سردار کوشکی: اراده ملی بر قدرت دشمنان پیروز است
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از فارس، سرتیپ دوم پاسدار «سعیدکوشکی جهرمی» امروز سه شنبه در دومین یادواره شهدای دانشگاه پیام نور استان فارس که در سالن همایش های این با حضور کارکنان و اساتید دانشگاه در شیراز برگزار شد با اشاره به اهمیت پاسداشت مقام شهدا و ارزشهای انقلاب اسلامی، اظهار داشت: خداوند این انقلاب را از میان مردانی برگزید که در طول تاریخ، پرچم عزت و سربلندی را در دفاع از اسلام و حق برافراشتهاند.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان فارس، با ذکر آماری مبنی بر اینکه نزدیک به ۷۸ درصد از شهدای ما جوانانی زیر ۲۵ سال بودند، تصریح کرد: این جوانان با دلهای پاک، کلام خدا و زیبایی قرآن را درک کرده و در سختترین شرایط، از عهد خود عقبنشینی نکردند.
سردار کوشکی با اشاره به روحیه مقاومت و عدم تسلیم در برابر دشمن، بیان داشت: همین بچههای ما، عزیزانی که شما مادران، پدران، همسران و خواهران پرورش دادهاید، هرگز در برابر دشمن تسلیم نخواهند شد.
وی در ادامه به پیروزیهای کسب شده در برابر ۳۲ جنگ تحمیلی علیه انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: دشمن در هیچیک از این جنگها پیروز نشد و هر چه شرارت کند، نتیجه بدتری خواهد دید.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان فارس در این دیدار، با بیان اینکه موشک و هواپیما یک چیز است، اما اراده و ایستادگی شما چیز دیگری است، بر اهمیت عزم ملی و اتکال به خداوند تأکید کرد و افزود: مطمئن باشید خدا یارتان خواهد بود.» وی با ذکر مثالی از مقابله با ناو «ابرام لینکلن» و فرار آن، نشان داد که اراده قوی ملت ایران حتی بر قدرتهای بزرگ برتری دارد.
وی همچنین با ذکر خاطرهای از سردار شهید عبدالله اسکندری، بر پیام فداکاری و ایستادگی شهدا و خانوادههایشان تأکید نمود و گفت: آنچه که در راه خدا و انقلاب انجام میدهیم، وظیفه ماست و اجر آن نزد خداوند محفوظ است روزی سر قبر شهید اسکندری، سرلشکر جعفری نقل کردند و گفتند یکی از فرزندان شهدا آمد و گفت میخواهم یک نکتهای را درباره پدر شهیدم بگویم؛ این بچه شهید دو سال بود که دلتنگ پدرش شده بود. ما گفتیم بابا دو سال نیامدی؟ خوابمان را دیدیم این بچه شهید گفت هرچه التماس کردیم، پدر نمیآمد. آنکه فرمود روزی میرساند، حواستان باشد که وقتی شما به اینجا رسیدید بعد از ۴۷ سال، مفتی به اینجا نرسید. پسر شهید میگفت من به پدرم گفتم دیگر کاری به کارت ندارم، تو هم کاری به کار من نداشته باش. پسر شهید میگفت که شب خوابی دیدم و پدر را دیدم؛ گله کردم و بوسیدمش و گفتم بابا چرا من دو سال است التماس میکنم و تو نمیآیی؟ نگاه کردم به بدن پدر و دیدم پدرم مظلوم است. گفتم بابا چرا این پاهایت سخت است؟ تو که از ناحیه دیگری شهید شدی. پسر شهید میگفت پدرم به من گفت که آقای شهید رئیسی پیام میداد که ما در این دنیا هم دنبال انجام وظیفهمان هستیم. دنیا هم کار خودش را دارد پسر شهید میگفت که پدرم به من گفت: بابا جان، ما اینجا دنبال کاریم؛ مال شهدا و همسر و برادر شهید هم فدا هستند.
انتهای پیام/


