«مردِ میدون» روایت رفاقتها و مردانگی شهید فریدون بختیاری است
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از اصفهان، همزمان با سالگرد شهادت سردار سرافراز اسلام، شهید حسین خرازی، یاد و نام فرماندهای زنده میشود که نهتنها در میدانهای نبرد، بلکه در تاریخ و حافظه جمعی مردم این سرزمین حضوری ماندگار دارد. شهید خرازی نماد فرماندهی میدانی، اخلاص در عمل و پیوند عمیق فرمانده و رزمنده بود؛ الگویی که در کنار خود، مردانی از جنس همان میدان پرورش داد و تاریخ دفاع مقدس را با نام و راه آنان گره زد.
در همین مناسبت، پرداختن به شخصیتها و یارانی که در مسیر جهاد و ایثار، همقدم و همدل با این فرمانده بزرگ بودند، ضرورتی فرهنگی و تاریخی است. شهید فریدون بختیاری از جمله این چهرههاست؛ رزمندهای که روایت زندگی، منش و مجاهدتهایش، بخشی از همان منظومه انسانی و میدانی است که شهید خرازی در آن معنا پیدا میکند.

کتاب «مردِ میدون» به قلم مصطفی یاری، تلاشی است برای ثبت و بازخوانی همین رفاقتها و مردانگیها؛ روایتی برخاسته از خاطرات همرزمان و شاهدان عینی که نشان میدهد میدانِ دفاع مقدس، میدان آدمهایی بود که با عمل شناخته میشدند، نه با شعار. از اینرو، به مناسبت سالگرد شهادت شهید خرازی، به سراغ این اثر و گفتوگو با نویسنده آن رفته تا در کنار گرامیداشت یاد آن فرمانده بزرگ، بخشی از روایت یاران و همراهانش نیز بازگو شود؛ روایتی که همچنان برای نسل امروز، الهامبخش و راهگشاست.
«مصطفی یاری» نویسنده حوزه ادبیات پایداری و نویسنده کتاب «مردِ میدون» با اشاره به چرایی انتخاب عنوان این اثر و روند شکلگیری آن، اظهار داشت: این کتاب حاصل گفتوگو و جمعآوری خاطرات همرزمان شهید «فریدون بختیاری» است و تلاش کردهام تصویری واقعی از منش میدانی، رفاقتها و روحیه مسئولیتپذیری او ارائه کنم.
یاری درباره اینکه آشناییاش با شهید فریدون بختیاری از چه زمانی و در چه فضایی شکل گرفته است، گفت: این آشنایی به قبل از انقلاب برمیگردد. در فضای محله، او را میدیدیم و برخوردهای معمول داشتیم. بعد از انقلاب، فضا تغییر کرد؛ پایگاهها فعال شدند و بچهها دور هم جمع شدند. در همان مسیر هم ارتباط ادامه داشت. وقتی جنگ شروع شد و بچهها به جبهه رفتند، در مرخصیها و نشستهای رزمندهها همدیگر را میدیدیم و این شناخت تکمیلتر شد. به تعبیر ساده، من فریدون بختیاری را فقط به عنوان یک «نام» در روایتها نشناختم؛ او را در زیست اجتماعی و در رفتوآمدهای آن دوره دیده بودم و همین، کار روایتکردن را برایم معنادارتر کرد.
نویسنده کتاب «مردِ میدون» درباره انگیزهاش برای ورود به نگارش این اثر و اینکه چرا تصمیم گرفت زندگی شهید بختیاری را به کتاب تبدیل کند، اظهار داشت: مسیر نویسندگی من مرحلهبهمرحله جلو رفت. ابتدا تجربهای در کتابنویسی داشتم که با موضوع یکی از فرماندهان و نیروهای لشکر امام حسین (ع) آغاز شد و همان تجربه باعث شد به ادامه مسیر تشویق شوم. بعد از آن، به من پیشنهاد شد سراغ آدمهایی بروم که هم نقش داشتهاند و هم خاطرات زنده و پرجزئیاتی از آنها در میان همرزمان باقی مانده است.
وی افزود: در ادامه این مسیر، یکی از کسانی که خاطراتش برای من اهمیت پیدا کرد «حاج رحیم انزاری» بود؛ جانباز ۷۰ درصد که مسئولیتهایی هم داشته است. وقتی پای حرفها و روایتهای او نشستم، دیدم بخش قابل توجهی از خاطراتش به شهید فریدون بختیاری گره خورده است؛ چون شهید بختیاری در لشکر ۲۵ کربلا مسئولیت داشت و افراد مختلفی که در یگانها مسئول بودند، به شکل میدانی و نزدیک با هم کار میکردند. همین اتصالِ طبیعیِ روایتها، من را به سمت شهید بختیاری آورد. یعنی اینطور نبود که از ابتدا تصمیم بگیرم صرفاً درباره او بنویسم؛ بلکه خاطرهها خودشان من را به این نقطه رساندند.
