یادداشت/

همبستگی ملی؛ مولفه مهم بازدارندگی

حملات رژیم تروریست ایالات متحده و صهیونی عملاً به‌عنوان محرک بیرونی عمل کرده و موجب فعال‌شدن سرمایه اجتماعی و افزایش همبستگی در عرصه عمومی شده است. حضور مردم در میادین شهری و شکل‌گیری فضای همگرایانه، پیام روشنی دارد: درک تهدید در جامعه تثبیت شده و تمایل به صیانت از تمامیت ارضی و امنیت ملی تقویت شده است.
کد خبر: ۸۲۳۵۹۹
تاریخ انتشار: ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۷ - 30March 2026
گروه فرهنگ دفاع‌پرس‌- «سید علیرضا آل داود» پژوهشگر رسانه و فضای مجازی؛ در شرایطی که با جنگ تحمیلی رژیم‌های تروریست آمریکا و صهیونی، ایران اسلامی عزیزمان تحت هجوم وحشیانه سخت، نیمه سخت و عملیات شناختی- روانیِ فزاینده آنان قرار گرفته است، ملت بصیر ایران بار دیگر نشان داد که در پیچ‌های تاریخی و شرایط حساس، ظرفیت همگرایی ملی و کنش جمعی خود را فعال می‌کند. این واکنش صرفاً هیجانی یا مقطعی نیست؛ بلکه بر حافظه تاریخی، تجربه زیسته و محاسبه هزینه - فایده در سطح ملی تکیه دارد و می‌تواند به یک مزیت راهبردی برای افزایش بازدارندگی تبدیل شود؛ به شرط آنکه درست مدیریت و جهت‌دهی شود.
 
همبستگی ملی؛ مولفه مهم بازدارندگی
حملات رژیم تروریست ایالات متحده و صهیونی عملاً به‌عنوان محرک بیرونی عمل کرده و موجب فعال‌شدن سرمایه اجتماعی و افزایش همبستگی در عرصه عمومی شده است. حضور مردم در میادین شهری و شکل‌گیری فضای همگرایانه، پیام روشنی دارد: درک تهدید در جامعه تثبیت شده و تمایل به صیانت از تمامیت ارضی و امنیت ملی تقویت شده است. این وضعیت در سطح راهبردی به یکپارچگی اراده ملی کمک می‌کند و هزینه محاسباتی طرف مقابل برای اقدام پرهزینه را افزایش داده است.
 
همچنین حمایت‌های اجتماعی و انسانی از سپاه و ارتش قهرمان در این مقطع صرفاً حمایت نمادین نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی ملی است. وقتی افکار عمومی پشت نیرو‌های مسلح قرار می‌گیرد، بازدارندگی ادراکی ارتقاء می‌یابد؛ یعنی طرف مقابل نه‌تنها توان سخت را می‌بیند، بلکه انسجام داخلی و آمادگی روانی–اجتماعی کشور را نیز در محاسبات خود وارد می‌کند. این هم‌افزاییِ مشروعیت داخلی + ظرفیت عملیاتی می‌تواند دامنه تهدیدپذیری را کاهش دهد.
 
باید به این نکته توجه داشت که تجربه جنگ تحمیلی ۸ ساله و ۱۲ روزه در حافظه جمعی ایرانیان به یک ذخیره رفتاری تبدیل شده است؛ ذخیره‌ای که در شرایط سخت و بحران خود را به‌صورت تحمل فشار، حمایت خانوادگی، همکاری اجتماعی و انضباط درونی نشان می‌دهد. این تاب‌آوری اگرچه یک سرمایه راهبردی است، اما نیازمند مدیریت است؛ زیرا استمرار فشار بدون سیاست‌های حمایتی و ارتباطی دقیق می‌تواند به فرسایش سرمایه اجتماعی منتج شود.
 
در این شرایط باید در کنار تقویت انسجام داخلی، دیپلماسی نیز با رهنمود‌های رهبر معظم انقلاب با نگاه مدیریت ریسک و نه صرفاً تبادل امتیاز دنبال شود. تجربه‌های گذشته، به‌ویژه رفتار‌های بیمارگونه ترامپ و عهدشکنی هایش، نشان داده که بخشی از تاکتیک‌های طرف مقابل می‌تواند مبتنی بر فریب، زمان‌خریدن و ایجاد شکاف داخلی باشد.
 
در آخر باید گفت انسجام ملی و تاب‌آوری اجتماعی در شرایط فعلی یک دارایی راهبردی برای ارتقاء بازدارندگی است، اما باید توجه داشت این دارایی به‌صورت خودکار پایدار نمی‌ماند بلکه تداوم و اثربخشی آن نیازمند مدیریت واقع‌بینانه، ارتباطات عمومی دقیق، پشتیبانی فرهنگی- اقتصادی–اجتماعی و ... است؛ و این در حالی است که اگر این مؤلفه‌ها هم‌زمان و هم‌افزا عمل کنند، ایران می‌تواند تهدید را به فرصت تبدیل کرده و این مهم منتج به تقویت قدرت ملی و افزایش هزینه‌های طرف مقابل در تمام ابعاد خواهد شد.
 
انتهای پیام/ 271
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار