سنگر ایمانِ مردم در وداع با رهبرِ شهید؛ حضوری که از هر موشکی سنگینتر بود
در روزی که آسمان گیلان با بارانی اندوهبار روبهرو بود، مردم عزادار و مؤمن بدون توجه به سرمای هوا با قلوبی استوار و چشمانی مصمم به میدان آمدند تا یاد و راه امام شهیدشان امام خامنهای (قدس سره) را گرامی بدارند.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، مردم برای عزای شهادت شهید سید علی امام خامنهای (قدس سره) گرد هم آمده بودند؛ مردی که نامش برای بسیاری یادآور صبر، ایمان و ایستادگی بود.

گویی هرخیابان، هر کوچه و هر سنگفرش، ردّ قدمهایی را میجست که با دلی داغدار، اما استوار به سمت میدانها روانه میشدند. این حضور نشان از احترامی عمیق و احساسی مشترک داشت که در میان صدای باران و در نگاههای پر از فریاد مردم موج میزد.
دلهایی که با ایمان و بصیرت، پیش از هر قدمی به میدان میرسیدند، در این روز بیش از همیشه دیده میشدند.
باران چند روزی بود که آرام بر شهر میبارید و هوا بوی اندوه و همدلی گرفته بود. دلهای مردم نیز زودتر از قدمهایشان راهی میدان شده بود؛ دلهایی روشن و مطمئن که گویی از پیش میدانستند امروز جای خالیشان در هیچ کوچه و خیابانی پذیرفتنی نیست.
نگاهها آرام، اما مصمم، قدمها آهسته، اما استوار و سکوتی که از هزار فریاد رساتر بود؛ حضوری که نه از هیجان لحظه، که از عمق باور و سالها تربیت در فرهنگ ایستادگی جان میگرفت. میدان پیش از آنکه از جمعیت پر شود، از تپش همین دلها گرم شده بود.

باران با شدت کم و زیاد بر سنگفرشهای گیلان مینشست و خیابانها را برق میانداخت، اما مردم بیتوجه به سرمای هوا، از محلهها و کوچهها راهی میدانها و مساجد میشدند. چترها باز بود، دلها سنگین، و قدمها آرام؛ گویی همه در سکوتی مشترک به سمت یک مقصد واحد حرکت میکردند. فضای شهر حالوهوای روزهای معمولی را نداشت و از همان لحظههای نخست، نشانههای یک روز متفاوت دیده میشد.
در هیئتها و حسینیهها، صدای تلاوت قرآن با صدای باران درهم میرفت و فضایی میساخت که هم معنوی بود و هم اندوهگین.
سخنرانان از مفهوم شهادت، از ایستادگی و از جایگاه این فرهنگ در زندگی مردم ایران سخن میگفتند. جمعیت با دقت گوش میداد؛ نگاهها آرام، چهرهها متفکر، و سکوتی که نشان میداد هر جمله در دلها مینشیند.

قرآن در دست بسیاری از عزاداران دیده میشد و این تصویر در میان باران، معنایی روشنتر پیدا میکرد. پیرمردی که ورقهای نمخورده قرآن را در دست گرفته بود و زیر لب دعا میخواند، حضور زنان، مردان، جوانان و کودکان در کنار هم، حس یک خانواده بزرگ را زنده میکرد؛ خانوادهای که داغی مشترک را بر دوش میکشد.
روایت وفاداری و ایستادگی
سخنرانان از راه شهدا سخن میگفتند؛ راهی که در فرهنگ مردم ایران با مفهوم وفاداری و پایداری گره خورده است. واژههایی مانند ایستادگی، ادامه مسیر و حفظ عهد، بارها در میان سخنان تکرار میشد و جمعیت با هر جمله، گویی پیمانی نانوشته را در دل مرور میکرد.
نوای مرثیهخوانی و سینهزنی در فضا میپیچید و مردم با هماهنگی و آرامش همراه میشدند.
باران گاهی که شدت میگرفت، اما کسی قدمی به عقب نمیرفت. حضور مردم حضوری از سر باور بود؛ حضوری که نشان میداد این مراسم برای آنان تنها یک آیین سوگواری نیست، بخشی از هویت جمعی و فرهنگیشان است. میدانها و مساجد تا پاسی از شب پر از جمعیت ماند و با وجود خستگی، مردم در ترک کردن از محل را نداشتند

در میان این جمعیت، یک حقیقت روشنتر از هر چیز دیده میشد؛ مردم در لحظههای دشوار، کنار هم میایستند. تفاوتها رنگ میباخت و آنچه باقی میماند حس مشترک مسئولیت و همراهی بود؛ احساسی که در نگاهها و قدمها موج میزد. این اتحاد آرام و بیصدا، در چهرهها و رفتارها دیده میشد؛ اتحادی که ریشه در تاریخ، ایمان و تجربههای مشترک مردم این سرزمین دارد و در روزهای سخت، خود را آشکارتر نشان میدهد.
ریشههای عاشورایی و فرهنگ ایستادگی
در میان جمعیت، این باور نیز بهوضوح دیده میشد که مردم این سرزمین از دل سنتها و آموزههایی برخاستهاند که قرنهاست روح مقاومت و مسئولیتپذیری را در آنان زنده نگه داشته است. فرهنگ عاشورا و الگوهای دینی، در شکلگیری این روحیه نقش مهمی داشته و همین ریشههاست که امروز آنان را در میدانها گرد هم میآورد. حضور آرام، اما پرمعنای مردم نشان میداد که در برابر هر تهدید یا بحران، احساس وظیفه و همبستگی اجتماعی آنان فعال میشود و جامعه را به سمت ایستادگی و هوشیاری جمعی سوق میدهد.
در پایان آن روز، معنایی ژرف در ذهنها ماند؛ معنایی برخاسته از تجربه زیستن در کنار مردی که حضورش معیار بود، نه شعار.

آنچه در رفتار مردم دیده میشد، بازتاب مجموعهای از آموزههایی بود که رهبرِ شهید با صلابت، با خویشتنداری و با وقار همیشگیاش در دلها نشانده بود؛ آموزههایی که در آنها تعهد بر مصلحتسنجیهای زودگذر، بصیرت بر هیاهوی بیریشه، و مسئولیت بر آسودگی ترجیح دارد.
اینها درسهایی بود که از رهبر شهید دریافت شده بود؛ درسهایی که در لحظههای حساس، معیار تشخیص میشوند و در روزهای دشوار، ستون ایستادگی یک ملت.
چنین میراثی پایان یک زندگی نیست؛ آغاز فهمی تازه از راهی است که باید ادامه یابد، راهی که مردم آن شب، آرام و استوار، زیر باران تجدیدش کردند.
فریادی با چاشنی غم، خشم و انتقام
مردم این روزها و شبها ضمن دعا برای رزمندگان اسلام در اجتماعات مختلف، با عزاداری و اندوهی عمیق، خشم خود را با فریادهای حماسی و پرشور نشان میدهند.

شعارهای «حیدر حیدر» گویی پژواکی از ارادهای پولادین برای ایستادگی در برابر ظلم است، و «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بیانگر نفرت عمیق از سیاستهای استکباری و تجاوزکارانه این کشورهاست.
و، اما فریاد «ای رهبر شهید راهت ادامه دارد» علاوه بر یادآوری راه شهدای عزیز جنایت آمریکایی و صهیونی، تعهدی دوباره به آرمانهای انقلاب و ایستادگی در برابر دشمنان است.
این تجمعات، صحنههایی از خروش ملتی است که با تمام وجود، عطش انتقام از ستمکنندگان را فریاد میزنند.
گزارش از: هما اکبری
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


