دفتر‌های خونین

۲۰ دی ماه ۱۳۶۵ روزی است که آسمان بروجرد هم به یاد آن بغض می‌کند؛ روزی که مشق دانش آموزان با خط خودشان امضا شد، زنگ زندگی، پیش از نواخته شدن زنگ تعطیلی مدرسه برای همیشه خاموش شد.
کد خبر: ۸۰۵۵۳۶
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۸ - 10January 2026

به گزارش خبرنگار  دفاع‌پرس، از لرستان، در هوای ایثار چیزی جز جان دادن پروانه‌ها نیست و شمع حقیقت چنان بال و پرشان را می‌سوزاند که تنها به رسیدن به نقطه وصال می‌اندیشیدند.

دفتر‌های خونین

سال‌هاست از دفاع مقدس هشت ساله می‌گذرد و به ظاهر در مرز‌های کشورمان با کشور دیگر در جنگ نیستیم، اما اینجا در داخل خاک وطن هر روز فرزندانی از این سرزمین به خاک می‌افتد تا ضامن امنیت و آر امش کشور باشد. اینجا هنوز هم کربلاست و عجیب بوی بهشت گرفته است. هنوز هم در باغ شهادت بازِ باز است هنوز هم می‌شود آسمانی شد و از مرام شهیدان سرود. شهادت مرز زمین و آسمان است و شهدا مرز بان بیدار این وادی

اینک پدران و مادران هستند و تمام خاطراتی که آنها را به سال‌های پیشین با فرزند بودن پیوند می‌زمد

۲۰ دی ماه ۱۳۶۵ روزی است که آسمان بروجرد هم به یاد آن بغض می‌کند؛ روزی که مشق دانش آموزان با خط خودشان امضا شد، زنگ زندگی، پیش از نواخته شدن زنگ تعطیلی مدرسه برای همیشه خاموش شد. 
در ظهر آن روز زمستانی، مدرسه فیاض بخش ومدرسه امام حسن مجتبی (ع) پُر بود از صدای کودکانی که از معنای جنگ فقط گاهی صدای آژیر قرمز را شنیده بودند و هواپیما‌هایی را در آسمان دیده بودند و اگر ترسی سرتا پای وجودشان را می‌گرفت، پدر و مادر‌ها می‌گفتند: «نترسید هواپیما‌های خودی هستند.»


ساعت ۱۲:۴۵ آن روز، آژیر خطر به صدا درآمد، صدایی آشنا، تلخ و تکراری. اما در تصور زمینی شان نمی‌گنجید اینبار تن‌های نحیف خودشان طعمه آتش خشم دشمن بعثی هستند. نیمکت‌های چوبی محل پروازشان می‌شود. 

آژیر هنوز تمام نشده بود که صدای مهیبی فضا را در برگرفت. دو موشک، تمام رویا‌های کودکی شان را نشانه گرفتند. دود، آسمان مدرسه را بلعید و حیاط، پُر شد از نشانه‌های ناتمام زندگی؛ لقمه‌های خوراکی که ن مادر صبح در کیفشان گذاشته بود کیفی که صاحبش دیگر برنمی‌گردد، دفتر مشقی که با خون ورق خورد، کفشی بی‌پا و سکوتی سنگین‌تر از هر فریاد.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار