به روز شده در: ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۲
شهید «علی‌اکبر رهبری»:
در فرازی از وصیتنامه سردار شهید «علی‌اکبر رهبری» آمده است: من در عزيمت به جبهه‌هاي حق علیه باطل اين را دريافتم كه تنها راه نجات راهی است كه خميني عزيز و بت‌شکن راهنمای آن است و وصيت من به شما امت شهيد‌پرور و برادرانم اين است كه راهرو راه اماممان باشيد كه سعادت ما در اين است.
کد خبر: ۳۹۰۵۶۹
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۷ - 06April 2020

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از آذربایجان شرقی، سردار «شهید علی اکبر رهبری» در سال 1333 در تبریز متولد شد و در خانواده‌ای مرفه و متدین تربیت و پرورش یافت. ایشان با شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از طریق بسیج به سپاه پیوست و در سال 1358 پنجمین دوره آموزشی سپاه را طی کرد و بعد از خدمت در واحد عملیات سپاه، با شروع جنگ در سمت فرمانده واحدهای مختلف و گروه‌های اعزامی به جبهه، مشغول به خدمت شد. از این زمان بود که دوران کار و تلاش شبانه روزی او آغاز گردید.

وی بعد از مدتی فرماندهی گردان سیدالشهدا که مأموریت پدافند منطقه هور را داشت، به عهده گرفت، و سرانجام در تاریخ 20 بهمن ماه 1363، بعد از سی و شش ماه حضور مستمر در جبهه‌های جنگ، پس از انتقال به بیمارستان اهواز به فیض شهادت نائل آمد.

وصیتنامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحيم

يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبيل الله باموالكم و انفسكم

 ای اهل ايمان شما را به تجارتی كه شما را از عذاب خدا نجات بخشد دلالت بكنم ايمان بياوريد به الله و رسولش، و جهاد كنيد در راه خدا با مال و جانهايتان به نام خدايي كه خالقم بود و من مخلوق او و به نام  خدايی كه جهان را آفريد، و به نام خدايي كه انسان را  آفريد و او را نعمت كثيری داد و بر ديگر موجودات برتر نمود و او را خليفه خود بر روی زمين قرار داد و به نام  خدايی كه زبان عاجز است تا نعمت‌ها و رحمت‌های او را توصيف نمايد و شكرگزارش باشد.

ای معبودم سپاس  بيكران تو را بادكه خمينی عزيز را آفريدی و بدين وسيله نعمت رهبری پيغمبر گونه را بر ما بندگان غافل خود عطا نمودی كه ما را راهنمایی كرد و به ملت ما آگاهی داد و زمينه انقلاب با عنايت تو آماده گشت و در جريان اين انقلاب الهی قرار گرفتيم تا اينكه دست ناپاك آمريكا از گريبان صدام بيرون آمد و اين جنگ تحميلی را به اين ملّت كه به تازگي از زير يوغ آمريكا رسته بودند تحميل كرد و احساس كردم كه اسلام به خون من  و امثال من نياز دارد و اين فكر بر من دست دادخونی كه خدا خريدارش باشد.

چه معامله‌ای بهتر و بالاتر از اين كه قتال در راه خدا بكنم و لذا عزيمت به جبهه‌هاي حق عليه باطل نمودم و اين را دريافتم كه تنها راه نجات راهی است كه خميني عزيز و بت‌شكن راهنمای آن است. وصيت من به شما امت شهيد پرور و برادرانم اين است كه راهرو راه اماممان باشيد كه سعادت ما در اين است و مساجد را كه سنگر و پايگاه مسلمين است خالی نگذاريد.

و اما شما ای پدر و مادر عزيزم، از شما تشكر می‌كنم از زحمت‌هایی كه كشيديد و شير و نان حلال را به من داديد و مرا به اين سن رسانديد كه تا بروم در راه خدا به شهادت برسم ولی من از شما خيلي عذر می‌خواهم خيلي اذيتتان كردم بی احترامی كردم بلند صحبت كردم ولی در هر صورت به بزرگواری خودتان مرا حلال كنيد.

و اما شما ای برادران عزيزم كه هميشه معلمم بوديد ولی من مثل شاگرد معلّم نبودم ولی شما با زحمات بيشتر خود مرا تربيت خوب كرديد تا به لطف خداوند تبارك و تعالی توانستم به راه اسلام حقيقی دست يابم و اگر به شما بي احترامی كرده يا حرفی زده باشم اميدوارم به خاطر بزرگواريتان مرا ببخشيد.

و اما شما ای خواهرانم بايد زينب وار عمل كنيد و مثل زينب پيش دشمن شجاع باشيد. فقط پدر و برادران عزيزم اگر صلاح دانستيد از عوض من چند روز احسان بدهيد توضيح اينكه 80 روز ماه رمضان در جبهه روزه نگرفته‌ام سوال كنيد اگر واجب باشد برايم بخريد چون دقيقا نمی‌دانم و برايم نماز هم بخوانيد خيلی خوب می‌شود.

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها