دلنوشته/ جواد رستمی

میم مثل ماکان، مثل مفقودالاثر..!

شاید آن روزی که میم را مثل ماکان نوشت به دفتر مشق، نمی‌دانست میم دیگری، چون مفقودالاثر را مَثَل می‌شود.
کد خبر: ۸۲۹۴۵۱
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۶ - 24April 2026
گروه استان‌های دفاع‌پرس‌- «جواد رستمی» کارشناس مذهبی؛ مفقودالاثر واژه غریبی است، حکایت از بی‌خبری دارد. بی‌خبری از کسی که مهمترین بخش زندگی‌ات، اخبار او بوده، اما اکنون دریغ از سر سوزنی خبر از حال و احوالش.
 
میم مثل ماکان، مثل مفقودالاثر..!
 
بی‌خبری یعنی سردرگمی، یعنی غم و غصه، یعنی تنهایی و فراق و دوری از کسی که همه‌ی معنا و مفهوم زندگی بوده است.
 
مفقودالاثر پس از پیروزی انقلاب اسلامی به‌واسطه جنگ تحمیلی نخست بود که پابرهنه میان واژه‌های رنگارنگ ادبیات ما دوید. واژه‌ای که با آمدنش بین صحبت‌های یک خانواده، شادی و سرور را فراری داد. زورش چنان زیاد بود که هر موقع سرزده وارد می‌شد با خودش غم و غصه می‌آورد و سیاهی به رنگ‌های زندگی می‌پاشید، سوز دل می‌کاشت و اشک چشم درو می‌کرد.
 
سال‌هاست جنگ نخست تمام شده، اما هنوز هم چشم به راه دارد. پدر و مادر‌هایی که اگر زنده باشند در طول این سال‌ها کمر خم کرده و دست و چهره چین و چروک، شده تمام حاصلشان از بی‌خبری. هنوز هم منتظر یک خبر هستند تا تکلیفشان روشن شود، بی‌خبری سوهان روح بوده و منتظر را ذره‌ذره آب می‌کند.
 
کاش واژه مفقودالاثر به همان معنای تلخش بسنده می‌کرد اکنون که روزگار نو شده او نمای دیگری از خود رو نمی‌کرد.
 
مفقودالاثر جنگ نخست می‌دانست ممکن است بی‌خبری سرنوشت او باشد، سرباز بود و اهل جنگ، مرد میدان بود و اهل رزم.
 
اما چه بگویم از مفقودالاثر جنگ سوم که کودکی نحیف و غنچه‌ای کوچک بود. آن روز که مادر او را راهی مدرسه کرد چه می‌دانست چرخ بدکردار به نیت شوم شیطان چه‌ها بر سر دارد. ماکان قرار نبود به یکباره آنقدر بزرگ شود که تنش نیست شود.
 
شاید آن روزی که میم را مثل ماکان نوشت به دفتر مشق، نمی‌دانست میم دیگری، چون مفقودالاثر را مَثَل می‌شود.
 
بازماندگان مفقودالاثر جنگ تحمیلی نخست به یک پلاک، استخوان یا هر نشانی از گمشده‌شان آرام می‌گیرند، اما چه کند بازمانده مفقودالاثر جنگ سوم که می‌داند هیچ نخواهد یافت.
 
چه سخت است از او نوشتن، بغض گلوگیر تیر به چشم می‌زند و اشک، دیده را تار می‌کند تا بیش از آن روضه نخوانم.
 
گفتم روضه، یادم آمد از روضه مادری که خود مفقودالاثر است، حالا روضه و اشکم رنگ دیگر می‌گیرد تا قدری آرام شوم.
 
مفقودالاثر مدینه که پاره تن رسول خدا (ص) بود، اما چه کرد چرخ روزگار با بهترین خلق خدا که دلیل خلقت بود.
 
چه نسخه‌ای پیچید غریب الغربا که فرمود اشک بر ماتم حسین بریز تا سرد شود آتش غم‌های دگر، حالا ز ماتم حسین و مزار گمشده مادرش یاد می‌کنیم تا یاد بَریم از غم تنی که نیست تا کفن که هیچ مرقدش باشد.
 
انتهای پیام/
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار