وندالیسم یا اقدامات خرابکارانه

اقدامات خرابکارانه یا وندالیستی، هرچند در ظاهر ممکن است به تخریب اموال عمومی یا ایجاد بی‌نظمی مقطعی محدود شوند، اما در لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی و روانی، آثار ماندگار و گاه جبران‌ناپذیری بر خانواده‌ها و به‌ویژه فرزندان برجای می‌گذارند.
کد خبر: ۸۰۷۷۵۸
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۰۷ - 24January 2026

گروه جامعه دفاع‌پرس - سرهنگ ستاد نادعلی صادقی فرمانده انتظامی گنبدکاووس؛ خانواده‌ها نخستین محیطی هستند که پیامد‌های روانی وندالیسم را تجربه می‌کنند. هنگامی که اخبار تخریب، آتش‌سوزی، شعارنویسی یا آسیب به اموال عمومی در محله یا شهر منتشر می‌شود، والدین ناخودآگاه با احساس ناامنی، نگرانی نسبت به آینده و ترس از گسترش بی‌ثباتی مواجه می‌شوند. این اضطراب، حتی اگر به‌صورت مستقیم بیان نشود، در رفتار، گفتار و تصمیم‌گیری‌های روزمره آنان منعکس می‌گردد. محدود کردن رفت‌وآمد فرزندان، کاهش حضور در فضا‌های عمومی، یا نگرانی دائمی از اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی، بخشی از واکنش‌های طبیعی خانواده‌ها در چنین شرایطی است.

وندالیسم یا اقدامات خرابکارانه

فرزندان، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، بیش از آنکه از تحلیل عقلانی برخوردار باشند، دریافت‌کننده عاطفی فضای پیرامون خود هستند. آنها استرس والدین را احساس می‌کنند و از طریق نشانه‌هایی، چون تنش، سکوت، عصبانیت یا گفت‌و‌گو‌های پراکنده خانوادگی، به ناامنی محیطی پی می‌برند. وندالیسم، وقتی در قالب تخریب مدرسه، پارک، ایستگاه اتوبوس یا دیوار‌های محله بروز می‌کند، مستقیماً فضا‌هایی را هدف قرار می‌دهد که برای کودک و نوجوان نماد بازی، آموزش و امنیت بوده‌اند. تخریب این نمادها، به‌تدریج ذهنیت فرزندان نسبت به محیط زندگی را دچار اختلال کرده و احساس بی‌پناهی و بی‌ثباتی را در آنها تقویت می‌کند.

استرس ناشی از این شرایط، می‌تواند در فرزندان به شکل‌های مختلفی بروز پیدا کند؛ از اختلال خواب، افت تمرکز و کاهش عملکرد تحصیلی گرفته تا افزایش پرخاشگری، اضطراب اجتماعی یا کناره‌گیری از جمع همسالان. در برخی موارد، نوجوانان ممکن است دچار سردرگمی هویتی شوند و میان روایت‌های متناقضی که در فضای مجازی، محافل دوستانه و محیط خانواده می‌شنوند، نتوانند به درک روشنی از واقعیت برسند. این سردرگمی، آنان را در معرض پذیرش الگو‌های رفتاری پرخطر یا گرایش به هیجان‌های کاذب قرار می‌دهد.

وندالیسم همچنین با تخریب اموال عمومی، به‌طور غیرمستقیم فشار اقتصادی و روانی مضاعفی بر خانواده‌ها تحمیل می‌کند. هزینه‌های بازسازی، کاهش کیفیت خدمات شهری و محدود شدن امکانات عمومی، همگی به کاهش رفاه اجتماعی منجر می‌شود. خانواده‌هایی که پیش‌تر با دغدغه‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، در چنین فضایی احساس می‌کنند کنترل کمتری بر زندگی خود دارند؛ احساسی که یکی از مهم‌ترین ریشه‌های استرس مزمن در جامعه محسوب می‌شود.

نکته قابل تأمل آن است که تداوم این وضعیت، به عادی‌سازی ناامنی در ذهن فرزندان می‌انجامد. وقتی کودک یا نوجوان به‌طور مکرر شاهد تخریب، آشوب یا بی‌نظمی باشد، ممکن است به‌تدریج این رفتار‌ها را بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی تلقی کند. این عادی‌سازی، خطرناک‌ترین پیامد وندالیسم است؛ زیرا نه‌تنها امنیت روانی نسل فعلی را تهدید می‌کند، بلکه زمینه انتقال الگو‌های مخرب به نسل آینده را نیز فراهم می‌سازد.

در این میان، نقش خانواده، نهاد‌های اجتماعی و حاکمیتی در کاهش اثرات روانی این اقدامات حیاتی است. گفت‌وگوی آگاهانه والدین با فرزندان، پرهیز از انتقال اضطراب‌های کنترل‌نشده، تقویت حس امید و تأکید بر ارزش‌های اجتماعی همچون قانون‌مداری و مسئولیت‌پذیری، می‌تواند تا حدی از شدت این استرس‌ها بکاهد. هم‌زمان، ایجاد احساس اقتدار و کارآمدی نهاد‌های مسئول در تأمین امنیت و بازسازی سریع فضا‌های تخریب‌شده، پیام روشنی به خانواده‌ها و فرزندان می‌دهد که جامعه در برابر ناامنی منفعل نیست.

در نهایت، وندالیسم را باید فراتر از یک تخریب فیزیکی دید؛ این پدیده حمله‌ای خاموش به آرامش روانی خانواده‌ها و آینده عاطفی فرزندان است. جامعه‌ای که بخواهد مسیر توسعه و ثبات را طی کند، ناگزیر است پیامد‌های روانی چنین رفتار‌هایی را جدی بگیرد و با رویکردی پیشگیرانه، فرهنگی و اجتماعی، از سلامت روان نسل امروز و فردای خود صیانت کند. 

انتهای پیام/241

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار