موسیقیِ میدان؛ بازآفرینی حافظه جمعی در لحظه بحران

موسیقیِ میدان؛ بازآفرینی حافظه جمعی در لحظه بحران است و به همین دلیل در جنگ رمضان آثار مهمی در حوزه موسیقی ساخته شدند که هر کدام به نحوی آینه‌ای از هویت مردم ایران در میدان بودند.
کد خبر: ۸۲۸۳۵۰
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۵ - 19April 2026

گروه فرهنگ دفاع‌پرس: در روز‌هایی که فضای عمومی جامعه درگیر التهاب، نگرانی و حس مشترکِ «در معرض بودن» است، یک پدیده قدیمی، اما زنده دوباره خود را نشان داده: موسیقیِ میدان. نه صرفاً به‌عنوان هنر، بلکه به‌مثابه یک ابزار کنش، همدلی و حتی روایت‌سازی جمعی.

از سرود‌های انقلاب تا نماهنگ‌های امروز
این‌بار هم، همان‌طور که در بزنگاه‌های تاریخی دیده‌ایم، صدا جلوتر از بسیاری از ابزار‌ها حرکت کرده؛ صدایی که گاهی نوحه است، گاهی سرود، گاهی یک نماهنگ حماسی، و گاهی تلفیقی از همه اینها. نتیجه؟ شکل‌گیری یک «جریان صوتی مقاومت» که هم در داخل کشور فراگیر شده و هم در برخی موارد، بازتاب‌هایی فراتر از مرز‌ها پیدا کرده است.

از سرود‌های انقلاب تا «ممد نبودی»؛ یک ریشه تاریخی زنده

برای فهم موج امروزِ نوحه‌ها و نماهنگ‌های حماسی، باید کمی عقب‌تر برویم؛ حتی پیش از سال‌های دفاع مقدس، به روز‌های پرالتهاب پیروزی انقلاب اسلامی. جایی که موسیقی، پیش از هر رسانه‌ای، زبان مشترک مردم شد. در آن مقطع، سرود‌هایی شکل گرفتند که نه‌فقط بازتاب یک رخداد سیاسی، بلکه بیانگر یک «حال جمعی» بودند:

ایران ایران ایران (الله الله) با صدای رضا رویگری؛ از نخستین و فراگیرترین سرود‌های انقلابی که به‌سرعت در میان مردم جا باز کرد.

بهاران خجسته باد؛ نویدبخش پیروزی و پایان یک دوره، که هنوز هم با شنیدنش حس «فتح» زنده می‌شود.

خمینی‌ای امام؛ از سرود‌های پرشور با کارکرد هویتی و سیاسی در فضای آن سال‌ها.

بوی گل سوسن و یاسمن آید؛ قطعه‌ای عاطفی و خاطره‌انگیز که به‌نوعی موسیقیِ لحظه بازگشت روح‌الله خمینی به کشور شد.

در آن دوره، موسیقی جایگزین بسیاری از رسانه‌ها شد و حتی از آنها جلوتر حرکت کرد؛ چون سریع‌تر پخش می‌شد، عاطفی‌تر اثر می‌گذاشت و ماندگارتر در حافظه می‌نشست؛ و همین‌جا است که آن «سنت» شکل می‌گیرد: اینکه هر زمان جامعه وارد یک لحظه حساس می‌شود، ناخودآگاه دوباره به سراغ موسیقی می‌رود تا آن لحظه را روایت، معنا و ماندگار کند.

نسل جدید؛ ریتم تندتر، بیان مستقیم‌تر

آنچه در سال‌های اخیر اتفاق افتاده، در واقع یک «جابجایی در زبان بیان» موسیقی آیینی است؛ نه تغییر در اصل محتوا. مضمون همان مفاهیم قدیمیِ سوگ، حماسه، وفاداری و مقاومت است، اما شیوه بیان آن با زیستِ امروز مخاطب هماهنگ‌تر شده است.

وقتی ضرباهنگ‌ها تندتر می‌شود و تنظیم‌ها به فضای پاپ و الکترونیک نزدیک می‌شوند، در حقیقت این موسیقی خودش را با ریتم زندگی امروز تطبیق می‌دهد؛ با نسلی که سرعت دریافتش بالاتر است، با تصویر و ویدیو خو گرفته و واکنش‌هایش در بستر شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. در چنین فضایی، یک اثر اگر بخواهد شنیده شود، باید در چند ثانیه اول «گرفتارکننده» باشد، قابلیت همخوانی داشته باشد و بتواند حس را سریع منتقل کند.

از طرف دیگر، اجرای هیجانی‌تر باعث می‌شود این آثار فقط شنیدنی نباشند، بلکه «تجربه‌پذیر» شوند؛ یعنی مخاطب صرفاً شنونده نیست، بلکه همراهی می‌کند، تکرار می‌کند، فیلم می‌گیرد و منتشر می‌کند. این همان نقطه‌ای است که موسیقی از یک اجرای محدود، به یک پدیده جمعی تبدیل می‌شود.

در نتیجه، این نوع تولیدات مرز‌های سنتی را پشت سر می‌گذارند. دیگر فقط متعلق به فضای هیأت نیستند؛ در خیابان، در تجمعات، در فضای مجازی و حتی خارج از کشور هم دیده و شنیده می‌شوند. چون زبانشان، علاوه بر معنا، حامل انرژی و ریتمی است که بدون نیاز به ترجمه هم قابل درک است.

به‌نوعی می‌توان گفت موسیقی آیینی در این دوره، از «مراسم‌محور» بودن فاصله گرفته و به «جریان‌ساز» تبدیل شده؛ جریانی که همزمان در چند فضا حرکت می‌کند و با هر بازنشر، گستره اثرش بیشتر می‌شود.

آثار شاخص این روزها؛ از سوگ تا رجز

در میان موج اخیر، چند اثر بیش از بقیه دیده و شنیده شدند؛ آثاری که هم‌زمان با تشدید فضای تنش و حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران در ماه مبارک رمضان، در بستر اجتماعی و رسانه‌ای کشور برجسته شدند. در چنین شرایطی، موسیقی و نماهنگ‌ها بار دیگر به یکی از سریع‌ترین زبان‌های واکنش جمعی تبدیل شدند؛ زبانی که هم برای بیان اندوه و هم برای بازتاب خشم، امید و همبستگی به کار گرفته شد.

در واقع، این آثار نه در خلأ، بلکه در دل یک موقعیت حساس و ملتهب شکل گرفتند؛ جایی که جامعه به‌طور هم‌زمان با اضطراب، همدلی و نیاز به بازنمایی احساسات جمعی مواجه بود. به همین دلیل، این مجموعه از تولیدات، از یک سو کارکرد سوگ و آرام‌سازی داشتند و از سوی دیگر، در قالب رجز و حماسه، به بازنمایی روحیه مقاومت و ایستادگی پرداختند؛ و همین هم‌زمانیِ «سوگ و رجز» باعث شد بیش از پیش در حافظه جمعی و فضای رسانه‌ای دیده شوند.

آثار وطن‌محور و عاطفی 

۱-حسبی‌الله – صدای درونی یک ملت

قطعه حسبی‌الله با صدای محسن چاوشی در دسته آثاری قرار می‌گیرد که بیشتر نقش «تسکین‌دهنده» دارند. فضای این کار به‌سمت درون‌گرایی و تکیه بر مفاهیم معنوی می‌رود و به همین دلیل، بیشتر در میان مخاطبانی دیده شد که به دنبال آرامش و معنا در دل فضای ملتهب بودند. بازنشر آن در میان فارسی‌زبانان خارج از کشور هم در همین چارچوب قابل فهم است؛ چون پیامش وابسته به موقعیت جغرافیایی خاصی نیست.

۲- خدا، مادر، وطن – سه‌گانه عاطفی

خدا، مادر، وطن با اجرای رضا صادقی تلاش می‌کند به‌جای ورود مستقیم به فضای تقابل، یک «چتر عاطفی» ایجاد کند. ترکیب سه مفهوم ایمان، خانواده و سرزمین، از نظر محتوایی جزو مشترک‌ترین نقاط اتصال مخاطبان است و به همین دلیل، کارکرد این اثر بیشتر همدل‌سازی است تا تهییج.

۳-مادرم ایران – بازتعریف حس تعلق 

قطعه مادرم ایران از گرشا رضایی را می‌توان نمونه‌ای از تلاش برای بازتعریف مفهوم «وطن» در قالبی عاطفی‌تر و نزدیک‌تر به ذهن مخاطب امروز دانست. در این اثر، «ایران» نه صرفاً به‌عنوان یک سرزمین، بلکه در جایگاه «مادر» تصویر می‌شود؛ استعاره‌ای که بار احساسی بالایی دارد و به‌راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند.

فرم ساده و ملودی قابل‌همخوانی، در کنار تنظیمی نزدیک به فضای پاپ، باعث شد این قطعه در شبکه‌های اجتماعی بیشتر دیده و شنیده شود؛ به‌ویژه در قالب ویدیو‌های کوتاه و بازنشر‌های کاربری. همین ویژگی‌ها، آن را به یکی از نمونه‌های موفق در انتقال حس تعلق به نسل جوان‌تر تبدیل کرده است.

۴- شیعه خانه بقیة‌الله ـ روایت امید در دل میدان 

نماهنگ شیعه خانه بقیة‌الله با صدای محمدحسین پویانفر را می‌توان از جمله آثاری دانست که در فضای ملتهب اخیر، تلاش کرده میان حماسه و امید تعادل برقرار کند. این اثر به‌جای تمرکز صرف بر تقابل، روایتی از ایستادگی تا رسیدن به افق پیروزی ارائه می‌دهد. در این نماهنگ، ایران نه فقط یک جغرافیا، بلکه به‌عنوان «خانه»‌ای معرفی می‌شود که هویت شیعی و انتظار در آن معنا پیدا می‌کند؛ همین نگاه، بار معنایی اثر را از یک واکنش مقطعی فراتر می‌برد و آن را به یک روایت اعتقادی-حماسی تبدیل می‌کند.

لحن اثر، در عین داشتن مؤلفه‌های حماسی، به‌سمت امید و آینده‌نگری متمایل است؛ به همین دلیل، می‌توان آن را در دسته آثاری قرار داد که علاوه بر برانگیختن احساسات، تلاش می‌کنند نوعی «افق‌سازی» در ذهن مخاطب ایجاد کنند—افقی که در آن، ایستادگی به نتیجه می‌رسد و روایت، با پیروزی به پایان می‌رسد.

آثار رجزگونه و حماسی 

۵- بزن که خوب میزنی ـ یک رجز جهانی.

اما در بخش مداحی‌ها، کارکرد‌ها متفاوت و صریح‌تر می‌شود. مداحی بزن که خوب میزنی با اجرای مهدی رسولی به‌دلیل ریتم تند، تکرارپذیری بالا و ساختار رجزگونه، قابلیت استفاده در تجمعات را پیدا کرد. همین ویژگی‌ها باعث شد این اثر در ویدیو‌های مختلف—حتی خارج از ایران—بازنشر شود. آنچه در اینجا اهمیت دارد، «قابلیت انتقال هیجان» است؛ یعنی حتی بدون فهم دقیق کلمات، انرژی اثر منتقل می‌شود.

۶- فرمانده کل قوا ـ هویت‌سازی جمعی

در مورد فرمانده کل قوا با صدای محمد اسداللهی نیز الگوی مشابهی دیده می‌شود. این اثر بر محور هویت و رهبری ساخته شده و به‌دلیل ساختار تصویری و شعاری‌اش، در برخی فضا‌های رسانه‌ای خارج از کشور هم بازنشر شده است؛ بازنشر‌هایی که عمدتاً در قالب ترجمه یا زیرنویس‌گذاری انجام شده‌اند.

در کنار این، بخشی از دیده‌شدن این اثر در خارج از ایران به فضای شبکه‌های اجتماعی برمی‌گردد؛ جایی که کاربران غیرایرانی—با بخش‌های ریتمیک آن ارتباط برقرار کرده‌اند. به‌ویژه تکه‌هایی با ضرباهنگ مشخص، مثل همان «بوم‌بوم تل‌آویو»، دستمایه تولید محتوای کاربری شده و در قالب دابسمش، ویدیو‌های کوتاه و بازسازی‌های تصویری در پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام بازنشر شده است.

این اتفاق نشان می‌دهد که در چنین آثاری، فقط «محتوا» نیست که منتقل می‌شود، بلکه ریتم و انرژی اثر هم قابلیت عبور از مرز زبان را دارد؛ عاملی که نقش مهمی در دیده‌شدن فرامرزی این نوع نماهنگ‌ها ایفا می‌کند.
 
نقش نهاد‌های فرهنگی در شکل‌دهی به جریان موسیقی میدان

بخش مهمی از این موج، حاصل فعالیت نهاد‌های تولید فرهنگی است. در این میان حوزه هنری و مرکز هنری رسانه‌ای نهضت نقش قابل‌توجهی در تولید و انتشار این آثار داشته‌اند. برای نمونه «حسبی‌الله» از تولیدات حوزه هنری است. در مقابل، بخش قابل توجهی از آثار پرمخاطب و جریان‌ساز اخیر در قالب تولیدات مرکز هنری رسانه‌ای نهضت شکل گرفته‌اند؛ از جمله: «خدا، مادر، وطن»، «مادرم ایران»، «بزن که خوب میزنی»، «فرمانده کل قوا» و «شیعه خانهٔ بقیة‌الله».

در کنار اینها، مجموعه‌ای دیگر نیز در امتداد همین جریان تولید شده که به غنای آن افزوده‌اند؛ از جمله: «جان‌فدا» با صدای کاظم اکبری، «صندلی خالی» با صدای عبدالرضا هلالی، «پدر ایران» با صدای محمدرضا نوشه‌ور، «زنده‌باد ایران» با صدای محمد معتمدی و «ایران من» با صدای میثم ابراهیمی، «همیشه مظلوم» با اجرای گروه سرود نجمه‌الثاقب تهران، جان فدا با صدای کاظم اکبری، «مردم شگفت انگیز» با نوای محسن عرب خالقی و... که همگی در چارچوب تولیدات مرکز هنری رسانه‌ای نهضت قرار می‌گیرند.

در سوی دیگر، آثاری مانند «زنگ پرواز» با صدای غلامرضا صنعتگر (به یاد فرشتگان شهید میناب)، «بلاگردون» با صدای حسین حقیقی، «کجایی؟» با صدای محمد معتمدی و «می‌جنگیم» با صدای اسد رخت و... نیز از جمله تولیداتی هستند که در چارچوب تولیدات «حوزه هنری» تعریف می‌شوند.

در مجموع، اگر این مجموعه را به‌صورت یک کل ببینیم، با یک طیف مواجهیم: از آثار درون‌گرا و آرام (مثل «حسبی‌الله») تا آثار برانگیزاننده و رجزگونه (مثل «بزن که خوب میزنی»). این تنوع نشان می‌دهد که موسیقی در چنین موقعیت‌هایی، فقط یک صدا نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از صداهاست که هرکدام، بخشی از تجربه جمعی جامعه را نمایندگی می‌کنند.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار