عکسی که خیلی زود، قاب شهادت شد!
«آمنه سلمانی» همسر شهید «محمد سلمانی» از شهدای جنگ تحمیلی سوم اصفهان در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس از اصفهان با بیان خاطراتی از زندگی مشترک با این شهید، اظهار داشت: او در کنار مسئولیتهای کاری، توجه ویژهای به خانواده، دیدار با والدین و تربیت فرزندان داشت و در نهایت در نخستین روز «جنگ تحمیلی سوم» به شهادت رسید.

وی گفت: من متولد ۲۳ مهر ۱۳۶۵ هستم و با محمد نسبت دخترعمو و پسرعمویی داشتیم. ازدواجمان در ۲۰ تیرماه ۱۳۸۲ رسمی شد و زندگی مشترکمان را در فضایی ساده، صمیمی و آرام آغاز کردیم.
وی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی شهید سلمانی افزود: محمد روحیهای مردمدار و مسئولیتپذیر داشت و تلاش میکرد زندگیاش را بر پایه اعتقاد و انجام وظیفه پیش ببرد.
همسر شهید سلمانی ادامه داد: در ماههای پایانی زندگیاش، شغل او کمی اداریتر شده بود و همین موضوع فرصتی ایجاد کرد تا بیشتر به دیدار پدر و مادرش برود. دیدار با والدین برای او به برنامهای ثابت تبدیل شده بود و با وجود مشغلههای کاری، این موضوع را با جدیت دنبال میکرد.
وی در ادامه به نگاه تربیتی شهید نسبت به فرزندان اشاره کرد و گفت: محمد نسبت به تربیت فرزندان حساسیت زیادی داشت و همواره بر کتابخوانی تأکید میکرد. او همیشه به بچهها میگفت کتاب بخوانند و معتقد بود مطالعه انسان را میسازد.
سلمانی خاطرنشان کرد: ما یک دختر دهه هشتادی و یک پسر دهه نودی داریم و محمد تلاش میکرد در کنار همه مسئولیتها، برای تربیت آنها وقت بگذارد و آنها را به مطالعه و یادگیری تشویق کند.
همسر شهید در ادامه با اشاره به روز حادثه اظهار داشت: عصر آن روز، حدود ساعت هفت، دخترمان با اضطراب وارد خانه شد و از من پرسید با پدرش صحبت کردهام یا نه. گفتم ساعت پنج عصر با او صحبت کردهام، اما دخترم اصرار داشت دوباره تماس بگیریم.
وی افزود: در نهایت دخترم خودش با پدرش تماس گرفت، اما آن سوی خط، همکار او بود که تنها صدای گریهاش شنیده میشد و چیزی نمیگفت. همان لحظه دخترم رو به من کرد و گفت «مامان، دیگر همهچیز تمام شد» و ما اینگونه از شهادت محمد باخبر شدیم.
سلمانی در بخش دیگری از سخنان خود به خاطرهای از ده روز پیش از شهادت اشاره کرد و گفت: چند روز قبل از شهادت همراه خانواده به گلستان شهدای اصفهان رفته بودیم. محمد کنار یکی از قابهای بدون عکس نشست و از فرزند برادرش خواست از او عکس بگیرد.
وی ادامه داد: بعد از گرفتن عکس، آن را به همسر برادرش نشان داد و گفت: «این عکس بهزودی به کارتان میآید». حدود ده روز بعد، همان عکس به تصویری تبدیل شد که روی بنرها و برنامههای یادبود او استفاده شد.
همسر شهید سلمانی با اشاره به روزهای «جنگ رمضان» گفت: محمد در روز اول جنگ رمضان به شهادت رسید. در جریان جنگ دوازدهروزه فقط سه شب توانست به خانه بیاید و هر بار نیز حدود چهار ساعت در خانه ماند.
وی تصریح کرد: بچهها از او میخواستند که در خانه بماند، اما محمد میگفت باید برود و گوشهای از کار را بگیرد و نمیتوانست وقتی دیگران در میدان هستند، در خانه بماند.
آمنه سلمانی در پایان با بیان ویژگیهای شخصیتی این شهید خاطرنشان کرد: محمد برای من فقط یک همسر نبود، بلکه رفیق روزهای زندگی بود؛ پدری بود که بیشتر با عمل تربیت میکرد، فرزندی بود که دیدار با پدر و مادر را وظیفه خود میدانست و انسانی بود که بیهیچ چشمداشتی گرهای از کار دیگران باز میکرد.

انتهای پیام/


