خدا هم آتش نمرود را آخر گلستان کرد
«خدا هم آتش نمرود را آخر گلستان کرد» تازهترین سروده «نجمه پورملکی» بهمناسبت حوادث اخیر کشور منتشر شد.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، «خدا هم آتش نمرود را آخر گلستان کرد» عنوان تازهترین سروده «نجمه پورملکی» از شاعران گیلانی است که بهمناسبت حوادث اخیر کشور منتشر شد.

زمستان بود و دی بود و خیابان خوش به حالش بود
ولی در پشت پرده فکر شومی در خیالش بود
صدای اعتراض شهر باید میرسید، اما
خروشی از هیاهو در خیابانها وبالش بود
خیابان، سر بریدن زنده زنده عشق سوزاندن
خیابان، بدترین حقد و قساوت در قتالش بود
خیابان با تمام سنگهایش خودنمایی کرد
بهارِ شهر نیشابورِ ما تنها دو سالش بود
اجاره کرده طوفان بادهای وحشی خود را
تمام دشنهها آماده جنگ و جدالش بود
خیابان بسته شد بر روی زخم مرودشت آن شب
خیابان شاهد بغض معلم در قبالش بود
خیابان شعلههای سرکشی شد بین مسجدها
گواه سنگباران عذاب و احتمالش بود
میان شعلههای سرخ، درمانگاه میسوزد
پرستاری که خاکسترشدن راه کمالش بود
خیابان چنگ میزد موی سربازان میهن را
ز میدان هر که برمیگشت زخمی روی بالش بود
به طرز صبر جان میداد مردِ رزم در میدان
خیابان صحنههای دلخراش ارتحالش بود
خیابانهای ما را مسلخ شیران شب میخواست
سگ زردی که در آشوب، همدست شغالش بود
خیابان را قُرق کردند فرعونها و مزدوران
ولی ایمانِ موسی بر خدای ذوالجلالش بود
خیابان سروها را در کفن پیچید و میخندید
امید باغبان، اما به رویای نهالش بود
برای شیرخشک و شربت آمد آسمانی شد
«ملینا» بین آغوش پدر تنها سه سالش بود
خیابان با تفنگ و دشنه و آتش مسلّح شد
برای مرگ «آنیلا» که تنها هشت سالش بود
برای کشتهسازی آمده با تیغ و نارنجک
گلوی امنیت را پارهکردن یک مثالش بود
به کرمانشاه و نیشابور و رشت و اصفهان دیدم
«بایّ ذنب» قرآنی که دنبال سوالش بود
خیابان ذات کفرآمیز خود را هم نمایان کرد
همین «سبز قبا» آتشزدن از ابتذالش بود
تمام راسته در آتش بازار میگرید
برای کاسبی که در پی رزق حلالش بود
غرور و نخوت شیطان سوار موج مردم شد
سقوط مشهد و تهران ولی فکر محالش بود
خدا هم آتش نمرود را آخر گلستان کرد
گلستانی که نام مردم ایران مدالش بود
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


