نابود کردن بناى ظلم اولین درس عملى مهدویت 

اولین درس عملى از موضوع مهدویت این است که نابود کردن بناى ظلم در سطح جهان، نه فقط ممکن است، بلکه حتمى است. عصر غیبت، دوران تربیت شیعه و تجهیز و آماده سازى فکرى و روحى و عملى بشریت براى انقلاب اسلامى مهدوى است.
کد خبر: ۸۰۶۰۷۳
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۵۸ - 16January 2026

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس، معارف انقلاب اسلامى بر اصلاح معرفت دینى نسبت به ترکیب مفهومى «انتظار فرج» و نفى رویکردهاى انحرافى، با اتخاذ رویکردى سازنده، تأسیسى و فعال با هویتى اسلامى و انقلابى نسبت به برقرارى عدالت در مراتب انسانیت تأکید دارد. رسیدن به اوج اعتلای انسانى با ساخت تمدن اسلامى، مرهون فلسفه سیاسى ـ اجتماعى انتظار فرج است که کارکردى شناختى در اصلاح معرفت دینى و کارکردى انگیزشى در امیدبخشى و نیروبخشى براى اقدام متناسب و به هنگام و رهایى از پوچى انسانیت و همچنین کارکردى کنشى در ساخت سرنوشت بشر و ایستادگى و مبارزه در برابر ظلم و استکبار دارد.

نابود کردن بناى ظلم اولین درس عملى مهدویت 

خوانش مفهومى انتظار فرج در طول دوره غیبت کبرى با رویکردها، تبیین‌ها و تحلیل‌هاى متفاوتى در جامعه تشیع رو‌به‌رو بوده است. شیخ نعمانى، شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسى و... کتاب‎هاى متعددى در این زمینه نگاشته‌اند تا اصلاح معرفت دینى جامعه منتظر به روشنى و به دقت صورت یابد. پس از آغاز دوران غیبت و به ویژه بعد از انتهاى دوره ۷۴ ساله غیبت صغرى و انقطاع کامل شیعیان از امام غایب (عج)، یکى از خطراتى که کلیت مکتب اهل بیت (ع) را تهدید می‌کرد این بود که اشتباه و انحراف عمدى یا غیر عمدى کسانى از منسوبین به این مکتب، چیزهایى را از آن کاسته یا به آن بیفزاید و یا براثر کم رنگ شدن مرزبندى‌هاى اصولى مکتب، خطوط انحرافى با آن آمیخته و انحرافات مسلک‌هاى اعتقادى یا مذهب‌هاى جعلى با حقایق آن ممزوج شود. 

در این دوران از طرفى به خاطر نیازهاى روزافزونى که اکنون دیگر نه به وسیله امام (ع)، بلکه به وسیله علماى دین باید برآورده شود و از طرف دیگر، به خاطر اختلاف نظرهاى طبیعى میان علما و خبرگان دین که محور بارز و قاطعى هم براى رفع آن نیست، راه به روى افکار و نظرات و برداشت‌هاى مختلف در اصول و فروع دین باز است، و در میان نظرات گوناگونى که ابراز می‌شود طبیعتاً عناصرى هم از مکاتب انحرافى یا از مذاهب غیر امامى شیعى به مجموعه مکتب اهل بیت (ع) راه مى‌یابد که خلوص و اتقان آن را تهدید می‌کند و حتى در درازمدت ممکن است جهت مکتب را بکلى دگرگون کند. 

اینجا است که یکى از مهم‌ترین وظایف رهبران امت در آن برهه از زمان رخ می‌نماید، وظیفه‌اى که درست به انجام رسیدن آن می‌توانسته است به معناى حفظ مذهب و معادل جهادى سرنوشت ساز باشد و آن وظیفه عبارت است از اینکه تشیع به مثابه یک نظام فکرى و عملى، مرزبندى شود و براى آن ازلحاظ عقیدتى و عملى با استفاده از میراث ارزشمند سخنان ائمه (ع) چهارچوبى ترسیم شود. 

