شهید کلهر بعد از شهادتش چگونه از رزمندگان هواداری کرد؟

زمانی که همه گردان‌ها توی حسینیه بودن هواپیما‌های دشمن مقر گردان‌ها رو بمبارون کردن. البته کسی توی مقر گردان‌ها نبود، چون همه نیرو‌ها توی حسینیه بودن. آقای فضلی گریه می‌کرد و این را می‌گفت. من هم آن شب به گریه افتادم. شهید کلهر من فدایت بشوم بعد از شهادتت هم هوای بچه‌ها را داشتی!
کد خبر: ۸۰۷۳۲۵
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۰ - 21January 2026

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، مرور کتب تاریخ شفاهی فرماندهان دفاع‌ مقدس خواننده را با بخش‌هایی ناگفته یا کمتر دیده شده از موضوعات دفاع مقدس آشنا می‌کند که هر یک بستر بررسی یک موضوع یا یک فرد شاخص از فرماندهان و شهدا می‌تواند باشد. حجت الاسلام و المسلمین «عبدالله حاجی صادقی» نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب تاریخ شفاهی خود به بیان خاطره‌ای زیبا از سردار رشید اسلام یدالله کلهر؛ جانشین فرماندهی لشکر ۱۰ سید الشهدا (ع) اشاره کرده که به مناسبت یکم بهمن سالروز شهادت این فرمانده شهید به آن اشاره می‌شود.

شهید کلهر بعد از شهادتش چگونه از رزمندگان هواداری کرد؟

«یدالله کلهر»، جانشین علی فضلی؛ فرمانده لشکر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام بود. آقای فضلی و ایشان در عملیات کربلای ۵ سنگر فرماندهی نداشتند. مقر فرماندهی آنها یک نفر بر متحرک بود و با آن در منطقه عملیاتی هرکجا نیاٰز بود می‌رفتند.

آقای میثمی در زمان عملیات کربلای ۵ یک روز به من گفت: دو سه روز قبل به پ‍‍نج ضلعی رفته بودم. در نفر بر فرماندهی لشکر سید الشهدا رو باز کردم، دیدم آقای کلهر توی نفربر نشسته و زارزار گریه می‌کنه. هیچ کس داخل نفر بر نبود. حتی بیسیم چی اش رو هم بیرون کرده بود.

داخل نفربر او را بغل کردم و گفتم: برادر چی شده؟! گفت:آقای میثمی، میر رضی هم شهید شد! نمی‌دونم چرا من شهید نمی‌شم؟

او را در آغوش گرفتم و گفتم:غصه نخور! اولین نفری که بعد از میررضی توی لشکر شهید می‌شه توهستی؟ آقای میثمی گفت:بعد از این حرف من گریه او تبدیل به خنده شد. بعد پرسید:آقای میثمی یعنی خدا من رو می‌پذیره؟!

ما در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها آرزوی شهادت و تحقق آن را شنیده بودیم، اما در بین بچه‌های حضرت زهرا سلام الله علیها این را ندیده بودیم. چند روز بعد کلهر در این عملیات به شهادت رسید.

وقتی آقای میثمی می‌خواست برای سخنرانی در مراسم شهید کلهر برود گفت:امشب توی لشکر ۱۰ مراسمی برای شهید کلهر گرفته‌اند من می‌خوام سخنرانی کنم شما هم می‌آیید. گفتم بله. به همراه او و یک نفر دیگر سه نفری در یک تویوتا لندکروز نشستیم و حرکت کردیم.

به هر ترتیب به مقر لشکر ۱۰ رسیدیم تا آقای میثمی در مراسم وداع با پیکر شهید کلهر سخنرانی کند. جمعیت زیادی در حسینیه لشکر جمع شده بودند. همه گردان‌ها را به حسینیه آورده بودند.

سخنرانی آقای میثمی که تمام شد یک مرتبه گفتند: مقر گردان‌ها بمباران شده. این را از شهید زنده آقای علی فضلی سوال کنید. خودش برایم نقل می‌کرد: وقتی گفته شد که پیکر مقدس شهید کلهر رو برای وداع به حسینیه میارن؛ ابلاغ کردم که همه گردان‌ها به حسینیه برن.

شهید کلهر بعد از شهادتش چگونه از رزمندگان هواداری کرد؟

زمانی که همه گردان‌ها توی حسینیه بودن هواپیما‌های دشمن مقر گردان‌ها رو بمبارون کردن. البته کسی توی مقر گردان‌ها نبود، چون همه نیرو‌ها توی حسینیه بودن.

آقای فضلی گریه می‌کرد و این را می‌گفت. من هم آن شب به گریه افتادم. شهید کلهر من فدایت بشوم بعد از شهادتت هم هوای بچه‌ها را داشتی!

بعد از شهادت کلهر با آقای میثمی برای سخنرانی در مجلس ختم شهید به لشکر رفتیم. آقای میثمی از من خواست که در سخنرانی همین موضوع گریه شهید کلهر برای شهادت را بگویم.

به شوخی گفتم: آقای میثمی اگه این موضوع را بگید، بچه‌های لشکر میان لباس‌هات رو تیکه تیکه می‌کنن! بعد ایشان فرمودند: آقای حاجی صادقی از بس برای شهادت این فرمانده‌هان سخنرانی کردم از خودم بدم اومده. از خدا خواسته‌ام توی این عملیات مزد من رو هم بده و می‌ده.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار