شرح دعای سحر/ ۸

انسانى كه بر صراط مستقيم است افراط و تفريط ندارد

انسانى كه بر صراط مستقيم است ديگر كج نمى‌رود و افراط و تفريط ندارد. او هم چنان راه خود را مى پيمايد تا به مطلوب و مقصود برسد. مقصود، همان راه مستقيم است كه به آن رسيده است.
کد خبر: ۸۱۳۳۹۸
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۵۶ - 26February 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، در آموزه‌‎های اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمی‌تواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن می‌تواند انسان را به عالی‌ترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال می‌تواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکان‌ها و بعضی از زمان‌ها امید اجابت آن بیشتر است. 

انسانى كه بر صراط مستقيم است افراط و تفريط ندارد
ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیه‌ای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگی‌های بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخش‌تر خواهد کرد. متن زیر که قسمت هشتم آن را در ادامه می‌خوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.

تفسیر نور

«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ نورِکَ بِاَنْوَرِه وَ کُلُّ نورِکَ نَیّرٌِ؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنورِکَ کُلِّهِ.» کلمۀ «نور» از نظر لغت به چیزى مى‌گویند که خود به خود ظاهر باشد و چیز دیگرى را هم ظاهر کند. پروردگار عالم هم از نظر صفات جمال و هم از نظر صفات جلال نور است، زیرا عالم وجود مظهر رحمانیت او و بهشت مظهر رحیمیت او و آتش مظهر قهاریت اوست. روشن است هر کجا که قهر و جلال خدا باشد جمال در آن مستور است و هر کجا که جمال باشد جلال در آن مخفى است. 

هم قهر و هم لطف است، در حالى که لطف است قهر در آن مخفى است؛ لذا باید بگوییم آتش یعنى جهنم، با فرض این که مظهر قهر خداست، اما براى تربیت و ساختن است و لطفى در آن موجود است. پروردگار عالم به حسب فیض مقدس هم نور است، زیرا موجودات همه و همه موجود به فیض مقدس خدا هستند چنان چه اهل بیت (ع) هم نورند، در روایات مى‌خوانیم: «اَوَّلُ ما خَلَقَ اللّهُ نورُ مُحَمَّد» اهل بیت (ع) همه‌شان نور واحد هستند، چنان چه در روایات داریم: «کُلُّهُمْ نورُ واحِد» واسطۀ فیض مقدس اهل بیت هستند، وقتى واسطه، اهل بیت (ع) باشند پس ایشان «ظاهِرٌ بِذاتِه مُظهِرٌ لِغَیْرِه» هستند.

کسى که به درخانه خدا رفته است وقتى به نور خدا، ذات مقدس و صفات و اسماء وى توجه کند، مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ نورِکَ بِاَنْوَرِه» یعنی: «خدایا! به درخانه‌ات آمده‌ام، توجه به نورایت تو دارم و به نورانى‌ترین نورهایت. به ذات مقدست تو را قسم مى‌دهم.» ولى وقتى توجه پیدا مى‌کند به این که همه صفات جلال و جمال عین نور خداست، مى‌گوید: «وَ کُلُّ نورِکَ نَیّرِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنورِکَ کُلِّه» یعنی: «خدایا! در این عالم چیزى نیست جز ذات تو، چیزى نیست جز وجود مقدس تو. خدایا! به درخانه‌ات آمده‌ام و تو را به ذات مقدست قسم مى‌دهم.»

کسى که به درخانه خدا مى‌رود گاهى به فیض مقدس و گاهى به رحمت واسعه خدا و به «کن» رحمانى وى نظر دارد. داعى در این نظر، کثرات را مشاهده مى‌کند، در این مرتبه واسطه فیض، حقیقت محمدى (ص) و مابقى موجودات را مى‌بیند و مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ نورِکَ بِاَنْوَرِه» یعنی: «اى خدا! به درخانه‌ات آمده‌ام، توجه به نورت دارم و به نورانى‌ترین نورهایت؛ یعنى به حقیقت محمد (ص) تو را قسم مى‌دهم.» سپس توجه مى‌کند به این که فیض مقدس و «کُنِ» رحمانى بسیط است، یک چیز بیشتر نیست؛ لذا در این نظر مى‌گوید: «وَ کُلُّ نورِکَ نَیّرِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنورِکَ کُلِّه» یعنی: «اى خدا! به درخانه‌ات آمده‌ام و تو را به نورت که یک چیز بیشتر نیست و فیض مقدس است، قسم مى‌دهم.» گاهى هم توجه به این دارد که باید به درخانه خدا رفت و به اهل بیت (ع) توسل کرد. 

نور چهارده معصوم (ع) و کثرات را مى‌بیند و مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ نورِکَ بِاَنْوَرِه» یعنی: «خدایا! به درخانه‌ات آمده‌ام، توجه به چهارده معصومت دارم و تو را به نورانى‌ترین نورهایت قسم مى‌دهم؛ یعنى به حقیقت محمد (ص) تو را قسم مى‌دهم.» گاهى به «کُلُّهُمٌ نورٌ واحِد» توجه مى‌کند؛ لذا مى‌گوید: «وَ کُلُّ نورِکَ نَیّرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنورِکَ کُلِّه» یعنی: «اى خدا! به درخانه‌ات آمده‌ام و تو را به چهارده معصوم (ع) قسم مى‌دهم.» 

ایمان و معرفت به خدا بر دو قسم است: عقلى و شهودى. معرفت عقلى؛ معرفتى است که به واسطه برهان پیدا مى‌شود. قرآن شریف هم خیلى ما را به این نوع از معرفت ترغیب کرده است و معرفت شهودى نیز معرفتى است که به واسطه رابطه با خدا پیدا مى‌شود. روزه ماه مبارک رمضان، بیدارى شب، خواندن نماز شب، راز و نیاز با خدا، خواندن قرآن، نور و معرفت مى‌دهد؛ معرفتى که در دل رسوخ مى‌کند و اطمینانى قوى در دل پیدا مى‌شود؛ «أَلا بِذِکْرِ اَللّهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ [رعد ۲۸]یعنی: «همین معرفت شهودى است که کاربرد دارد و روشن است که این ایمان به واسطۀه برهان پیدا نمى‌شود.»

روزه ماه مبارک رمضان انسان را در معرض رحمت خدا و مورد عنایت خاص وى قرار مى‌دهد. دیگر خواه ناخواه دست عنایت خدا روى سر او است. هدایت خدا بدین سبب است؛ هدایتى که به معناى «ایصالِ اِلَى الْمَطلوب» است؛ یعنى دست خدا همیشه روى سر اوست تا به مقصودش برسد. انسانى که بر صراط مستقیم است دیگر کج نمى‌رود و افراط و تفریط ندارد. او هم چنان راه خود را مى پیماید تا به مطلوب و مقصود برسد. مقصود، همان راه مستقیم است که به آن رسیده است.

منبع: تفسیر دعای سحر/ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار