«شاهدزد»؛ روایت دیکتاتوری رضاخان و تبعید خفتبار به جزیره موریس
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، سرزمین ایران در طول تاریخ شاهد بروز و ظهور سلسههای متعدد شاهنشاهی بوده که یا با دیکتاتوری روی کارآمده و یا با دخالت کشورهای بیگانگان، در پارهای موارد نیز قدرتهای خارجی مستقیما بر مردم ایران حکومت کردهاند. تاریخ معصر خود گواه این فاجعه بزرگ است که دولتهای استعماری در به قدرت رسیدن شاهان دستنشانده و تاراج ثروت مردم ایران چه نقش پررنگی داشتهاند.

این روند که از اواسط دوران قاجار با تعیین وزرا و حتی نخستوزیر آغاز شده بود در انحلال این سلسله و روی کارآوردن رژیم پهلوی رشدی چشمگیر داشت. ایجاد کودتا در سال ۱۲۹۹ شمسی و ایجاد سلسله پهلوی با به تخت نشاندن رضاخان میرپنج رویدادی انکار ناپذیر است. رضاخان که در مجلسی فرمایشی به سلطنت خود مشروعیت بخشید دورانی را پدیدآورد که تا سال ۱۳۵۷ عملا ایران را به فرصتی بزرگ برای تاراج و چپاول انگلیس و بعدتر آمریکا تبدیل کرد. این غارت عظیم سرانجام با رهبری امام خمینی (ره) و خروش میلیون ایرانی متوقف شد و برای همیشه نظام شاهی را در ایران منحل کرد.
شناخت زوایای پنهان و آشکار تاریخ معاصر بخصوص عوامل سببسازی منجر به روی کار آمدن رژیم پهلوی شد میتواند عمق دشمنی دولتهای غربی را با مردم ایران آشکار و به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک کند. کتاب «شاهدزد» که به کوشش «حجتاله نوری ساری» با همین هدف تالیف شده است. این اثر که توسط دانشگاه جامع امام حسین (ع) منتشر شده است نگاهی دارد بر زوایای کمتر گفته شده زندگی و حکومت دیکتاتوری رضاخان. «وضعیت مالی و اخلاقی رضاخان»، «شرایط معیشتی مردم ایران»، «فرزند نامشروع استعمار»، «سیاست سرکوب و توحش»، «سلب حقوق زنان»، «پیوندهای خانوداگی رضاخان» و «سانسور و انتخابات فرمایشی» از مباحث این کتاب است.
رضاخان شاه فرمایشی انگلیس
مدتها پیش از وقوع کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ شمسی در ایران، محافل خاص با محوریت «کمیته آهن یا زرگنده» برای ادراکسازی ناامنی کشور و نیاز فوری به یک منجی مقتدر، فعالیت گسترده و پیچیدهای را در دستور کار قرار دادند. اعضای کمیته زرگنده که عناصر محوری آن چهرههای آنگلوفیلی، چون سید ضیاءالدین طباطبایی بودند، با حمایت دولت انگلیس و بانک بریتانیایی شاهنشاهس به عنوان بازوی اقتصادی اجرای کودتا در ایران، علاوه بر دامن زدن به ناامنیهای داخل کشور، موجی از همگسیختگی بیشتر اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور شدند.
ژنرال «ادموند آیرونساید» چندماه قبل از کودتا به ایران آمد. شبکه اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در ایران به رهبری «اردشیر جی» وظیفه داشت رضاخان میرپنج را به آیرونساید معرفی کند و هماهنگی لازم را بین آن دو به وجود آورد. اجزای سفارت انگلستان نیز در قزوین و تهران زمینه نظامی و سیاسی را برای تحقق موفق طرح کودتا فراهم کردند تا اینکه سرانجام کودتای سوم اسفند با مدیریت آیرونساید توسط رضاخان عملیاتی شد. رضاخان ابتدا در کسوت وزیر جنگ و سپس نخستوزیر، مقدمات براندازی سلسله قاجار را فراهم و در پاییز ۱۳۰۴ با تشکیل یک مجلس موسسان فرمایشی رسما به عنوان پادشاه تاجگذاری کرد. پس از آغاز سلطنت رضاخان رجال مورد اعتماد انگلستان، مسئولیت اداره بخشهای کلیدی حکومتش را بر عهده گرفتند.»

تغییرات عمده در ارکان و زمینههای فرهنگی و اجتماعی مانند کشف حجاب، اعزام دانشجو به خارج از کشور، متحدالشکل کردن البسه و ... تنها چند نمونه از اقداماتی بود که ایران را به سوی غربی شدن هدایت کرد. رضاخان برای اجرایی شدن این اقدامات، سیاست سرکوب و قتل مخالفین و حتی حذف برخی از افراد را در پیش گرفت. متاسفانه شاه تحمیلی انگلیس که هزینه هنگفتی صرف ارتش کرده بود نتوانست در برابر اشغال در سوم شهریور ۱۳۲۰ مقاومت کند و ایران مورد حمله قرار گرفت و ارتش ایران در کمتر از سه روز فروپاشید. این اتفاق نیز سبب شد تا رضاخان با دستور مستقیم انگلیسیها به جزیره موریس برود.
وضعیت مالی و اخلاقی رضاخان
خانه رضاخان در یکی از کوچه پسکوچههای گلی محل پارک سنگلج ـ پارک شهر تهران ـ بود که بسیار محقر بود. محمدرضا پهلوی نیز در یک خانه استیجاری در یکی قدیمیترین محلات آن زاده شد. رضاخان وقتی افسر جزء بود توان مالی چندانی نداشت تا حدی که با صابون فروش دوره گردی بابت چند قالب صابون مقروض بود. در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ نشریههای تایم و نیویورک میرور به این مطلب اشاره کردهاند که رضاخان در گذشته «مهتر» بوده و سپس چندی به نگهبانی در جلوی در سفارتخانههای خارجی در تهران اشتغال داشته است.
اما وقتی همین رضاخان به سلطنت میرسد با وجود اطرافیانی که خوش نام نیستند به ثروتاندوزی میپردازد تا جایی که فیلیپ وزیرمختار آمریکا در گزارش خود ـ اکتبر ۱۳۰۶ ـ مینویسد: «وضعیت ایران خراب و نامطلوب است البته شنیدهام که حالا شاه ثروت شخصی زیادی به هم زده است. ولی نمیفهمم چرا شاه به جای اینکه خوشنامترین آنها را دور خود جمع کند، دقیقا بدترینشان را جمع کرده است.»
عمدهترین ویژگی رضاخان در دوران نوجوانی هرزگی، قلدری و باجخواهی از خانههای فساد و قمارخانهها برای تامین هزینههای عیاشی و یا ارضای شهوت بود. این شهوت باجخواهی تا ایام سلطنتش به اوج رسید تا جایی که سفارت انگلیس در ۱۳۱۱ مینویسد: «رضاشاه حرص غریبی نسبت به زمین دارد، یه طوری که همه خانوادههای صاحب زمین را روانه زندان میکرد مگر اینکه با فروش املاکشان موافقت میکردند، اشتهای سیری ناپذیر وی به اندازهای است که عجیب نخواهد بود اگر چند صباح دیگر کسی بپرسد چرا اعلیحضرت همه ایران را به نام خود به ثبت نمیرساند.»
رضاخان به هنگام استعفایش در ۱۳۲۰ بیش از ۵۰ میلیون دلار در بانک ملی سپرده داشت. مبالغ هنگفتی نیز در بانکهای خارجی ذخیره کرده بود. همه این مبالغ در پسر و جانشینانش رسید که این مبالغ بیش از ۱۵۰ میلیون دلار میرسید.
شرایط معیشتی مردم
تحمیل مالیات سنگین، رکود تجارت و بیکاری از عمده دلایل نارضایتی مردم است که به شدت سرکوب میشود. هزینه زندگی رشد صعودی دارد، کشاورزی دچار آسیب شده و نرخ مالیات و بهره بانکی نیز سر به افزایش پیدا کرده است. در گزارشهای مربوط به وضعیت معیشتی رضاخان در دوران رضاخان آمده است؛ قیمت کالاهای وارداتی شدیدا افزایش پیدا کرده است و ظرف شش ماه دو برابر و کسب و کار در ایران فلج شده است. هنری اس. ویلارد کنسول آمریکا مینویسد: «رضاشاه با روش ددمنشانه خود مردم را سرکوب کرده و کینهتوزی و یاس را نصیب آنها کرده است.»

طبق آمار بانک ملی هزینه زندگی در سال ۱۳۱۵ به میزان ۲۷ درصد افزایش یافت درحالی که دستمزد کارگران روزمزد تغییری نکرده است. سیاستهای مالیاتی شاه بسیار ارتجاعی بود که باعث افزایش هزینههای زندگی میشد. یکی دیگر از خیانتهای رضاخان به مردم ایران قلع و قمع سران ایلات، سرکوب مردم، یکجا نشین شدن عشایر با تهدید بدون تامین معاش آنها بود. عشایری که با کوچ خود برای رمههایشان به مراتع دسترسی داشتند از آن محروم شدند. در نتیجه رمهها از میان رفتند و تامین گوشت و لبنیات کشور نیز با شکل مواجه شد.
متاسفانه مخالفان جمهوری اسلامی ایران تا حدی موفق شدند تا از چهره خائن و ضدمیهنی رضاخان چهرهای قهرمان، وطنپرست، خدوم و آرمانی بسازند که با واقعیت تاریخ و حقیقت ماجرا تفاوتی فاحش دارد. به گفته نویسنده این اثر تلاش کرده تا واقعیتهای تاریخی عصر پهلوی را در قالبی گزیده و کوتاه، ساده، عامه پسند، اما مستند به عموم جامعه خصوصا نسل جوان ارائه کند.» کتاب «شاهدزد» با استفاده از اسناد، مدارک و تصاویر مستند و متغن سعی دارد تا تصویری حقیقی و قابل اعتماد و به دور از هرگونه داوری به مخاطب ارائه دهد. کتاب هرچند نگاهی تحلیلی و حتی روایی به تاریخ پهلوی اول ندارد، اما موضوعات مورد اشاره خود میتواند مسیری برای مباحثه و تبادل نظر باشد.
انتهای پیام/ 161


