دریادار علیاکبر اخگر:دریا را در67 روز اول جنگ برای بعثیها جهنم کردیم

به گزارش گروه سایررسانههای دفاع پرس، وجود یک نیروی دریایی آماده و منسجم در طول دوران دفاع مقدس یکی از نقاط درخشان تاریخ هشت ساله جنگ بوده است. زمان جنگ هرگاه نیرویدریایی وارد کارزار نبرد شده با موفقیت و سربلندی از آن بیرون آمده و توانسته ضربههای مهلکی به بدنه نظامی و اقتصادی عراق وارد کند. تأثیر قدرت نیروی دریایی ایران را در همان ماههای نخستین جنگ که به از بین رفتن نیرویدریایی عراق منجر شد به خوبی میبینیم.
دریا یکی از منابع استراتژیک و منافع قدرت ملی ماست که تسلط هر کشوری بر آن باعث برتری در زمینههای دیگر میشود. همانطور که قدرت دریایی ایران در زمان جنگ هم باعث از بین رفتن سکوهای نفتی و صادرات نفت عراق شد و هم توانست جریان اقتصادی کشورمان در دریا را حفظ کند. به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی و انجام عملیات مروارید با دریادار علیاکبر اخگر که در طول دفاع مقدس در عملیاتهای نیرویدریایی نقشی پررنگ داشته به گفتوگو نشستیم تا بیشتر از اهمیت عملیاتهای نیرویدریایی و قدرتش در دریا آگاه شویم.
تکاوران نیروی دریایی ارتش از سال 58 در خرمشهر مستقر بودند و در ناآرامیهای سال 59 و در عملیاتهای دریایی نقش فوقالعادهای به عهده داشتند. متأسفانه ما فقط به یک عملیات خاص اشاره میکنیم و سایر عملیاتها فراموش میشود. تکاوران نیروی دریایی در دریا هر دو سکوی نفتی البکر و الامیه را اشغال و ساقط کردند و تا پایان جنگ عراق نتوانست یک قطره نفت صادر کند.
نیروی دریایی از همان اولین روزها و حتی قبل از شروع جنگ آمادگی کامل داشت. صدام با سه تفکر راهبردی در دریا عمل کرد؛ وقتی قرارداد 1975 را در ششم شهریور در تلویزیون پاره کرد به دنبال خفگی ژئوپلتیک ایران در خلیجفارس بود. میخواست با هر چیزی که در خلیجفارس به عنوان یک تهدید سیاسی و نظامی به شمار میرود مقابله کند. حتی بحث برگرداندن جزایر سهگانه به کشورهای عربی را مطرح کرد. هدفش این بود عراق را به عنوان تنها قدرت منطقه نشان دهد. برای رسیدن به این کار هم نخست باید نیروی دریایی ما را منهدم و بعد صادرات و واردات کالا از طریق کشتیهایمان را قطع میکرد و بعد به صادرات نفت ما ضربه میزد. نیروی دریایی ایران در 67 روز اول جنگ این کار را با خود عراق کرد. نیروی دریایی ایران اجازه نداد صادرات نفت عراق انجام شود و تردد کشتیهای تجاری و نفتکشهایش در بندرهای عراق صورت بگیرد و اوج قدرت نیروی دریایی ایران را در هفتم آذر با ضربه مهلکی که در عملیات مروارید به نیروی دریایی عراق زد، مشاهده کردیم. کاری که عراق میخواست در 67 روز اول جنگ کند توسط نیروی دریایی ایران به خودش برگردانده شد. نیروی دریایی به این نتیجه رسید بهترین راهبرد عملی کردن نقشههای دشمن، پیاده کردن نقشههایش علیه خودش است و به خوبی این کار را انجام داد.
نیروی دریایی همیشه در دریا کار میکرد و مأموریتهایش در دریا بود و همین عاملی بود که از فعل و انفعلات انقلاب به دور باشد. البته تأثیر انقلاب مثل جابهجایی آدمها و پشتیبانیها وجود داشت ولی هیچگاه از حیز انتفاع خارج نشد و ساختار نظامیاش به هم نریخت. سال 59 ما قرارگاه رزمیمان قبل از شروع جنگ در بوشهر ایجاد شد. نیروی دریایی با شروع جنگ به هیچ عنوان غافلگیر نشد و قبل از شهریور ما طرحهای عملیاتیمان را آماده کرده بودیم. تعدادی از نیروهای گشتیمان هم در آمادهباش بودند. آخرین روز شهریور که جنگ شروع شد تعدادی از یگانهایمان در دریا کاملاً آماده بودند. نیروی دریایی با برآوردها و آنالیزهایش احتمال جنگ را میداد.
تکاوران نیروی دریایی 34 روز در خرمشهر جانانه مقاومت کردند. همچنین عراق به دنبال قطع تردد کشتیرانی ما در خلیجفارس بود و قصد داشت از این طریق به اقتصاد ایران ضربه بزند و با ضربه زدن به اقتصادمان در صادرات و وارداتمان اختلال ایجاد کند. آمادگی نیروی دریایی از روز اول جنگ باعث شد جلوی حرکات دریایی عراق گرفته شود وگرنه جنگ در خلیجفارس بالا میگرفت یا عملیات اسکورت کشتیهای نفتکش با مشکل مواجه میشد. شهدای زیادی به خاطر اسکورت کشتیها و بازنگهداشتن بندر امام و صادرات از جزیره خارک و بندر بوشهر دادیم. در هشت سال دفاع مقدس کار اسکورت نزدیک به 10هزار کشتی در 150 عملیات انجام شد و نزدیک به 300 میلیون تن کالا در خلیجفارس جابهجا شد. کار اسکورت کشتیها همین الان هم که با هم صحبت میکنیم در هزاران کیلومتر آن طرفتر در حال رخ دادن است. اگر الان حضور ناوگان دریایی ایران در شمال اقیانوس هند نبود بسیاری از کشتیهای ما در واردات و صادرات با سختی مواجه میشدند. چند روز پیش اعلام شد که دزدان دریایی به یک نفتکش ما حمله کردند و حضور اسکورت آنها را فراری داد. همین الان اگر این اسکورت اتفاق نیفتد ما در دریا با مشکل مواجه میشویم.
حفظ مرزهای آبی کشور در هشت سال جنگ و پس از آن توسط نیروی دریایی صورت گرفت. باز نگهداشتن بندرهای خودمان غیر از آبادان و خرمشهر یکی از اقدامات مهم نیروی دریایی بود. نیروی دریایی تمام تلاش و توانش را به کار گرفت تا این بندرها باز بماند و از منافع ملیمان محافظت کرد. از همه مهمتر حفظ اقتصاد کشور بود. زمان جنگ حتی نفت سفید هم از خارج وارد میشد و لازم بود عملیات اسکورت انجام شود و اگر روند صادرات و واردات با مشکل مواجه میشد وضعیت برایمان خیلی سخت میشد. مقام معظم رهبری هم در این باره میفرمایند: الان همه ماجرای ناوچه پیکان را میدانند ولی در مورد اسکورت کشتیها که چقدر نیروی دریایی در آن نقش داشت صحبتی نشده است. همین نشان از اهمیت کار اسکورت کشتیها در طول جنگ دارد.
عملیات اشکان از نهم آبان 59 شروع شد. نیروی دریایی در آن زمان به این نتیجه رسید که باید صادرات نفت عراق از خلیج فارس باید به طور کامل قطع شود. عراق قبل از جنگ حدود سه و نیم میلیون بشکه نفت صادر میکرد که بخشی از آن را از طریق لولههای نفت در زمین انتقال میداد و دو و نیم میلیون بشکه را هم از طریق خلیج فارس صادر میکرد. دو و نیم میلیون بشکه صادرات نفت عراق از دو سکوی نفتی البکر و الامیه در زمان جنگ هم ادامه داشت و ما دنبال طراحی عملیاتی برای متوقف کردن صادرات نفت بودیم.
به همین دلیل طراحی عملیات اشکان انجام شد و سه ناوچه جوشن، گردونه و پیکان مسئول انجام عملیات در شمال خلیج فارس شدند. قبل از اینکه عملیات در ساعت 7 صبح شروع شود اولین هواپیمای عراقی چون ما را دیده بود وارد منطقه شد و خوشبختانه با هوشیاری ناو پیکان هواپیما ساقط میشود. ساعت 6 ناو جوشن سکوی الامیه را مورد حمله قرار میدهد و ناو گردونه سکوی البکر و عملیات سر ساعت برنامهریزی شده شروع میشود. این دو سکو یک کیلومتر طول و 300 متر عرض دارند که با گلولههای توپ از بین نخواهند رفت. بنابراین مرحله اول عملیات سر زمان خودش انجام شد و این دو سکوی نفتی را از حیز انتفاع انداخت و ما بدون هیچ تلفاتی عملیات را موفقیتآمیز انجام دادیم.
بله! مرحله دوم این عملیات، شهید صفری نام داشت که هفته بعدش تکاوران در دو گروه این دو سکو را اشغال کردند و بعد از اینکه مدتی روی سکو بودند با گذاشتن مواد انفجاری سکو را تخلیه میکنند تا امکان صادرات نفت از بین برود. بعد از این دو عملیات به مرحله سوم عملیاتها که شاهکار عملیاتهاست به نام «مروارید» میرسیم. ناوچه پیکان با تعدادی از تکاوران سکوی البکر را مجدداً اشغال میکند و 11، 12 شناور عراقی را از بین میبرد. همچنین بین 13 تا 11 هواپیما هم در مصاف با نیروی هوایی منهدم میشود که نهایتاً هفتم آذر تبلوری از شجاعت و ایثار و فداکاری رزمندگان در جبههها اتفاق میافتد. بعد از این عملیاتها نیروی دریایی عراق برچیده شد و تا پایان جنگ توان بازسازی پیدا نکرد.
عراق وقتی میفهمد در دریا نمیتواند کاری انجام دهد فعالیت دریاییاش را کم میکند و نهایتاً تمام تمرکزش را روی عملیاتهایی میگذارد که از طریق هواپیما کشتیهای ما را مورد حمله قرار دهد که از اینجا عملیات اسکورت کشتیها شروع میشود. برای اینکه این اتفاق نیفتد، نیروی دریایی عملیاتهای دیگری به نام «تکسا» طراحی میکند که سکوهای نفتی را مورد حمله قرار میدهد و عملیاتهایی را که دشمن در شمال خلیجفارس مینریزی کرده بود، پاکسازی میکند. عراق وقتی در جبهههای زمینی هم زمینگیر شد با حمله روی کشتیهای تجاری و نفتکشهای ایرانی در خلیجفارس قصد ناامن کردن منطقه را داشت و به نوعی میخواست پای کشورهای غربی را به منطقه باز کند. برای همین عملیاتی علیه تمام کشتیها در خلیج فارس انجام میدهد که اقدامات ما برای مقابله مثل گذاشتن هدفهای کاذب بسیار جالب بود که نشان از زحمات زیاد نیروهای رزمنده دارد.
منبع : روزنامه جوان
