شرح تصرف پل خین در «کربلای ۵»
«محمد ثابت» فرمانده گردان روحالله از لشکر ۵ نصر در دوران دفاع مقدس در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس در خراسان رضوی، با اشاره به پیشینه رزمندگی خود در آن دوران پرافتخار، اظهار داشت: به یاد دارم که گردان روحالله در عملیات کربلای ۴، حضور نداشت، اما ما جز نیروهایی بودیم که بعد از آن باید عمل میکردیم. ۱۵ روز قبل از این عملیات، طی جلسهای در آبادان با برخی از فرماندهان جنگ همچون سرلشکر «محسن رضایی» فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس، دریابان «علی شمخانی» جانشین فرمانده وقت سپاه، سردار «محسن رفیقدوست» وزیر سپاه پاسداران، سرلشکر «یحیی رحیمصفوی» فرمانده نیروی زمینی سپاه و «محمدباقر قالیباف» فرمانده وقت لشکر ۵ نصر؛ از من و برخی دیگر از فرماندهان لشکر سئوالاتی درباره نحوه اجرای عملیات داشتند که بر اساس تجربه و اطلاعاتی که داشتیم به آنها پاسخهایی دادیم.

وی افزود: بعد از آن جلسه به همراه سایر فرماندهان به پادگان شهید برونسی برگشتیم و آماده بودیم تا دستورات لازم مبنی بر اجرای یک عملیات جدید بر اساس پیشفرضی که از اطلاعات فرماندهان خود داشتیم صادر شود. در آن مقطع گمانم این بود که قرار است عملیات در جزیره بوارین انجام شود. بعد از عملیات «کربلای ۴» برادر قالیباف من را احضار کرد و ضمن اعلام خبر عدم موفقیت در این عملیات، گفت به دلیل اینکه نیروهای شما مدت زیادی در منطقه حضور داشتند، میتوانید ۱۵ روز به مرخصی بروید، اما بعد از این مدت عملیات دیگری در پیش خواهد بود.
فرمانده گردان روحالله یادآور شد: بعد از این بازه زمانی، برادر قالیباف بهعنوان فرمانده وقت لشکر؛ نیروهای تحت امر خود را برای شروع عملیات «کربلای ۵» به سمت دژ خرمشهر، مرکز تجمع نیروها، فراخواند. ما یک شب را در آنجا سپری کردیم و شب بعدی در منطقه عملیاتی شلمچه و سنگرهای بتنی آنجا مستقر شدیم. بعد از این استقرار؛ برادر باقر من را توسط شهید «محمدباقر صادقجوادی» مسئول طرح و عملیات لشکر ۵ نصر احضار کرد. من به همراه معاونم و شهید جوادی خود را به ایشان رسیدیم. وی ما را توجیه کرد و گفت شهید صادقجوادی مسئول خط هست، همراه او برو و نقطه رهایی را پیدا کن و به همراه نیروهایت در آنجا مستقر شوید.
ثابت تصریح کرد: شهید صادقجوادی من را به کنار سیم خارداری رساند و پل خَین را به من نشان داد و گفت تو به اطرافت توجه نکن، وظیفه تو این است که از بین دژهای عراقی عبور و پل را تصرف کنی. بعد از این بازدید میدانی، به نیروها دستور دادم به هنگام درگیری هیچکس حق بازگرداندن نیروهای زخمی یا شهدا را به عقب ندارد و همه باید پیشروی کنند.
وی در تکمیل صحبت خود یادآور شد: بعد از توجیه رزمندگان، به سمت هدف حرکت کردیم تا اینکه بعد از حدود چهار کیلومتر به آنجا رسیدیم. بعد از پیشروی و تصرف پل بر روی خَین قرار گرفتیم. من از طریق بیسیم اعلام کردم «بردار باقر! ما به هدف رسیدیم.» از آنجایی که بیسیمها همزمان به قرارگاه مرکزی هم وصل بود؛ صدایم را برادر محسن رضایی هم دریافت کرد. ایشان ابتدا نسبت به صحت این پیام من تردید داشت و از من درخواست کرد تا به او نشانی بدهم؛ مثلا عرض و طول خین چقدر است؟! برای اثبات گفتهام دور کمر برادر رزمنده «رضا یلی» طناب بستم و او را در نهر خین رها کردم تا عمق و عرض این رودخانه را به دست آورد. وقتی اطلاعات را به برادر رضایی دادم ایشان ضمن پذیرش، از من خواست تا بهصورت عادی پشت بیسیم صحبت نکنم و اصول حفاظت در گفتار را رعایت کنم.
این پیشکسوت دفاع مقدس و مقاومت در تشریح اهمیت تصرف پل خین در عملیات کربلای ۵ گفت: تصرف این پل به قدری مهم شده بود که این منطقه را به نام من میشناختند مثلاً میگفتند ما از پل ثابت عبور کردیم یا در آنجا هستیم. با توجه به اینکه دشمن در اطراف ما استقرار داشت برای برخی تصرف این موقعیت معجزهآسا قلمداد میشد و من هم در گفتههایم آن را از عنایات خداوند باری تعالی و لطف حضرت زهرا (س) میدانستم؛ شاید جالب باشد که بدانید در آن ایام شهید «سید مرتضی آوینی» برای تهیه برنامه روایت فتح به منطقه آمده بود و با من درباره عملیات «کربلای ۵» مصاحبهای داشت که من در آنجا هم این نکته را به عوامل تهیهکننده برنامه روایت فتح و شهید آوینی متذکر شدم.
ثابت همچنین درباره بازخورد حضورش در پل خین، بعد از عملیات کربلای ۵ خاطرنشان کرد: به یاد دارم که در روزهای پس از عملیات؛ به جلسهای احضار شدم که در آنجا آیتالله «علیاکبر هاشمی رفسنجانی» نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع و محسن رضایی و محمدباقر قالیباف هم حضور داشتند. آیتالله هاشمی رفسنجانی معتقد بود که حضور من در این منطقه عملیاتی باعث غفلتم از مناطق پیرامونی آن شده و همین اتفاق اسارت تعدادی از رزمندگان را توسط رژیم بعثی عراق به دنبال داشته است. من در دفاع از خود و در پاسخ به استدلال ایشان گفتم در حین عملیات تحت امر فرماندهام بودم و هر کاری که کردم طبق نظر و دیدگاه او بوده؛ بر همین اساس حضورم در پل خین بر اساس دستور برادر قالیباف بود و خودسرانه اقدامی را انجام ندادم.
فرمانده وقت گردان روحالله در پایان تأکید کرد: سردار سرتیپ پاسدار «اسماعیل قاآنی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در جایی گفت «سختترین شرایط جبهه؛ شیرینترین دوران زندگی ما بود». من معتقدم که در عملیاتی مثل کربلای ۴ رزمندگان در صحبتهای خود در پیش از آغاز عملیات به تجهیزات و امکاناتی که در اختیار داشتند مغرور شده بودند و در نهایت با عدم الفتح مواجه شدند، از طرف دیگر در عملیاتی مانند کربلای ۵، چون به خداوند اتکا داشتند، سختیهای آن عملیات برایمان شیرین آمد و در نهایت پیروز شدیم.
گفتوگو: محمدرضا حقدادیان
انتهای پیام/


