یک فعال فرهنگی و رسانهای با اشاره به حمله آمریکایی صهیونی به کشورمان گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی در جلسهای فرموده بودند، اگر درگیری با دشمن آمریکایی و صهیونیستی صورت بگیرد، عاشورایی میجنگیم و سه بار تأکید کردند که قطعاً پیروزی از آنِ ماست.
یکی از افراد مرموز که به نوکری انگلیسیها افتخار میکرد مصطفی مصباحزاده بود که فرد مقامپرستی نیز بود. یکبار تصمیم گرفت از بندرعباس نماینده مجلس شود، محمدرضاشاه موافقت کرد. فرمانده ژاندارمری بندر عباس قول داد به او كمک كند تا رأی بیاورد. ولی همان موقع مشخص شد سفارت انگلیس فرد دیگری را کاندید کرده بود و مصباحزاده موفق نشد وارد مجلس شود.
اصغر خمسه، عکاس با تجربه و صاحبنام خبرگزاری ایرنا که سابقه حضور در جنگ را نیز در کارنامه پربار خود دارد و مجموعههای مستند انسانی او از جمله قربانیان اسید پاشی در سطح جهانی بازتاب یافته بود، درگذشت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: برای حکمرانی اجتماعی ابتدا باید به حکمرانی فرهنگی توجه داشت لذا در آموزش دانشجویان میبایست به اندازه تعلیم به تربیت هم توجه ویژه کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم سران متفقین در تهران کنفراسی ترتیب دادند تا برای آینده ایران تصمیم گرفته شود، اما محمدرضاشاه اجازه حضور در این کنفرانس را نداشت، او نهتنها با برپایی این کنفرانس مخالفتی نکرد، بلکه با التماس موفق شد فقط با استالین دیدار کند.
نادری با بیان اینکه بزرگترین و قویترین رسانه حضرت امام (ره) قبل از انقلاب مساجد بود، گفت: تنها جایی که میتواند پرورش دهنده جوان مومن انقلابی و پای کار باشد، مسجد است.
دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره صیانت از حرمت دانشگاهها و نمادهای ملی بیانیهای صادر کرد.
حسین فردوست در خاطرات خود از فساد سربازان آمریکایی در زمان اشغال ایران میگوید: وقتی ایران اشغال شد دختران و زنانی را برای آمریکاییها میبرند و خاله محمدرضا شاه یکی از آنها بود که خودش میرفت تا شبی را با آنها باشد من بارها به گفتم که این کار صحیح نیست و عمل شما در شأن فاحشههای کنار خیابان است. خاله محمدرضا خیلی رک میگفت: خیر این کار هیچ اشکالی ندارد.
محمدرضا شاه پهلوی که با وساطت فروغی و تایید انگلیسها بر تخت سلطنت نشست همه عمر سعی کرد با نقاب دموکراسی و ایران دوستی حکومت کند اما او نیز چیزی نبود جز همان رضاخان، دستنشانده، مزدور و در نهایت شاه دست آموز غرب برای چاول سرمایههای ایران.
دانشگاه در بحرانها نه میدان التهاب، بلکه پایگاه روشنگری است. اگر پیوند میان استاد، دانشجو و جامعه تقویت شود، دانشگاه میتواند همچون چراغی در تاریکی، مسیر حقیقت را روشن کند و با تکیه بر عقلانیت و آگاهی، جامعه را از گردنههای سخت عبور دهد.