به تو می دهد.» اما وقتی از خواب بیدار شدم دیدم احمد اینجا نیست ولی یک تسبیح سبز در دامن من گذاشته و رفته بود.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