بدین گونه هویت مستقل و مرزبندى شده مذهب اهل بیت (ع) مشخص شده، در معرض فهم و استفاده پیروانش قرار گیرد. این کار، به علما و متفکران شیعه، این امکان را می‌داد که انحراف اصولى، یعنى خروج از حیطه مبانى مذهب در فقه و کلام را، از اختلاف نظرهایى که در داخل محدوده مکتب پیش مى‌آید، بتوانند جدا کنند. باور به امام قائم غایب که از آغاز در مذهب شیعه مورد تأکید بوده است، وظیفه انتظار ظهور و فرج را همواره در ادوار مختلف ترسیم کرده است تا به جامعه بشرى بشارت توسعه در رزق معاد و معاش و همچنین نوید و مژده گشایش سیاسى ـ اجتماعى را با مؤلفه‌هاى استکبارستیزى و استبدادستیزى بدهد.

انتظار فرج همواره عاملى مؤثر براى امیدزایى، نشاط‌بخشى و تحرک‌آفرینى در جامعه شیعه بوده است؛ تا در برابر مشکلات و موانع، خوف و حزنى نداشته و بدون مواجهه انفعالى، زنده و پویا زمینه‌ساز مقدمات نهضت امام قائم (عج) باشد؛ لذا انتظار فرج به معناى رها کردن کار و تسلیم شدن در برابر شرایط و موانع نبوده است و با رویکردى تأسیسى در صدد رفع موانع طاغوت درونى و بیرونى بشرى و ایجاد اقتضائات لازم و متناسب با آن است.

این تربیت فکرى، روحى و عملى جامعه اسلامى و آمادگى و انسجام نیرو‌ها و امکانات، زمینه‌ساز رشد و بلوغ عقول جامعه بشرى براى ظهور ذخیره خداوندى است. انقلاب اسلامى مهدى موعود عمل به کلمه طیبه توحیدى لااله الاالله است که در آن نفى و اثبات توأمان است؛ لذا دو گونه اقدامات در آن نمایان می‌شود. یکى نفى عوامل نابسامان موجود در جامعه بشرى است و دیگرى اقدامات تمهیدى و زمینه‌ساز براى رشد و آمادگى در برای پذیرش ولایت الهى است. 

ازاین رو، انتظار فرج از امرى شخصى به سطحى بالاتر، یعنى رفتار فردى و جمعى ارتقا یافته است که با گوشه‌نشینى در تضاد است. انسان منتظر همواره آماده مبارزه و تلاش براى اصلاح شناختى و رفتارى خود و جامعه است؛ در راستاى آن به دقایق و لطایفى ویژه توجه دارد، همانند اصلاح معرفت دینى و خوانش صحیح از انتظار فرج، اثبات مبانى فکرى و انسجام و تقویت استدلالات منطقى آن، تداوم گفتمانى مهدویت و انتظار فرج در برای تقویت باورمندى جامعه به گشودگى و ایجاد خروشى تأسیسى و تمدن‌ساز براى فرج دنیوى و اخروى بشریت که تلاش فقهاى شیعه در طول تاریخ غیبت کبرى در راستاى آن بوده است.

بازآفرینى و اصلاح معرفت دینى در زمینه انتظار فرج همواره کانون توجه منتظران واقعى بوده است که ایجاد کارکردى متفاوت از خوانش‌هاى رقیب خود دارد؛ تا در آن صورت برداشت نشود که انتظار فرج ابزارى براى تخدیر جامعه شیعه و ابزارى کنترلى در برای عدم تقابل و جهاد با حُکام ستمگر و مستکبر عصرى و توجیه بى‌مسئولیتى امت است؛ بلکه براى گسترش عدل، مبارزه با ظلم و ستم و نفى وضعیت نامطلوب با جایگزینى با شرایط بهتر و آماده‌سازى براى دوران فرج و ظهور همراه است. اولین درس عملى از موضوع مهدویت این است که نابود کردن بناى ظلم در سطح جهان، نه فقط ممکن است، بلکه حتمى است. عصر غیبت، دوران تربیت شیعه و تجهیز و آماده سازى فکرى و روحى و عملى بشریت براى انقلاب اسلامى مهدوى است. ازاین رو، صرف صبورى بر وضعیت موجود و بى‌عملى در آن نفى شده و بر اقدام عملى مناسب و کنشى به‌هنگام و کوششى براى ساخت حیات طیبه تأکید شده است.

منبع: نگاهى به نظریه انتظار: در اندیشه حضرت آیت‎الله العظمى خامنه‌اى/ معاونت پژوهش و آموزش مؤسسه پژوهشى فرهنگى انقلاب اسلامى

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها