اقدام بزرگ امام صادق (ع) مصون ماندن اسلام در مقابل تحریف بود
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، امام جعفر بن محمد (ع) ششمین پیشوای شیعیان امامیه، معروف و مشهور به صادق در هفدهم ربیعالاول سال ۸۳ هجری قمری متولد شدند و در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری قمری به شهادت رسیدند، پدر ایشان امام محمدباقر (ع) و مادرشان «امفروه» بود. امام صادق (ع) در سال ۱۱۴ هجری قمری پس از شهادت پدر بزرگوارشان، در ۳۱ سالگی به مقام امامت رسیدند. دوران امامت حضرت صادق (ع) با اواخر حکومت بنیامیه و آغاز خلافت بنیعباس همزمان بود.

آن حضرت از فضای آشفته سیاسی و انتقال قدرت میان این دو سلسله استفاده فرمودند و نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را بنا نهادند. ایشان با گسترش حوزههای علمی، شاگردان بسیاری را در رشتههای مختلف دانشهای اسلامی و تجربی تربیت کردند که پایهگذار شکوه تمدن اسلامی شدند. آن حضرت با بهرهگیری از فرصتهای نادر زمانه، به تبیین مفاهیم دینی و کلامی پرداختند و مذهب تشیع را تثبیت کردند؛ بهگونهای که از ایشان بهعنوان رئیس مذهب جعفری یاد میشود.
در سال ۱۴۸ هجری قمری، منصور دوانیقی ایشان را بهوسیله انگور زهرآلود در در ۶۵ سالگی به شهادت رساند. از امام سجاد (ع) پرسیدند: امام بعد از شما کیست؟ فرمود: محمدباقر که علم را میشکافد. پرسیدند: امام بعد از او چه کسی خواهد بود؟ پاسـخ داد: جعفر که نام او نزد اهل آسمانها «صادق» است! حاضران با شگفتی پرسیدند: شما همه راستگو و صادق هستید؛ چرا او را «بخصوص» بهاین نام میخوانید؟
امام سجاد (ع) به سخنی از رسول اکرم (ص) اشاره کرد و فرمود: «پدرم از رسول خدا (ص) نقل کرد که: وقتی فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین متولد شد، او را صادق بنامید؛ زیرا فرزند پنجم از او جعفر نام خواهد داشت و ادعای امامت خواهد کرد؛ به دروغ و از روی افترا به خدا، او نزد خدا جعفر کذاب افترا زننده برخداست.»
امام صادق (ع) مدت ۱۲ تا ۱۵ سال با امام سجاد (ع) و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت ۱۹ سال با امام باقر (ع) زندگی کردند. مدت امامت ایشان ۳۴ سال به طول انجامید که ۱۸ سال در دوره اموی و ۱۶ سال در دوره عباسی بوده است. سرانجام منصور عباسی بهوسیله انگوری که آن را به زهرآلوده کرده بود، امام صادق (ع) را مسموم کرد. بالاخره آن امام همام در سال ۱۴۸ هجری در سن شصت و پنج سالگی مظلومانه به شهادت رسیدند و پیکر پاکش را در قبرستان بقیع به خاک سپردند.
امام صادق (ع) در بیان رهبر شهید
رهبر شهید انقلاب اسلامی در خصوص مقام شامخ امام صادق در سخرانیهای متعدد بیاناتی ایراد فرمودند که میتواند ما را به شناختی هر چند اندک نسبت به آن امام برساند، بخشهایی از بیانات امام خامنهای به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) منتشر شده که در ادامه میخوانید:
تنوع شاگردان امام صادق (ع)
امام به حق ناطق، جعفر بن محمد الصادق (ع) در دوران زندگی، بیش از دیگر امامان فرصت پیدا کردند که معارف اهل بیت (ع) را به دلهای مشتاق و تشنهلبان برسانند. اشتباه است اگر کسی خیال کند همه آن هزاران نفری که از امام صادق (ع) درس آموختند، شیعیان و معتقدان به امامت آن بزرگوار بودند؛ نه، بسیاری بودند که به امامت امام صادق (ع) آن چنانی که شیعه معتقد است، معتقد نبودند؛ اما از دانش امام صادق (ع) و از معارف اسلامی که در اختیار آن بزرگوار بود استفاده میکردند.
بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی یکم فروردین ۱۳۸۷
اصحاب منتظر
زراره که یکی از بزرگترین اصحاب امام صادق (ع) است، میآید خدمت امام صادق (ع) و میگوید یا بن رسولالله (ص) یک فردی است از اصحاب ما در کوفه، او به یک نفر از دشمنان ما مدیون است و چون نتوانسته قرض را بدهد فرار کرده؛ شما بفرمایید اگر این قضیه، همین یکی دو ساله انجام خواهد گرفت، ما بگوییم این فرد فراری بماند تا انشاءالله حکومت حق بیاید و مسئله خودش به خودی خود حل بشود؛ اما اگر نه، زمان بیشتری طول میکشد، این بیچاره نمیتواند خیلی فراری بماند، ما جمع بشویم و پولش را جمع کنیم و بدهیم. حضرت جواب صریح نمیدهند که نمیشود؛ حالا زراره خب چرا بایستی اینجور خیال کند که همین یکی دو ساله قرار است یک کاری انجام بگیرد؟ یعنی زراره آدم سادهدلی بود و با مسائل ائمه (ع) آشنا نبود؟
زراره هنگامی که امام باقر (ع) وفات میکردند، به یکی از اصحاب امام صادق (ع) میگوید: روی منبرهای خلافت، غیر از جعفر کسی دیگر را نخواهی دید؛ بعد میگوید وقتیکه حضرت صادق (ع) رحلت کردند، من پرسیدم که چه شد، چطور شد؟ گفت «بله، این استنباط خود من بود که گفتم، یعنی امام نفرموده بود؟» تا حرف امام دروغ درنیاید. خب چرا زراره چنین اشتباهی را ممکن است بکند؟ این واقعاً اشتباه است؟ یا نه، برداشت [اصحاب] از ادعاهای ائمه و از آینده دنیای اسلام در مورد ائمه، یک چیز قابل توجه است؛ ما که به نزدیکی آنها نیستیم؛ همه آنها منتظر بودند و بدانید که اصحاب ائمه، همه یا اکثر، منتظر بودند که خروج بشود و قیام بشود و حکومت حق بزودی تشکیل بشود که داستانهای مفصلی در این باب هست. برداشت اصحاب ائمه از حرکات آنان، که همان انتظار خلافت است، این هم یک فصل است که قابل بررسی است.
بیانات در مراسم افتتاحیه کنگره جهانى حضرت رضا (علیهالسلام) در مشهد ۲۸ تیر ۱۳۶۵
مقابله با تغییر مسیر حرکت اسلام
بین حرکت امام صادق (ع) و بهطور کلی حرکت عمومی ائمهی هدی (ع)، بخصوص نُه امامی که از بعد از حادثه عاشورا تا زمان غیبت حضرت ولیعصر (عج) این منصب را داشتند، با رفتار و هویت و حرکت بسیجىِ امروز ملت ما، رابطهای وجود دارد. وقتی شما به تاریخ اسلام نگاه میکنید، مقطعی را میبینید که در آن، خلافت تبدیل شده است به سلطنت که یکی از مقاطع بسیار خطرناک تاریخ اسلام است. نتیجه این اتفاق این بود که جامعهای که بر اساس ارزشهای دینی و اسلامی و در جهت سعادت و صلاح انسان و انسانیت پدید آمده بود، مسیر خودش را بهصورت فاحشی تغییر داد.
وقتی از منبع و مرکز حکومت یک جامعه، تقوا نتراود، صلاح و دین و معرفت و هدایت سرازیر نشود، بلکه بهعکس، از رأس قله جامعه، دنیاطلبی، اشرافیگری، مادهگرایی، شهوتپرستی صادر شود و بروز کند، معلوم است که در یک چنین جامعهای، چه بر سر ارزشهای اصیل و والا خواهد آمد و این اتفاق در یک برههای، سالها بعد از وفات نبی مکرم اسلام (ص)، در تاریخ صدر اسلام پیش آمد. در چنین شرایطی، دلسوزان و مؤمنان صادق، چه وظیفهای دارند؟ در رأس همه، آن کسانی که بیش از همه وظیفه دارند، امامان معصوم هستند؛ زیرا خدای متعال به آنها از علم خود، از روح خود، از هدایت خود، نصیب وافری داده است.
آنها را عالم و معصوم و هدایتکننده و هدایتشونده قرار داده است. ائمه ما در این دوران، وظیفه خودشان دانستند که در مقابل این انحراف عجیب بایستند. آنها مدتی با ایستادگى رویاروی و واضح سیاسی مثل دوران امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که اثر خود را گذاشت کار خود را کردند. آن کار، شعله اعتراض عمیقی را به وضعیت تازه پدیدآمده انحرافی در جامعه اسلامی برافروخت و بعد از آن، در دوران ائمه بعدی، این کار با دشواری بسیار پیچیده و پررنجی ادامه پیدا کرد.
ائمه اطهار (ع) وظیفه خود میدانستند که هم پایه ارزشها و تفکر اسلامی را در ذهنیت جامعه مستحکم و عمیق نمایند و هم سعی کنند که بنای آن سلطنت پدید آمده و بناحق بر جای نبوت نشسته را منهدم و ویران کنند و یک بنای حقیقی و صحیحی بهوجود بیاورند. ائمه (ع)، این دو کار را میکردند. ایشان مبارزه بسیار پررنج و پرتلاش و پرمحتوا و فراگیری میکردند؛ هم در زمینه معنوی و فرهنگی؛ برای حفظ پایههای اعتقاد اسلامی و جلوگیری از انحرافی که در جهت بنای حکومت سلطنتی ممکن بود بهوجود بیاید که بهوجود آمده بود؛ هم در جهت مبارزه سیاسی.
اوج این حرکت در زمان امام صادق (ع) بود. نمیشود گفت در زمانهای دیگر، این حرکت اوج نداشت؛ چرا، در زمان امام رضا (ع) و در زمانهای دیگر هم همینطور بود؛ منتها زمانه در دوران امام صادق (ع) یک فرصت را در اختیار گذاشت و این بزرگوار توانستند کاری بکنند که با پایههای معرفت اسلامى صحیح در جامعه، آنچنان مستحکم بشود که تحریفها دیگر نتواند این پایهها را از بین ببرد. ایشان این کار را کرد، تا این زمینه بماند و در هر دورهای از دورههای تاریخ، کسانی که لایق هستند، بتوانند از این زمینه استفاده کنند و نظام اسلامی و مبنای مبتنی بر ارزشهای اسلامی را بهوجود بیاورند و این بنای رفیع را بسازند. این، کار امام صادق (ع) است.
بیانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع) هفتم آذر ۱۳۸۴
انتهای پیام/ 161