یاری با اشاره به اینکه پروژه نگارش، در قالب یک مسیر چندکتابی تعریف شده بود، بیان کرد: کار به صورت یک مجموعه جلو رفت. یکی از خروجیها کتاب «دلفینهای اروند» شد و بعد هم کارهای دیگری در همان مسیر شکل گرفت. در نهایت، مجموعهای از خاطرات چند نفر از دوستان و همرزمان شهید فریدون بختیاری جمع شد و تبدیل به کتاب «مردِ میدون» شد. برای من مهم بود که کتاب صرفاً یک زندگینامه خطی نباشد؛ بلکه ترکیبی از روایتها باشد تا خواننده شهید را از زاویههای مختلف ببیند؛ هم در رفتار فردی، هم در رفاقتها، هم در مسئولیتهای میدانی.
وی در پاسخ به این سؤال که نگاهش در کتاب بیشتر بر «شخصیت فردی» شهید متمرکز بوده یا نقش او در میدان نبرد و نسبتش با فرماندهان، گفت: طبیعتاً وقتی درباره یک شهید مینویسید، نمیتوانید شخصیت فردی را از میدان جدا کنید. شهید بختیاری برای من نمونه آدمی بود که اخلاق و عملش یکجا جمع شده بود؛ بنابراین تلاش کردم هم از ویژگیهای فردی و منش او بگویم و هم از نقش او در میدان. روایتهایی که از همرزمان آمده، نشان میدهد او در کار، اهل مسئولیت بود و در رفاقت، اهل مرام. همین ترکیب است که یک شخصیت را ماندگار میکند.
یاری درباره اینکه آیا در کتاب به نقش شهید «حسین خرازی» هم پرداخته شده است، گفت: در روایتها طبیعی است که نام برخی فرماندهان و چهرههای اثرگذار جنگ هم میآید. شهید بختیاری در یک مقطع به لشکر امام حسین (ع) نزدیک میشود و در همان روزهای حساس عملیات، اتفاقاتی رخ میدهد که در روایتها آمده است. بر اساس آنچه من در این گفتوگوها شنیدم، شهید بختیاری در مسیر رفتن به خط مقدم و در جریان عملیات کربلای ۵ به شهادت میرسد و روایتها حتی از همزمانی تلخ آن روزها میگویند؛ اینکه حدود یک ساعت بعد هم شهید خرازی در خط مقدم به شهادت میرسد. اینها بخشهایی از فضای سنگین و سرنوشتساز آن عملیات است که در خاطرات همرزمان بازتاب پیدا کرده و در کتاب هم بر اساس همان روایتها آمده است.
نویسنده حوزه ادبیات پایداری در توضیح رابطه شهید بختیاری با شهید خرازی و اینکه این رفاقت از کجا آغاز شده است، اظهار داشت: رفاقتها در جنگ، فقط رفاقت احساسی نیست؛ رفاقتِ میدان است. آشناییها از جلسات و ارتباطات بینیگانی شروع میشود، بعد با شناختهای محلی و آدمهای واسطه و رفیق، عمیقتر میشود. در روایتهایی که شنیدم، نقش افرادی مثل حاج رحیم انزاری هم در نزدیکتر شدن این ارتباطها مطرح بود. علاوه بر آن، پیوندهای اجتماعی و حتی ورزشی و محلی هم در شکلگیری این شناختها مؤثر بوده است. در نهایت هم وقتی آدمها در یک یگان کنار هم قرار میگیرند و در شرایط سخت تصمیم میگیرند، این رفاقتها شکل جدیتری پیدا میکند.
یاری در پایان با تأکید بر ضرورت ثبت و روایت دقیق خاطرات دفاع مقدس گفت: اگر امروز این خاطرات نوشته نشود، فردا یا از بین میرود یا ناقص و تحریفشده منتقل میشود. «مردِ میدون» تلاش کرده با تکیه بر زبان شاهدان و همرزمان، بخشی از حقیقتِ زیسته یک شهید را روایت کند؛ شهیدی که برای اطرافیانش فقط یک نام نبود، یک «حضور» بود؛ حضوری که در میدان معنا پیدا میکرد.
انتهای پیام/


