چرخش ممدانی از آرمانگرایی به مصلحتاندیشی
گروه بینالملل دفاعپرس - روزبه قمصری؛ زهران ممدانی، شهردار جدید نیویورک، در سن ۳۴ سالگی، یکی از جوانترین و بحثبرانگیزترین رهبران تاریخ این شهر، سمت شهرداری را بر عهده گرفته است. وقتی او در اول ژانویه ۲۰۲۶، درست در نیمهشب، در ایستگاه متروی قدیمی شهر سوگند خورد، بسیاری با کنجکاوی در خصوص میزان پایبندی او به شعارهایش و عدهای هم با نگرانی به او نگاه میکردند.

وی که خود را سوسیالیست دموکرات مینامد، در سخنرانی تحلیفش با صراحت و بدون هیچ عذرخواهیای اعلام کرد: «من به عنوان سوسیالیست دموکرات انتخاب شدم و به همان شکل هم حکومت خواهم کرد. اصولم را به خاطر ترس از برچسب رادیکال بودن رها نخواهم کرد».
اما هفتههای نخست شهرداری او، تصویری متفاوت از آن مرد جوان پرشور کمپین انتخاباتی ارائه داد. جایی که شعارهای آتشین جای وی رنگ باخته و با گامهای محتاطانه، مصالحههای پیشگیرانه و تمرکز بر پیروزیهای کوچک، جایگزین شدند.
تغییر موضع ممدانی از رادیکالیسم به مصلحتاندیشی
در روزهای اول، ممدانی نشانههایی از تغییر موضع محسوس خود نشان داد. وی در سخنرانی «کتی هوچول» استاندار نیویورک حضور یافت و همراه دیگران برای او دست زد. این برنامه اگرچه کاملاً با چشمانداز وی همخوانی نداشت، اما گامی در جهت خواستههایش بود.
در واقع ممدانی تلاش میکند پیروزیهای خرد خود را بزرگ ببیند و از شکستهای بزرگش چشمپوشی کند. این تغییر موضع وی، تمجید استراتژیستهای نگران را به دنبال داشت. در همین راستا «تریپ یانگ» استراتژیست سیاسی دموکرات، این چنین توصیف میکند: «او خیلی سریع مسیر قبلی خود را تصحیح میکند. دیگر مثل دوران کمپین، فیالبداهه و تند صحبت نمیکند. این تغییر به دنبال انتصاب او به عنوان شهردار، کاملا طبیعی است.»
در زندگی روزمره هم، ممدانی مانند هر شهردار دیگری، چندین رویداد روزانه برگزار کرده، سیاستهای عملی مانند آسفالت رمپهای پلها را اعلام داشته و نبرای افزایش توالتهای عمومی، کاهش بروکراسی در ساخت مسکن و کسبوکار تلاش کرده است.
ممدانی و همسرش از آپارتمان اجارهایشان در کوئینز به عمارت گریسی در آپر ایست ساید نقل مکان کرده و به نوعی از نمادگراییهای پوپولیستی فاصله گرفته و نقش سنتی شهردار را پذیرفته است.
با این حال، چالشهای مالی سنگینی در انتظارش است. گزارش اخیر حسابرس شهر از کسری ۲ میلیارد دلاری در سال جاری و پیشبینی شکاف ۱۰ میلیارد دلاری در سال آینده خبر میدهد. ممدانی که با وعده گسترش خدمات اجتماعی و برنامههای دولتی به قدرت رسیده، حالا باید بین شعارها و واقعیت بودجهای تعادل برقرار کند.
رفیق گرمابه و گلستان استاندار نیویورک
ممدانی در هفتههای گذشته در تلاش بودهاست تا با استاندار نیویورک رابطه حسنهای برقرار کرده و از تنشهای معمول میان استاندار و شهردار بپرهیزد. وی که خود را پیرو دیبلاسیو میداند، از خط مشی چالشآفرین وی در اختلاف با استاندار وقت، پرهیز کرده و رفیق گرمابه و گلستان هوچول شده و دائما از طریق پیامک، تماس تلفنی و گفتوگو با وی در ارتباط است.
البته این رفاقت بی ثمر نبوده و در نتیجه، برنامه هوچول در راستای گسترش مراقبت از کودکان رایگان و کمهزینه در سراسر ایالت، با جاهطلبیهای ممدانی همخوانی کاملی داشتهاست.
هوچول هم خود با چالش انتخاباتی مواج بوده و بر مقرون به صرفه بودن اجناس و مراقبت از کودکان تمرکز کرده و نسبت به افزایش مالیات هشدار میدهد. این حرکت وی البته به مذاق طرفداران ممدانی خوش نیامده و هو شدهاست چرا که ممدانی همچنان بر افزایش مالیات بر ثروتمندان تأکید دارد.
وی گفت: «نیویورک به درآمدهای پایدار بیشتری نیاز دارد و بیش از یک میلیون نفر به برنامهای رأی دادند که تأمین مالیاش از طریق مالیات بر ثروتمندان و شرکتهای بزرگ باشد.» با این حال، برخی قانونگذاران معتقدند که ممدانی نسبت به تامین بودجه از طرق دیگری به جز مالیات سنگین، مشکل نخواهد داشت.
ممدانی در دوراهی پذیرش یا مخالفت با رژیم صهیونیستی
ممدانی همچنین با جنجالهایی روبهرو شده که ریشه در دیدگاههایش درباره غرب آسیا دارد. وی بلافاصله پس از ورود به دفتر، دستورات اجرایی شهردار سابق اریک آدامز را لغو کرد که تعریف یهودستیزی را تعیین میکرد. این اقدام، انتقاد دولت اسرائیل و رهبران جامعه یهودی نیویورک را برانگیخت.
چند روز بعد، تأخیر او در واکنش به تظاهراتی خارج از یک کنیسه در کوئینز، جنجال بیشتری به پا کرد. ویدیوهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نشان میداد معترضان شعارهایی در راستای حمایت از فلسطین و حماس نظیر «مرگ بر ارتش اسرائیل»، «شهرکنشینان به خانه برگردید»، سر دادند. این اعتراض در مقابل رویدادی سازماندهی شده بود که سرمایهگذاری در املاک سرزمینهای اشغالی را تبلیغ میکرد.
تأخیر ممدانی در واکنش نشان دادن نسبت به تحولات صورت گرفته، باعث نارضایتی برخی گروههای یهودی شد و حتی صدای اعتراض طرفداران ممدانی را هم درآورد. ممدانی ابتدا در پایان یک کنفرانس مطبوعاتی، زبان معترضان را «اشتباه» خواند.
سپس بیانیهای صادر کرد که اعتراض را محکوم میکند و تعهد به همکاری با پلیس نیویورک برای حفاظت از عبادتگاهها و حقوق اعتراض را اعلام کرد. در کنفرانس آخر هفته، او گام بیشتری برداشت و حماس را سازمان تروریستی نامید و همزمان، به مخالفتش نسبت به فروش زمین در کرانه باختری تاکید کرد.
یانگ میگوید: «ممدانی تصمیم گرفته که در مسئلهای مانند اسرائیل-فلسطین، به پایگاهش پاسخگو باشد در حالی که در مسائل دیگر مانند پلیس، راحتتر مصالحه میکند.» علاوه بر این، واکنش سریع تیم انتقال ممدانی به پستهای یهودستیزانه یک عضو جدید ادارهاش از یک دهه پیش، که منجر به پذیرش استعفای او شد، نشاندهنده حساسیت او به این مسائل است.
دشمن قدیمی و دوست کنونی پلیس آمریکا
در دوران نمایندگی مجلس ایالتی، ممدانی منتقد سرسخت نیروی پلیس بود و اغلب خواستار کاهش بودجه پلیس میشد و پلیس نیویورک را «نژادپرست» و «شرور» میخواند. او در کمپین انتخاباتیاش، برای این اظهاراتش عذرخواهی کرد و جسیکا تیچ را در سمت رئیس پلیس نیویورک ابقا کرد و از جانب میانهروها و مخالفانش ستایش شد.
ممدانی در کمپین خود وعده داد که بر اصلاح پاسخ پلیس نیویورک به حوادث مربوط به افراد با اختلالات روانی تمرکز و دپارتمان ایمنی جامعه را ایجاد کند که به تماسهای ۹۱۱ کمک کند و به حوادث روانی پاسخ دهد.
دو تیراندازی مرگبار پلیس در اوایل ژانویه، آزمون اولیهای برای وی بود. در یکی، افسران مردی را که خود را در اتاق بیمارستانی در بروکلین با بیمار و کارمند بیمارستان حبس کرده بود، به قتل رساندند. ساعاتی بعد در منهتن، افسران مردی را که پس از تصادف رانندگی، اسلحه تقلبی به سویشان نشانه گرفته بود را هدف قرار داده و کشتند.
پس از تیراندازی بیمارستان، مقامات پلیس مظنون را «مجنون» خواندند. ممدانی در کنفرانس مطبوعاتی بعدی، از پاسخ به اینکه دپارتمان ایمنی جامعه چگونه عمل میکرد، خودداری کرد و گفت: «اینها فرضیات هستند که اکنون درگیرشان نمیشویم. آنچه میگویم این است که از کار پلیس نیویورک در پاسخ به نیازهای ایمنی عمومی قدردانی میکنم».
این پاسخ، ستایش پاتریک هندری، رئیس اتحادیه پلیس را برانگیخت. هندری در بیانیهای گفت که ممدانی چالشهای افسران را به رسمیت شناخته و از گمانهزنی یا پیشداوری خودداری کرده است. این تغییر از انتقاد به ستایش، نشاندهنده تغییر چشمگیر ممدانی در مدیریت مسائل امنیتی است.
در نهایت، آنچه از هفتههای نخست شهرداری زهران ممدانی برمیآید، تصویری است از سیاستمدار آرمانگرای پرشور گذشته و به جاهطلب تشنه قدرت کنونی. مسیری که وی طی میکند، بیش از هر چیز نشان میدهد که ممدانیِ پس از انتخابات، شباهت اندکی به ممدانیِ دوران انتخابات دارد؛ سیاستمداری که زمانی با مواضع تند و بیپروایش شناخته میشد، اکنون در بسیاری از بزنگاهها عقبنشینی کرده و به سمت عملگرایی منفعتجویانه حرکت میکند.
اکنون پرسش اصلی این است که این تغییرات، بخشی از استراتژی بقا در ساختار پیچیده قدرت شهری است یا نشانهای از فاصله گرفتن تدریجی وی از پایگاه سیاسیاش. هرچه باشد، یک چیز روشن است: ممدانیِ امروز، دیگر آن چهره رادیکال و بیپروای روزهای انتخابات نیست و مسیر پیشرو نشان خواهد داد که این چرخشهای پیدرپی، وی را به کجا خواهد برد.
انتهای خبر/ ۱۳۴


