الگوی سوم زن مسلمان/۲۲

آزادی انسانی به معنای آزادی اخلاقى نیست

امام خامنه‌ای در مورد مفهوم آزادی فرمودند: «آزادی انسانی به معنای آزادی اخلاقى بی‌بند و بارى فرهنگى غربی نیست. ما نباید برای اینکه خودمان را در چشم غربی‌ها شیرین کنیم، دم از حرفی بزنیم که آنها می‌زنند؛ که حرف غلط است، باطل است و امروز دارد بطلان خودش را نشان می‌دهد.»
کد خبر: ۷۹۹۴۳۵
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۸ - 18December 2025

گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی؛ انقلاب اسلامی ایران در حقیقت خود یک رویش و دگرگونی غیرقابل انکار به همراه داشت و آن، این بود که توانست همه مفاهیم قبل از خود را تغییری اساسی بدهد. یکی از این مفاهیم مسئله «زن» و نوع نگاه به آن بود. انقلاب اسلامی توانست زن را هویتی تازه ببخشد، هویتی که پیش از آن قلب ماهیت شده بود و نمی‌توانست زن را به هدف غایی خود برساند. متاسفانه همه مظاهر رژیم طاغوت که علی‌الظاهر رنگ و بویی ملی داشت، علیه زنان جامعه بود. 

الگوی سوم زن مسلمان

زن ایرانی انقلابی در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی در واقع زن «نه شرقی، نه غربی» است؛ زنی که نه شاخه در غرب دارد و نه از شرق ریشه می‌گیرد؛ نه زن سترون و ایستای شرقی و نه زن بی‌هویت و یک بعدی غربی است؛ بلکه زنی است که به خاستگاه اصلی خود، به فرهنگ غنی ملی و آموزه‌های متغن دینی بازگشته است. زن ایرانی انقلابی یعنی همان زن «نه شرقی، نه غربی»، زنی متعالی و متمدنی است که باید الگوی شرق و غرب باشد نه آنکه می‌تواند باشد. اگر این زن با این مختصات و مقیاس انسانی که دیگر تک ساحتی نیست و واجد زوایا و ابعاد متعددی است در فضای انقلاب اسلامی امکان وجود دارد، چرا نباید برای زنان دنیا الگو باشد؟ و چرا باید هنوز از غرب به انحطاط رسیده در حال احتضار الگو بگیرد؟

نوشتاری که در ادامه قسمت بیست و دوم آن را می‌خوانید حدود زن «زن نه شرقی، نه غربی» را در اندیشه رهبر معظم انقلاب اسلامی مشخص و ابعاد و ویژگی آن را ترسیم می‌کند. مطالعه این سطور کمکی است برای تربیت دخترانی که باید در گام دوم انقلاب اسلامی زنانی باشند تحول آفرین، اثرگذار و پیشرو.

افراط و تفریط آفت فرهنگ غرب

«غربی‌ها در زمینه شناخت طبیعت زن و چگونگی برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفریط بوده‌اند. اساسا نگرش غربی نسبت به زن، یک نگرش مبنی بر عدم برابری و عدم تعادل است. به شعار‌هایی که در غرب داده می‌شود، نگاه نکنید؛ این شعار‌ها پوچ است و حاکی از واقعیت نیست. فرهنگ غربی را از این شعار‌ها نمی‌شود فهمید. فرهنگ غربی را باید در ادبیات غربی جست‌و‌جو کرد. کسانی که با ادبیات اروپایی، با شعر اروپایی، با رمان و داستان و نمایشنامه‌های اروپایی آشنا هستند، می‌دانند که در چشم فرهنگ اروپایی، از دوران قرون وسطی و بعد از آن تا اواسط قرن فعلی، زن موجود درجه دوم بوده است! هر چه بر خلاف این ادعا کنند، خلاف می‌گویند. مرد در ادبیات غربی، سرور و ارباب زن و اختیاردار اوست که بعضی از نمونه‌های این فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقی است.

امروز هم وقتی زنی با مردی ازدواج می‌کند و به خانه شوهر می‌رود، حتی نام خانوادگی او عوض می‌شود و نام خانوادگی مرد را بر خود می‌گذارد. زن تا وقتی نام خانوادگی خود را دارد که شوهر نکرده است؛ وقتی شوهر کرد، نام خانوادگی زن به نام خانوادگی مرد تبدیل می‌شود. این رسم غربی‌هاست؛ در کشور ما این طور نبوده، هنوز هم نیست. زن هویت خانوادگی خودش را با خودش حفظ می‌کند؛ ولو بعد از ازدواج. آن، نشانه همان فرهنگ قدیمی غربی است که مرد سرور زن است.

در فرهنگ اروپایی، وقتی زن با همه موجودی و املاک خود ازدواج می‌کرد و به خانه شوهر می‌رفت، نه فقط جسم او در اختیار شوهر قرار می‌گرفت، بلکه تمام اموال و املاک و دارایی‌های او هم که از پدر و خانواده‌اش به او رسیده بود، متعلق به شوهر می‌شد! این حقیقتی است که غربی‌ها نمی‌توانند آن را انکار کنند. این در فرهنگ غربی بود. در فرهنگ غربی، زن وقتی به خانه شوهر می‌رفت، شوهر در واقع اختیار جان او را هم داشت! لذا شما در داستان‌های غربی و در اشعار اروپایی بسیار می‌بینید که شوهر به خاطر یک اختلاف اخلاقی، همسر خود را می‌کشد و کسی هم او را ملامت نمی‌کند! دختر در خانه پدر هم حق هیچ گونه گزینشی را نداشت. البته در همان زمان هم در میان غربی‌ها معاشرت‌های زن و مرد تا حدودی آزاد بود، ولی اختیار ازدواج و اختیار انتخاب شوهر، یک سره به دست پدر بود. تا اواسط قرن فعلی، همین فرهنگ ادامه داشته؛ اگرچه از اواخر قرن نوزدهم میلادی، حرکت‌هایی به نام آزادی زنان شروع شده است.

حتی وقتی در اروپا برای زن حق مالکیت معین شد به خاطر این بود که کارخانه‌ها که تازه بساط فناوری مدرن و صنعت در غرب را گسترده بودند، احتیاج به کارگر داشتند؛ اما کارگر کم بود و احتیاج به کارگر زیاد احساس می‌شد؛ لذا برای این‌که زنان را به کارخانجات بکشانند و از نیروی کارشان استفاده کنند اعلان شد که زن دارای حق مالکیت است! در اوایل قرن بیستم بود که اروپاییان حق مالکیت را به زن دادند. این، آن نگرش افراطی و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست.

یک افراط این‌چنین، در مقابل تفریط هم دارد. وقتی نهضتی به نفع زنان در چنان فضایی به وجود می‌آید، طبعا دچار تفریط‌هایی از طرف مقابل می‌شود. در طول چند ده سال، آن‌چنان فساد و بی‌بند و باری در غرب به وسیله آزادی زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکران غربی را دچار وحشت کرد! امروز دلسوزان و مصلحان، انسان‌های خردمند و باانگیزه در کشور‌های غربی، از آنچه پیش آمده است، ناراحتند و البته نمی‌توانند هم جلو آن را بگیرند. به عنوان این‌که می‌خواهند به زن خدمت کنند، بزرگترین ضربه را به زندگی او وارد آوردند. یا بی‌بند و باری، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادی بی‌قید و شرط معاشرت زن و مرد، بنیان خانواده متلاشی شد. مردی که می‌تواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت کند و زنی که می‌تواند بدون هیچ ایراد و اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، هرگز در خانواده، همسران خوب و شایسته‌ای نخواهند بود؛ لذا بساط خانواده متلاشی شد.» 
بیانات در دیدار جمعی از زنان ۳۰ مهر ۱۳۷۶

تابو شکنی تهدیدی علیه زنان

«در هر جامعه‌ای، راه مبارزه ساده و آسان با ادیان این است که راه عنان‌گسیختگی و مهارگسیختگی شهوات را باز کنند. در ایران، این کار را شروع کردند. یکی از راه‌هایش که جزو مهم‌ترین کار‌ها بود کشف حجاب بود. کار دیگر این بود که رابطه محدود زن و مرد را بشکنند. این، جزو کار‌های تجربه‌شده است. وسایل جدید علمی و پیشرفت‌های تمدن مثل سینما و رادیو و تلویزیون و امثال اینها نیز به آنها این امکان را می‌داد که با خیال راحت این کار‌ها را در جامعه انجام بدهند.» 
بیانات در دیدار جمعی از طلاب و دانشجویان ۲۸ آذر ۱۳۶۹

خطای بزرگ غرب علیه زنان

«یکی از سیئات تمدن مادی، حرکتی است که در مورد زن انجام دادند. گناه بزرگی که تمدن غرب در مورد جنس زن مرتکب شده است، نه به این زودی قابل پاک شدن است و نه قابل جبران. حتی نه به‌آسانی قابل بیان کردن است. حالا اسم‌های گوناگونی هم می‌گذارند، جنایت می‌کنند، اسمش را حقوق بشر می‌گذارند. ظلم می‌کنند، اسمش را طرف‌داری از ملت‌ها می‌گذارند. حمله نظامی می‌کنند، اسمش را دفاع می‌گذارند. یکی از طبایع تمدن غربی، فریب است؛ تناقض در رفتار و گفتار؛ در قضیه زن هم عینا همین جور است. آنها متاسفانه فرهنگ رایج خودشان را در کل دنیا گسترش داده‌اند. امروز در دنیا کاری کرده‌اند که یکی از مهم‌ترین وظایف زن این است که جلوه‌گری کند، زیبایی‌های خودش را در معرض التذاذ مردان قرار دهد؛ این شده خصوصیت حتمی و لازم زن! متأسفانه الان در دنیا اینجور شده.

زن باید خودش را در معرض دید مرد قرار دهد، برای اینکه مایه التذاذ مرد شود! ظلمی از این بالاتر؟ اسم این را گذاشته‌اند آزادی، اسم نقطه مقابلش را گذاشته‌اند اسارت! در حالی که احتجاب زن، حجاب قرار دادن زن برای خود، تکریم زن است؛ احترام زن است؛ ایجاد حریم برای زن است. این حریم را شکستند و دارند روزبه‌روز هم بیشتر می‌شکنند؛ اسم‌های گوناگون هم رویش می‌گذارند. اولین یا شاید یکی از اولین آثار سویی که این مسئله گذاشت، ویران کردن خانواده بود؛ بنیان خانواده سست شد. وقتی در یک جامعه‌ای خانواده متزلزل شد و از بین رفت، مفاسد در این جامعه نهادینه می‌شود.

مشکلاتی که امروز در غرب وجود دارد، این قانون‌های ابلهانه و خباثت‌آمیزی که اینها در زمینه مسائل جنسی دارند می‌گذرانند، اینها را به ته دره دارد حرکت می‌دهد. این انحطاط، قابل جلوگیری هم نیست؛ اینها محکوم به سقوط هستند. تمدن غربی چه بخواهد، چه نخواهد، دیگر قادر نیست جلوی این سقوط را بگیرد. ترمز این وسیله بریده است، جاده هم بشدت لغزنده و سراشیب است. اینها گناه کردند آن وقتی که ترمز را بریدند و آمدند خودشان را در لب این پرتگاه قرار دادند؛ لذا محکوم به شکستند. زوال تمدن‌ها، مثل سر برآوردن تمدن‌ها، یک امر تدریجی است و این تدریج دارد اتفاق می‌افتد و گمان نمی‌کنم از چشم این نسل یا نسل بعد از این نسل دور بماند؛ خواهند دید که چه اتفاقی می‌افتد.» 
بیانات در دیدار جمعی از مداحان ۱۱ ادریبهشت ۱۳۹۲

حجاب تکریم زنان

«در قضیه زن، آنی که باید جواب بدهد، غرب است، نه اسلام، نه جمهوری اسلامی. آنهایی که مرز‌های دو جنس را به کلی از بین بردند، آزادی جنسی را در عمل، در زبان، در تبلیغات، حتی در فلسفه ترویج کردند، باید پاسخ بدهند. نتیجه این شد که با توجه به خوی تجاوزگری طبیعی و قوت طبیعی‌ای که مرد نسبت به زن دارد، زن مظلوم واقع بشود و نسبت به زن حق‌کشی انجام بگیرد. زن را وسیله‌ای برای فروش کالاهایشان قرار بدهند؛ مثل یک کالا، مثل یک متاع! شما این مجلات فرنگی را نگاه کنید؛ برای فروش یک متاع، پیکر عریان یک زن را نشان می‌دهند! آخر اهانتی از این بالاتر برای یک زن ممکن است؟ آنها باید جواب بدهند.

حجاب، تکریم آن کسی است که در حجاب است. حجاب زن، تکریم زن است. در بیشتر کشور‌ها در گذشته، در قدیم، در همین اروپا تا دویست سیصد سال پیش زن‌های اعیان و اشراف حجابی روی صورتشان می‌انداختند؛ که چشم‌ها به روی آنها نیفتد. این، تکریم است. در ایران باستانی زن‌های اعیان و اشراف و رؤسا همه باحجاب بودند؛ زن‌های افراد پائین و طبقات پست، نه، بی‌حجاب هم می‌آمدند؛ مانعی هم نبود. اسلام آمد این تبعیض را گذاشت کنار، گفت زن باید باحجاب باشد؛ یعنی این تکریم مال همه زنان است. [غرب]راجع به زن بحث می‌کنند: شما حجاب را اجباری کردید. خود آنها بی‌حجابی را اجباری می‌کنند، دختر دانشجو را تو دانشگاه راه نمی‌دهند، به خاطر اینکه روسری دارد، آن وقت به ما می‌گویند چرا شما حجاب را اجباری کردید؟ این در جهت کرامت زن است، آن در جهت پرده‌دری و بی‌احترامی به زن است.» 
بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد ۱۳ دی ۱۳۸۶

آزادی بی‌بند و باری نیست

«آزادی انسانی به معنای آزادی اخلاقى بی‌بند و بارى فرهنگى غربی نیست. ما نباید برای اینکه خودمان را در چشم غربی‌ها شیرین کنیم، دم از حرفی بزنیم که آنها می‌زنند؛ که حرف غلط است، باطل است و امروز دارد بطلان خودش را نشان می‌دهد. ما از احترام به انسان، احترام به زن حرف می‌زنیم؛ این نباید اشتباه بشود با آن چه که در غرب در زیر این مفاهیم ترجمه می‌شود و گفته می‌شود. مفاهیم اسلامی مورد نظر است؛ عدالت با معنای اسلامی خود، آزادی با معنای اسلامی خود، کرامت انسان با معنای اسلامی خود؛ که اینها همه در اسلام روشن است، مبین است. غربی‌ها هم برای خودشان یک حرف‌هایی دارند. در این زمینه‌ها، در این ارزش‌گذاری، راه آنها، راه کج و منحرفی است.» 
بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه ۲۴ مهر ۱۳۹۰

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار