سند انتقام ایران؛ از بستن تنگه هرمز تا فروپاشی شبکه برق اسرائیل و سوختن سرمایه آمریکا در خلیجفارس
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- محمد زرچینی؛ همزمان با تشدید لفاظیهای جنگی «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر هدف قرار دادن تأسیسات انرژی ایران، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) به عنوان عالیترین نهاد نظامی کشور، رسماً اعلام کرده است که هر گونه تعرض به زیرساختهای انرژی با پاسخی «سختتر، ویرانگر و فراتر از تصور» مواجه خواهد شد. بر اساس مشاهدات میدانی و رسانهای طرح پاسخ ایران دیگر صرفاً یک تهدید دفاعی نیست؛ بلکه نقشهراهی دقیق برای «آتشزدن به قلب انرژی غرب و متحدان منطقهای آن» در صورت وقوع جنگ تمامعیار است.

۱. سلاح راهبردی اول: فلج کننده اقتصاد جهانی
نخستین و آمادهترین گام ایران، بستن کامل تنگه هرمز است. بر خلاف وضعیت کنونی که «کنترل هوشمند» بر ترددها اعمال میشود، پس از اولین حمله به تأسیسات انرژی ایران، این آبراه استراتژیک به طور کامل مسدود خواهد شد و تا زمانی که تأسیسات آسیب دیده بازسازی شوند، به روی هیچ کشتی از جمله نفتکشهای آمریکایی و متحدانش گشوده نخواهد شد. این اقدام به معنای خروج ۲۰ درصد از نفت جهان و یکسوم ال ان جی جهانی از مدار تجارت است که شوکی بالاتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ به بازارها وارد میکند.
۲. محور مقاومت؛ آتش در حیاطخلوت آمریکا
ایران در این سناریو تنها عمل نخواهد کرد. محور مقاومت شامل انصارالله یمن، حزبالله لبنان و مقاومت اسلامی عراق وارد فاز «آتش سنگین» میشوند. هدف اصلی، تأسیسات انرژی آمریکا در همسایگی است. بر اساس اطلاعات دریافتی، لیست اهداف شامل موارد زیر است:
الف. پالایشگاه ریاض (Saudi Arabia)؛ هدفی نمادین که سوخت نیروهای آمریکایی در منطقه را تأمین میکند.
ب. مجتمع راس الفان (قطر): مهمترین تأسیسات الانجی جهان که وابستگی اروپا به آن پس از جنگ اوکراین حیاتی شده است.
ج. حوزه نفتی «الغوار» و «راس الخیر» (عربستان): شاهرگ حیاتی نفتی وابسته به سرمایه و فناوری آمریکا.
۳. فروپاشی شبکه برق و آب اسرائیل (دکترین ویرانی همزمان)
در حالی که اسرائیل شریک جنگی آمریکا محسوب میشود، پاسخ ایران به آن «همهجانبه و بدون محدودیت» خواهد بود؛ هدفگذاری راهبردی ایران در سرزمینهای اشغالی فراتر از حملات موشکی معمول است. کارشناسان نظامی معتقدند که ایران همزمان با حمله اولیه آمریکا، با انبوهی از موشکهای بالستیک و پهپادها، نیروگاههای اصلی رژیم صهیونیستی (از جمله «اسکول»، «دوراد» و «اوروت رابین» را هدف قرار خواهد داد. در این سناریو، نه تنها شبکه برق اسرائیل به طور کامل از کار میافتد، بلکه تأسیسات آبشیرینکن حیاتی این رژیم نیز منهدم شده و بحران انسانی بیسابقهای ایجاد خواهد شد
۴. رویارویی سایبری: زدودن ردپای دیجیتال آمریکا
جبهه مخفی جنگ، فضای سایبر است. هکرهای وابسته به ایران که تاکنون با انجام حملات «انکار سرویس» (DDoS) و «باجافزاری» توانایی خود را نشان دادهاند، در مرحله اولیه پاسخ، زیرساختهای حیاتی و مالی آمریکا را نشانه میروند. هدف اصلی «ایجاد آشوب در شبکه لجستیک و ارتباطی پنتاگون» است. گروههایی مانند "حنظله" که پیش از این به شرکتهای آمریکایی نفوذ کردهاند، در این عملیات برای حذف دادهها و مختل کردن شبکه برق و حمل و نقل ایالات متحده نقش محوری دارند.
۵. استراتژی "سرمایه آمریکا، هدف مشروع" (نوآوری راهبردی تهران)
نوآوری تاکتیکی ایران در این جنگ، هدف قرار دادن داراییهای آمریکایی در قالب شرکتهای خصوصی در کشورهای ثالث است. بر خلاف جنگهای قبلی، ایران اعلام کرده است که به هر شرکتی در منطقه که سهامدار آمریکایی داشته باشد (مانند شرکتهای وابسته به بلکراک، گلدمن ساکس یا جنرال الکتریک)، به عنوان اهداف نظامی مشروع حمله خواهد کرد. این استراتژی، سرمایهگذاران آمریکایی را به خط مقدم جنگ کشانده و ضمن تحمیل هزینههای سنگین مالی به واشنگتن، ائتلاف ضدایرانی را با هراس از ورشکستگی روبهرو میسازد.
اشتباه محاسباتی یکی از مشکلاتی است که دولتمردان آمریکا با آن مواجهاند؛ ایالات متحده آمریکا اگر تصور میکند با زدن چند تأسیسات نفتی میتواند ایران را به زانو درآورد، سخت در اشتباه است. سند پاسخ ایران نشان میدهد که جمهوری اسلامی با نگاهی جامع به جنگ نامتقارن، اقتصاد جهانی و منافع آمریکا در سراسر منطقه را به عنوان گروگان گرفته است.

از بستن تنگه هرمز که قیمت نفت را تا آسمان میفرستد تا نابودی کامل زیرساختهای متحدان عرب و اسرائیل، سناریوی ترسیم شده به گونهای است که «بهای جنگ برای واشنگتن از هر منفعتی بیشتر خواهد بود.» در چنین شرایطی، منطقه وارد فاز بیسابقهای از بیثباتی میشود که به قول تحلیلگران، میتواند طلسم «صلح به بهای نفت» را برای همیشه بشکند.
انتهای پیام/۲۸۱


