راهبرد ایران در گسترش افقی جنگ

ایران با گسترش دامنۀ بحران از نظر جغرافیایی و سیاسی فشاری عظیم و محاسبه نشده بر آمریکا وارد کرد. ایران فقط به دنبال پیروزی نظامی کلاسیک نیست. هدف مهم‌تر، اثبات پایداری و تبدیل درگیری به یک جنگ فرسایشی است که در آن موفق بوده است.
کد خبر: ۸۱۹۵۶۲
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۰ - 14March 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - رسول حسین ابوالسبح: حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به دفتر آیت الله خامنه‌ای صرفاً یک عملیات نظامی گذرا نبود، بلکه تلاشی برای وارد کردن یک شوک راهبردی به درون سیستم ایران بود. این اقدام بر پایه یک فرضیه قدیمی در تفکر نظامی غرب شکل گرفت: اینکه حذف رأس فرماندهی به‌طور خودکار به فروپاشی دولت یا فلج سیاسی نظامی آن منجر می‌شود.

چگونه ایران جنگ را به نبردی فرسایشی و راهبردی تبدیل کرد

اما آنچه در ساعات پس از آن حملات رخ داد، حقیقت کاملاً متفاوتی را آشکار کرد. به جای فروپاشی سریعی که واشنگتن و تل‌آویو انتظار داشتند، منطقه وارد مرحله جدیدی از منازعه شد که عبارت بود از «پاسخ منظم ایران و گسترش دامنه درگیری».

این تحول شماری از پژوهشگران غربی را واداشت تا در نتایج عملیات نظامی بازنگری کنند. از جمله «رابرت پاپی»، استاد علوم سیاسی آمریکایی، که اشاره کرد این جنگ ممکن است در نهایت به یک بار سنگین برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شود، بیش از آنکه برای ایران چنین باشد.

استراتژی نظامی آمریکا اغلب بر ایده «ضربه نهایی سریع» تکیه دارد؛ ایده‌ای که از جنگ‌های نیروی هوایی در قرن بیستم به وضوح ظهور کرد. این نظریه معتقد است برتری هوایی و حملات دقیق می‌توانند جنگ را پیش از آنکه واقعاً آغاز شود، پایان دهند.

اما تجربیات تاریخی ثابت کرده این فرضیه همیشه درست نیست. آمریکا در جنگ ویتنام هیچ نبرد سرنوشت‌سازی را نباخت، بااین‌حال جنگ با عقب‌نشینی‌اش پایان یافت. همچنین در کوزوو در سال ۱۹۹۹، حملات هوایی به‌تنهایی نتوانست اهداف سیاسی را آن‌طور که انتظار می‌رفت به سرعت محقق کند.

به نظر می‌رسد ایران امروز می‌کوشد از این درس‌های تاریخی بهره برده و جنگ را از یک رویارویی مستقیم نظامی به یک درگیری طولانی‌مدت سیاسی و استراتژیک تبدیل کند.

راهبرد ایران در گسترش افقی جنگ

تهران به‌جای بسنده کردن به پاسخ مستقیم علیه رژیم صهیونیستی، کوشید دامنه بحران را از نظر جغرافیایی و سیاسی گسترش دهد. پیامد‌های پاسخ ایران به کل منطقه خلیج فارس کشیده شد و فشاری عظیم و محاسبه نشده ایجاد کرد: سطح آماده‌باش در پایگاه‌های آمریکا بالا رفت، ترافیک هوایی و دریایی مختل شد و بازار‌های جهانی انرژی مستقیماً از تحولات درگیری تأثیر گرفتند.

این نوع واکنش در چارچوب چیزی است که برخی پژوهشگران آن را «تصاعد افقی» می‌نامند؛ یعنی انتقال درگیری از یک صحنه محدود به فضایی منطقه‌ای گسترده‌تر، به‌گونه‌ای که جنگ برای همه طرف‌های مرتبط هزینه‌زا شود، نه فقط برای دشمن مستقیم.

به این ترتیب، کشوری که از نظر نظامی در وضعیت نامتقارن قرار دارد، به‌دنبال شکست دادن حریف خود در یک نبرد کلاسیک نیست، بلکه در پی بازتعریف معادله سود و زیان است تا ادامه جنگ به بار سیاسی و اقتصادی برای طرف مجهزتر و پیشرفته‌تر تبدیل شود.

یکی از اهداف اصلی پاسخ ایران ارسال این پیام شفاف به منطقه بود که جنگ در مرز‌های ایران محصور نخواهد ماند و کشور‌هایی که میزبان پایگاه‌های نظامی خارجی هستند، خودبه‌خود در دایره خطر قرار خواهند گرفت.

این پیام فقط جنبه نظامی ندارد، بلکه بُعد سیاسی عمیقی نیز دارد. اختلال در فرودگاه‌ها، بی‌ثباتی در بازار‌های انرژی و افزایش هزینه‌های بیمه محموله‌های دریایی در خلیج فارس، همه عواملی‌اند که تصویر ثبات اقتصادی منطقه را مخدوش می‌کنند.

از این منظر می‌توان دریافت که نبرد دیگر صرفاً پرتاب موشک نیست، بلکه به یک درگیری بر سر نفوذ بر منطقه و ترسیم نظام منطقه‌ای در غرب آسیا تبدیل شده است.

راهبرد ایران در گسترش افقی جنگ

استراتژی ایران بر عنصر زمان نیز تکیه دارد. هر چه درگیری طولانی‌تر شود، احتمال بروز شکاف‌های سیاسی در اردوگاه مقابل بیشتر می‌شود؛ چه در خود آمریکا، چه میان متحدان اروپایی‌اش و چه حتی در میان کشور‌های منطقه.

جنگ‌های طولانی منابع را می‌خورند، به اقتصاد فشار می‌آورند و بحث‌های داخلی درباره سودمند بودن ادامه‌شان ایجاد می‌کنند. با افزایش قیمت انرژی و آشفتگی بازار‌های جهانی، جنگ به یک مسئله سیاسی داخلی در پایتخت‌های غربی تبدیل می‌شود.

آنچه این تحولات آشکار می‌کند این است که ایران فقط به دنبال پیروزی نظامی کلاسیک بر آمریکا یا رژیم صهیونیستی نیست؛ بلکه هدف مهم‌تر، اثبات توانایی پایداری و تبدیل درگیری به یک جنگ فرسایشی راهبردی است که در آن موفق هم بوده است.

در چنین نبردهایی، پرسش این نیست که چه کسی قدرت بیشتری دارد، بلکه این است که چه کسی می‌تواند جنگ را بیشتر تحمل کند؟ 

از این رو می‌توان گفت حمله‌ای که قرار بود سرآغاز فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران باشد، ممکن است به عاملی برای تقویت انسجام داخلی و فرصتی برای تحمیل جایگاهش در معادله منطقه‌ای تبدیل شود.

 آنچه امروز در منطقه می‌گذرد، صرفاً یک رویارویی نظامی گذرا نیست، بلکه آزمونی عمیق برای معادلات قدرت در غرب آسیا است که در این میدان خاص، نتیجه نه فقط با موشک‌ها، که با توانایی کشور‌ها در مدیریت زمان، فشار و مشروعیت سیاسی رقم می‌خورد؛ و این همان ویژگی برجسته ایران در سایه یک رهبری الهی و مبارک است.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار