خاکریز خاطرات ۳؛
رانندگان این خاطره را بخوانند
خاطرهای از زندگی سردار شهید «حسین خرازی» را در ادامه میخوانید.
به گزارش فضای مجازی دفاع پرس، خاطرهای از زندگی سردار شهید «حسین خرازی» را در ادامه میخوانید.
حاج حسین خرّازی میخواست بره فاو. ماشین رو برداشت و رفت ...
ساعتی بعد دیدم داره پیاده برمیگرده. گفتم: چی شد؟ چـرا نرفتی؟ ماشینت کو؟
حاجیگفت: داشتم رانندگی میکردم که اطلاعیهای از رادیو پخش شد؛ مثل اینکه مراجعِ تقلید فرمودند، رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی حرامه، منم یه دستم قطع شده و رانندگیکردنم با یک دست خلاف قانونه، تا این حکم رو از رادیو شنیدم، ماشین رو زدم کنارجاده؛ برگشتم تا یه راننده پیدا کنم منو ببره فاو...
منبع: سالنامه سرداران عشق ۱۳۸۸
لینک کپی شد
نظر شما


