بازنویسی قواعد غرب آسیا در عصر رهبری سوم
گروه بینالملل دفاعپرس - رسول حسین ابوالسبح: جمهوری اسلامی ایران امروز در مرحلهای کاملاً متفاوت از روزهای نخست پس از شوک بزرگ قرار دارد؛ شوکی که در آن، امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای رضوانالله تعالی علیه هدف قرار گرفته بود. صحنهای که با اندوهی سنگین آغاز شد، بهسرعت به لحظهای تاریخی تبدیل شد که جایگاه ایران را در معادله بازدارندگی منطقهای از نو تعریف کرد.

جهان شاهد پاسخ نظامی گستردهای بود که پایگاهها و مقرهای آمریکا و رژیم صهیونیستی را در کشورهای نزدیک هدف قرار داد؛ عملیاتی که در بسیاری از تحلیلها بهعنوان یکی از جسورانهترین و پیچیدهترین عملیاتهای پاسخ در تاریخ درگیریهای غرب آسیا توصیف شد.
با این حال، پرسشی که اکنون مطرح میشود دیگر این نیست که آیا ایران پاسخ خواهد داد؟ بلکه این است که پس از این پاسخ چه خواهد شد؟ و تهران چگونه مرحله پس از این ضربه را مدیریت خواهد کرد؟
هرکس تجربه جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته را مطالعه کند، درمییابد که ایران با منطق لحظهای با درگیریها برخورد نمیکند، بلکه با منطق مسیر بلندمدت عمل میکند. پاسخ نظامی، هرچند بزرگ باشد، تنها حلقهای در راهبردی گستردهتر است که هدف آن بازتعریف قواعد درگیری در منطقه است. این امر در حملاتی که مواضع نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد بهوضوح دیده شد؛ حملاتی که پیامهای متعددی در برداشت: نخست اینکه ایران همچنان توانایی ضربه زدن به دشمنان خود در حساسترین نقاط را دارد، و دوم اینکه بازدارندگی ایران با وجود فشارها و تحریمها تضعیف نشده است.
اما مهمترین رویدادی که با این مرحله همراه شد تنها نظامی نبود، بلکه سیاسی نیز بود. اعلام نام رهبر جدید، «سید مجتبی خامنهای» لحظهای انتقالی در ساختار نظام سیاسی ایران ایجاد و صحنه رهبری در تهران را بازآرایی کرد. این اقدام صرفاً یک روند اداری یا قانونی نبود، بلکه پیامی همزمان به داخل و خارج داشت؛ پیامی مبنی بر اینکه نظام سیاسی ایران حتی در لحظات شوک بزرگ نیز توانایی تداوم و ثبات دارد.
مرحله پس از پاسخ؛ از انتقام تا بازسازی توازن
حملاتی که پایگاههای نظامی آمریکا و برخی مواضع مرتبط با رژیم اسرائیل را هدف قرار داد، صرفاً یک پاسخ نظامی متعارف نبود، بلکه میتوان آن را در چارچوب مفهوم «بازدارندگی مرکب» تحلیل کرد. ایران میخواست نشان دهد که هزینه هدف قرار دادن آن بسیار سنگین خواهد بود.
حملات مستمر به مواضع در سرزمینهای تحت اشغال رژیم صهیونیستی نیز در همین چارچوب قابل درک است. این حملات تنها یک واکنش تاکتیکی نیستند، بلکه تلاشی برای حفظ فشار نظامی و سیاسی بدون رسیدن به سطح جنگ منطقهای گستردهاند. این شیوه با آنچه میتوان «مدیریت تنش» نامید سازگار است؛ جایی که سطحی از تنش حفظ میشود که برای تحمیل معادلات جدید کافی باشد، اما از خطوطی که ممکن است منطقه را به انفجار فراگیر بکشاند عبور نمیکند.
آمریکا نیز خود را در برابر معادلهای بسیار پیچیده میبیند؛ معادلهای که احتمالاً انتظار آن را نداشت. واشنگتن نمیتواند حملاتی را که پایگاههای نظامیاش را هدف قرار داده نادیده بگیرد، اما در عین حال میداند که پاسخ گسترده ممکن است به رویارویی جهانی منجر شود؛ سناریویی که خطرات راهبردی بزرگی برای منافع آن در منطقه به همراه دارد.
خلیج فارس میان نگرانی و بیطرفی محتاطانه
در این مرحله، کشورهای خلیج فارس تحولات را با نگرانی آشکار دنبال میکنند. تشدید تنش میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، کل منطقه را در معرض خطر قرار میدهد و فشار منطقهای بسیار بزرگی ایجاد میکند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس میدانند که هرگونه گسترش درگیری ممکن است تأسیسات نفتی و اقتصادی آنها را در تیررس این نزاع قرار دهد. از همین رو، محتملترین گزینه برای آنها حفظ موضع بیطرفی محتاطانه است؛ در حالی که همزمان تلاش میکنند توان دفاعی خود را تقویت کنند. تجربه حملاتی که پیشتر برخی تأسیسات در خلیج فارس را هدف قرار داد، نشان داد که امنیت این منطقه تا چه اندازه است و تأکید کرد که هرگونه اختلال در این منطقه میتواند مستقیماً بر اقتصاد جهانی اثر بگذارد؛ بنابراین کشورهای خلیج فارس در مرحله پیش رو خواهند کوشید از تبدیل شدن به میدان رویارویی مستقیم میان قدرتهای بزرگ جلوگیری کنند.
سلاح انرژی و نگرانی بازارهای جهانی
تشدید تنش نظامی در خلیج فارس مستقیماً بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر میگذارد. هرچه سطح تنش در این منطقه افزایش یابد، نگرانیها درباره اختلال در عرضه نفت نیز افزایش پیدا میکند.
در این چارچوب، چین بهعنوان بازیگری محوری در این معادله ظاهر میشود. پکن بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی در جهان، منافعی راهبردی در ثبات منطقه دارد؛ اما در عین حال میداند که افزایش قیمت نفت میتواند به آن برگ فشار بیشتری در روابطش با غرب بدهد.
از این رو، ممکن است چین در مرحله آینده نقش میانجی غیرعلنی را ایفا کند و بکوشد بدون جانبداری آشکار از هیچ طرفی، از شدت تنشها بکاهد؛ بهویژه با توجه به روابط پیچیدهای که میان آن و آمریکا وجود دارد.
سناریوهای محتمل در روزهای آینده
پس از پاسخ گسترده ایران، میتوان چند سناریو برای مسیر رویدادها در مرحله آینده تصور کرد.
سناریوی نخست ادامه جنگ منطقهای است؛ جایی که حملات ادامه مییابند، اما به رویارویی فراگیر تبدیل نمیشوند. این سناریو به هر طرف اجازه میدهد قدرت خود را نشان دهد بدون آنکه خطر جنگی گسترده را بپذیرد.
سناریوی دوم گذار به مرحله بازدارندگی باثبات است؛ جایی که طرف مقابل درمییابد هزینه تشدید تنش بسیار بالا رفته و در نتیجه به قواعد نانوشتهای از درگیری بازمیگردد که توازن موجود را حفظ میکند.
اما سناریوی سوم ــ که گسترش درگیری به جبهههای دیگر در منطقه و جهان است؛ رخدادی که میتواند به جنگی بینالمللی و گسترده بینجامد که کنترل مسیر آن بسیار دشوار خواهد بود.
ایران پس از ضربه؛ بازتعریف نقش جهانی
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، تنها دور تازهای از درگیری نبود، بلکه لحظهای سرنوشتساز بود که ممکن است توازن قوا در غرب آسیا را دگرگون کند. ایران نشان داد که قادر به پاسخ نظامی مستقیم است و در عین حال میتواند مرحله پس از پاسخ را با عقلانیتی سیاسی مدیریت کند.
معرفی رهبر جدید، تداوم عملیات نظامی محدود و تحرکات دیپلماتیک غیرعلنی، همگی نشانههایی هستند از اینکه تهران در پی تثبیت معادلهای تازه در منطقه است.
این معادله بر ایدهای ساده، اما عمیق استوار است: ایران کشوری نیست که بتوان آن را هدف قرار داد بدون آنکه بهایی راهبردی برای آن پرداخت شود.
از پاسخ تا بازموضعگیری
مرحله کنونی پایان درگیری نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه از آن است. ایران پس از پاسخ نظامی بزرگ خود دیگر تنها در موقعیت دفاع قرار ندارد، بلکه در جایگاه بازتعریف قواعد بازی منطقهای ایستاده است.
چالش پیش روی رهبری جدید ایران، تبدیل این شتاب نظامی و سیاسی به دستاوردهای راهبردی بلندمدت است؛ زیرا قدرت تنها با توانایی وارد کردن ضربه سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی کنترل مسیر رویدادها پس از آن ضربه نیز سنجیده میشود.
در جهانی که آکنده از درگیریها و ائتلافهای متغیر است، شاید بزرگترین چالش حفظ توازن میان بازدارندگی و قدرت از یک سو و ثبات منطقهای از سوی دیگر باشد.
در همین نقطه است که پاسخ از یک واکنش انتقامجویانه فراتر میرود و به لحظهی تاریخی ایران و کل منطقه تبدیل میشود.
انتهای پیام/ ۹۹۹


