به روز شده در: ۱۷ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۰
حمید داودآبادی در بیان خاطره‌ای از شهید علی‌اصغر صفرخانی آورده است: «با خنده گفتم: «برادر صفرخانی، ان‌شاءالله این عکس رو می‌زنم روی حجله‌تان». خندید و گفت: «عمرا اگه بتونی» و من هم خندیدم و گفتم: «حالا می‌بینیم». صبح فردا، وقتی «علی‌اصغر صفرخانی» فرمانده گردان «شهادت»، به شهادت رسید، همین عکس را در قطع بزرگ چاپ کردم و بر حجله‌اش نشاندم.»
کد خبر: ۴۰۳۷۲۵
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۶ - 01July 2020

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، حمید داودآبادی رزمنده و نویسنده دوران دفاع مقدس که در سابقه فعالیت‌های خود، نگارش کتاب‌های متعددی با موضوع هشت سال دفاع مقدس را دارد، در صفحه مجازی خود به بیان خاطره‌ای از شهید «علی‌اصغر صفرخانی» فرمانده گردان «شهادت» پرداخت و نوشت:

«دم غروب بود؛ عصر روز دوشنبه ۹ تیر سال ۱۳۶۵، چند روزی بود که ارتش عراق شهر مهران را اشغال کرده بود و حضرت امام خمینی (ره) فرموده بودند: «مهران باید آزاد شود.

بنا شد آن شب، گردان «شهادت» به فرماندهی «علی‌اصغر صفرخانی» خط‌شکن باشد. قرار بود نیرو‌های گردان، اولین نفراتی باشند که در تاریکی شب، وارد دشت روبه‌رو شده، به تیربار‌های دشمن حمله کنند و خط را بشکنند تا نیرو‌های دیگر گردان‌ها بروند برای آزادسازی مهران؛ که رفتند و مهران را دو سه روز بعد آزاد کردند.

فرمانده گردان، آمده بود تا برای آخرین‌بار، از بالای خاکریز، وضعیت خط مقدم دشمن را زیر نظر بگیرد؛ وقتی از خاکریز پایین آمد، دوربین عکاسی را از کوله‌پشتی درآوردم. خواستم با آن چهره خاکی، بایستد تا عکسی تکی از او بگیرم؛ ایستاد و عکس گرفتم، که شد این.

آخرین عکس از فرمانده گردان «شهادت» که عکس روی حجله‌اش شد

با خنده گفتم: «برادر صفرخانی، ان‌شاءالله این عکس رو می‌زنم روی حجله‌تان». خندید و گفت: «عمرا اگه بتونی» و من هم خندیدم و گفتم: «حالا می‌بینیم».

صبح فردا، سه‌شنبه دهم تیر سال ۱۳۶۵، وقتی «علی‌اصغر صفرخانی» فرمانده گردان «شهادت»، به شهادت رسید، همین عکس را در قطع بزرگ چاپ کردم و بر حجله‌اش نشاندم.»

انتهای پیام/ 113

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار