عزت، شکوه و اقتدار ایرانی به روایت «لبخند»

تمامی جنایت‌هایی که در جنگ رمضان توسط دشمنان این سرزمین رقم خورد بیشتر از آنکه یک تاکتیک جنگی برای تصرف خاک باشد برای آن بود که «روحیه» مردم ایران درهم شکسته شود.
کد خبر: ۸۲۴۱۸۹
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۸ - 02April 2026

گروه فرهنگ دفاع‌پرس، اکبر صفرزاده: جنگ رمضان همانند جنگ دوازده روزه با «ترور» آغاز شد. دشمنان این سرزمین با این تصور باطل که می‌توانند با «ترور» روحیه مردم ایران را نابود کنند در ابتدای جنگ، رهبر شهید انقلاب را مورد هدف قرار دادند سپس مدرسه میناب را و پس از آن جمعی از سرداران رشید این مملکت و همچنین بسیاری از مردم را. 

عزت، شکوه و اقتدار ایرانی به روایت «لبخند»

تمامی جنایت‌هایی که در جنگ رمضان توسط دشمنان این سرزمین رقم خورد بیشتر از آنکه یک تاکتیک جنگی برای تصرف خاک باشد برای آن بود که «روحیه» مردم ایران درهم شکسته شود. برخی از دشمنان این مرز و بوم نیز بر این تصور باطل بودند که پس از حمله، بخشی از مردم به خیابان‌ها خواهند آمد و علیه جمهوری اسلامی شعار خواهند داد. 

اما آنچه پس از وقوع جنگ رمضان در ایران اتفاق افتاد صد در صد برعکس تصورات باطل دشمنان این سرزمین بود. مردم ایران نه روحیه خود را از دست دادند، نه علیه جمهوری اسلامی به خیابان آمدند، نه ناامید شدند، نه از «ابر قدرت» ترسیدند، نه فرار کردند. 

مردم ایران در حالیکه زیر باران موشک‌های متجاوزان بودند با روحیه‌ای عالی و «لبخند» به خیابان آمدند و برای دفاع از وطن تجمع کردند و شعار دادند. در این دنیا برای انسان چیزی خطرناک‌تر از مرگ نیست. مردم ایران با رفتار و کردار خود بالاترین خطر یعنی «مرگ» را به «سخره» گرفتند.

شاید برخی افراد و روشنفکران این رفتار مردم ایران را سازماندهی شده توسط حاکمیت بپندارند، اما اینگونه نیست و این رفتار و کردار مردم ایران ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی دارد. ما در طول تاریخ بار‌ها و بار‌ها شاهد «لبخند» زیبا و منحصر‌به‌فرد این مردم در مواجه با سخت‌ترین و دشوارترین مشکلات بوده‌ایم.

به عنوان مثال؛ چند دهه قبل و زمانی که تیم فوتبال ایران قرار بود پس از سال‌ها به جام جهان راه یابد چشم تمام مردم ایران به بازی فوتبال ایران و استرالیا بود. در آن بازی که یکی از مهمترین و سخت‌ترین بازی‌های فوتبال جام جهانی بود احمد رضا عابدزاده در حالی که آدامس می‌جوید توپ را با یک دست می‌گرفت و می‌خندید. 

یا چند سال پیش - زمانی که حسین رضازاده برای ثبت رکوردی تازه روی صحنه وزنه برداری دنیا رفت در حالی سنگین‌ترین وزنه دنیا را روی سر برد که لبخند بر لب داشت و کلمه «یاابوالفضل» را بر زبان. حسین رضازاده زیر وزنه ۲۵۰ کیلویی طوری می‌خندید و سر تکان می‌داد انگار که هیچ در دست ندارد.

در سریال «نون – خ» که یکی از پر بازدید‌ترین سریال‌های تلویزیون است در سکانسی می‌بینیم که «سلمان» زلزه زده و مصیبت دیده در فصل سرد زمستان، برای حمام کردن به کانکسی می‌رود که برای این کار مهیا شده است. آب حمام بسیار سرد است، اما «سلمان» به جای اعتراض کردن با صدای بلند می‌خندد و می‌گوید: چقدر آب سرد است. 

در جنگ دوازده روزه‌ای که در ابتدای سال ۱۴۰۴ روی داد فیلمی کوتاه از مردی که زیر موشک باران در کمال آرامش و در کنار خیابان تخمه می‌خورد و رفت و آمد موشک‌ها را «با لبخند» نگاه می‌کرد بسیار پر بازدید شد.

در فیلم «موقعیت مهدی» می‌بینیم که سربازان لشگر ۳۱ عاشورا به فرماندهی آقا مهدی باکری زیر شدیدترین حملات خمپاره‌ای دشمن هستند، اما به جای اینکه بترسند یا فرار کنند بعد از انفجار هر خمپاره در اطرافشان با صدای بلند خطاب به دشمن می‌گویند: «شله».

انتهای پیام/ 121

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار