منافع و نقشه راه نفوذ احتمالی مسکو در شامات عربی

تحقق منافع روسیه در شامات به تعامل پیچیده بازیگران خارجی و منطقه‌ای بستگی دارد که هر یک انگیزه‌ها و ابزار‌های نفوذ خود را دارند. موفقیت روسیه در منطقه با توانایی آن در ایجاد تعادل بین این منافع و یافتن نقاط مشترک با بازیگران کلیدی تعیین خواهد شد.
کد خبر: ۸۲۹۶۹۹
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۵ - 25April 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - «رسلان ممدوف» پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات عربی و اسلامی مؤسسه شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه؛ با داشتن موقعیت استراتژیک مهم، منطقه شامات (یا مشرق عربی) - یعنی کشورهای اردن، عراق، لبنان، فلسطین و سوریه - در دهه‌های اخیر دوره‌ای از بی‌ثباتی فزاینده را تجربه می‌کند. این منطقه با بحران دولت‌-ملت‌، درگیری‌های مسلحانه، رشد نفوذ بازیگران غیردولتی و رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی شناخته می‌شود.

منافع و نقشه راه نفوذ احتمالی مسکو در شامات عربی

در مفهوم سیاست خارجی روسیه در سال ۲۰۲۳ به دوستی تمدن اسلامی اشاره شده است، اما باید اذعان کرد که کشورهای شامات عربی در اولویت سیاست خارجی مسکو قرار ندارند. با این حال، تهدیدها و چالش‌های جدید، این منطقه را نه تنها از نظر امنیتی، بلکه از نظر انرژی و روابط فرهنگی-انسانی نیز حائز اهمیت می‌سازد. با پذیرش واقعیت کنونی، می‌توان فرض کرد که تدوین یک سیاست جداگانه در قبال شامات عربی -هرچند تابع یک مسیر گسترده‌تر در قبال تمدن اسلامی باشد- امکان ترویج مؤثرتر منافع روسیه را در بلندمدت فراهم خواهد آورد.

تحقق منافع روسیه در شامات عربی به تعامل پیچیده بازیگران خارجی و منطقه‌ای بستگی دارد که هر یک انگیزه‌ها و ابزارهای نفوذ خود را دارند. موفقیت روسیه در منطقه با توانایی آن در ایجاد تعادل بین این منافع و یافتن نقاط مشترک با بازیگران کلیدی تعیین خواهد شد. تهدید کلیدی برای منافع روسیه در منطقه در حال حاضر اقدامات انگلیس و همچنین آمریکا و اسرائیل برای تضعیف دولت‌ملت‌ها در شامات عربی و به طور کلی در غرب آسیا است. آمریکا نفوذ نظامی قابل توجهی در منطقه حفظ کرده و فشار تحریمی اعمال می‌کند که نه تنها اجرای پروژه‌ها را دشوار می‌سازد، بلکه آنها را مسدود می‌کند. تجاوز نظامی کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران هم موازنه قوا در شامات را تغییر می‌دهد و هم از نظر راهبردی در منطق انقیاد بخش‌هایی از اوراسیا قرار می‌گیرد.

موضع یکپارچه روسیه در مورد احترام به حاکمیت کشورهای شامات، شهرت آن را به عنوان یک شریک قابل اعتماد در شرایط مداخلات خارجی تقویت خواهد کرد. حمایت از نیروهای امنیت ملی و آموزش نمایندگان نخبگان نظامی می‌تواند امکان تثبیت نفوذ در این حوزه حساس را فراهم کند. علاوه بر این، توسعه گفت‌وگوی بین ادیان و مأموریت‌های صلح‌بان کلیسای ارتدکس روسیه، ادارات روحانی و مجامع مسلمانان روسیه می‌تواند به تصویر مثبت این کشور کمک کند.

به نظر می‌رسد برای مسکو مناسب باشد که با بررسی مناسب کارشناسی، ابتکار راه‌اندازی یک پلتفرم دیپلماتیک «روسیه - شامات عربی» (به عنوان مثال گفتگوی راهبردی «روسیه - شورای همکاری خلیج فارس») را در نظر بگیرد. ترویج این پلتفرم باید با مشارکت و تأمین مالی گسترده سازمان‌های غیردولتی سیاست خارجی و مراکز علمی انجام شود. در منطقه، تقاضا برای تقویت حضور بشردوستانه روسیه وجود دارد، از جمله تأمین مالی اضافی خانه‌های روسیه و استقرار فعالیت‌های تحقیقاتی شرق‌شناسان، مردم‌شناسان، جامعه‌شناسان، تحلیلگران بر اساس آنها با نقش هماهنگ‌کننده آکادمی علوم روسیه به منظور تهیه پایگاه‌های داده از نمایندگان نخبگان و جوامع این کشورها و همچنین ترویج دستور کار توسعه مستقل و همکاری با مسکو. ایجاد یک هلدینگ بزرگ رسانه‌ای با هدف پوشش رویدادهای شامات عربی و انعکاس موضع و دیدگاه آنها نیز امیدوارکننده به نظر می‌رسد. مفید خواهد بود که تلاش‌های رسانه‌های کشورهای منطقه بر اساس تیم‌هایی که با شبکه‌های پان-عربی مانند الجزیره یا العربیه (به ویژه از لبنان یا عراق) رقابت می‌کنند، اما با این حال منابع عظیمی ندارند، متحد شوند.

همکاری اقتصادی باید بر اساس درک اولیه از نیاز به غلبه بر ریسک‌ها باشد و با هدف تعامل بلندمدت انجام شود. این امر مستلزم جذب نیروهای متخصص (عرب‌شناسان یا عرب‌های روسی‌زبان) برای ارتباط با شرکا و مشارکت دادن کسب‌وکار در پروژه‌های سیاسی-اجتماعی است. توسعه تعامل هم با نهادهای دولتی و هم با رهبران حزبی و قبیله‌ای مناسب است.

ترویج همکاری اقتصادی روسیه و کشورهای شامات عربی باید مبتنی بر توسعه پروژه‌های تجاری سودآور و شرایط برای نخبگان این کشورها باشد و از حمایت دولتی برخوردار باشد. همکاری در بخش‌های انرژی و کشاورزی، در زمینه همکاری نظامی-فنی، امنیت آب، غذا و سایبری بیشترین چشم‌انداز را دارد.

جدی‌ترین چالش برای توسعه شامات عربی ممکن است تکه‌تکه شدن بیشتر کشورهای زیرمنطقه باشد. تحت تأثیر فشار خارجی و فرآیندهای داخلی، نهادهای دولتی موجود ممکن است تضعیف شوند و جای خود را به تشکیلات شبه‌دولتی و رادیکالیزاسیون نهادهای سنتی جوامع بدهند که منجر به تقویت تشکیلات تروریستی و افراطی می‌شود.

در صورت تکه‌تکه شدن بیشتر منطقه، این فرآیند بسیار دردناک خواهد بود و کشورها یا شبه‌دولت‌های تازه‌تشکیل‌شده قادر به شکل‌دهی و دفاع از دستور کار خود نخواهند بود. چنین وضعیتی در بلندمدت می‌تواند منجر به تضعیف حضور روسیه در منطقه و استفاده از تشکیلات شبه‌دولتی و قلمروهای آنها علیه مسکو شود.

چالش‌های مدرن در غرب آسیا اهمیت منطقه را افزایش می‌دهد و نیاز به سیاست فعال‌تر مسکو را ایجاب می‌کند. یکی از عناصر مهم سیستم امنیتی آینده این بخش از اوراسیا، شامات عربی است. برای روسیه مناسب است که از گفتمان‌های ژئوپلیتیکی که به نفع منافع آن است، حمایت کند.

روسیه و شامات عربی: چابچایی ریسک‌ها و منافع

جامعه کارشناسی روسیه -مانند جامعه جهانی- بر واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا یا جهان عرب متمرکز است. ساخت سناریوهای توسعه منطقه گاهی اوقات با منطق تقسیم جهان عرب به زیرمنطقه‌ها - شامات عربی، خلیج فارس و مغرب عربی همراه است. به عنوان مثال، «نائومکین» و «کوزنتسوف» اشاره می‌کنند: «اگر الحاق مغرب به اروپا و شامات به اوراسیا کم و بیش هموار باشد، این سوال در مورد تجدید نظر در مبانی تعامل بین تمدنی در درون دو مرکز جدید سیاست جهانی مطرح خواهد شد. البته این موضوع مربوط به آینده است. در حال حاضر، همه بازیگران نگرانی‌های کاملاً متفاوتی دارند».

شایان ذکر است که در میان‌مدت، کشورهای شامات عربی در اولویت سیاست خارجی مسکو قرار ندارند و در شرایط بی‌ثباتی رژیم‌ها و نفوذ خارجی، تنها اقدامات موقعیتی امکان‌پذیر است، نه استراتژی‌های بلندمدت. با این حال، تهدیدها و چالش‌های جدید این منطقه را نه تنها از نظر امنیتی، بلکه از نظر انرژی و روابط فرهنگی-انسانی نیز حائز اهمیت می‌سازد. علاوه بر این، پیشنهادها و ایده‌هایی که در حال حاضر نامربوط تلقی می‌شوند، می‌توانند در آینده - هنگام شکل‌گیری روابط آینده مسکو با کشورهای منطقه - مورد بازاندیشی قرار گیرند.

با پذیرش واقعیت کنونی، می‌توان فرض کرد که تدوین یک سیاست جداگانه در قبال شامات عربی - هرچند تابع یک مسیر گسترده‌تر در قبال تمدن اسلامی باشد - امکان ترویج مؤثرتر منافع روسیه را در بلندمدت فراهم خواهد آورد. علاوه بر این، وجود رژیم‌های متحد مسکو در شامات عربی، به ویژه در عراق، از اهمیت حیاتی برخوردار است. در شرایط تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران و در صورت تغییر رژیم به یک رژیم طرفدار آمریکا، خطر ایجاد زیرساخت نظامی ناتو در آنجا وجود دارد که به طور بالقوه می‌تواند منجر به درگیری آمریکا با روسیه در مرزهای جنوبی شود.

همچنین باید نظرات منطقه را نیز در نظر گرفت. ایده نیاز به یکپارچگی در چارچوب شامات عربی در میان پژوهشگران در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ بسیار محبوب بود - این پروژه به طور مشروط «شامات عربی جدید» نامیده می‌شد. با این رویکرد، ناگزیر با رقیب ژئوپلیتیکی دیگری به شکل پروژه رایج‌تر «خاورمیانه جدید» مواجه می‌شد که بر اساس سلطه آمریکا و اسرائیل و نقش رهبری اسرائیل در منطقه بر اساس برتری فناورانه، نظامی و سیاسی آن با حفظ تکه‌تکه شدن سایر کشورها بر اساس اصول قومی-مذهبی استوار بود. از این رو علاقه دوباره روشنفکران عرب، از جمله نمایندگان معتبر مرکز مطالعات وحدت عربی و مجله «آینده عربی» به این موضوع است.

این ادغام کشورهای عربی شامات است که می‌تواند به عنوان یک عامل تثبیت‌کننده در روابط بین‌دولتی هم بین کشورهای عربی و اسرائیل و هم در کل منطقه غرب آسیا در نظر گرفته شود. در سال ۲۰۱۸، در کنفرانس خبری با سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه لبنان، جبران باسیل، مشارکت روسیه در پروژه احیای شامات عربی (به همراه برگزاری کنفرانسی در مورد حمایت از گروه‌های مذهبی و قومی در غرب آسیا) را پیشنهاد کرد.

منافع کلیدی روسیه در شامات عربی عبارتند از: خنثی‌سازی تهدیدات در حوزه امنیت و حفاظت از شهروندان روس، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های آنها. از این نظر، مسکو از تثبیت اوضاع نظامی-سیاسی، بازگرداندن نظم سیاسی داخلی توسط دولت‌های این کشورها، مقابله با نفوذ خارجی مغایر با منافع روسیه و حذف زیرساخت نظامی خصمانه با روسیه حمایت می‌کند. این فرآیندها باید با تقویت همکاری‌های انرژی، بشردوستانه و نظامی-فنی در میان‌مدت همراه باشد.

به نظر می‌رسد برای مسکو مناسب باشد که با بررسی مناسب کارشناسی، ابتکار راه‌اندازی یک پلتفرم دیپلماتیک «روسیه - شامات عربی» را در نظر بگیرد. بر اساس تعامل با کارشناسان عرب می‌توان دریافت که دستور کار و رویکردهای کشورهای شامات عربی به طور قابل توجهی با پادشاهی‌های خلیج فارس یا کشورهای عربی مغرب متفاوت است و نیاز به بررسی جداگانه دارد.

ایده «انجمن روسی-عربی» نیز مفید است، اما اتحادیه عرب ناکارآمدی خود را ثابت کرده است - در واقع، کشورهای شامات عربی ناچار به تسلیم در برابر تصمیمات همکاران نفوذگر و ثروتمند خود از پادشاهی‌های خلیج فارس هستند. باید در نظر داشت که ساخت یک پلتفرم یک فرآیند بلندمدت است که نیاز به زمان دارد. باید برای افزایش تدریجی همکاری آماده بود، نه انتظار نتایج سریع.

مشارکت روسیه در امور شامات عربی مستلزم تدقیق رویکردها به مناقشه اصلی منطقه - مناقشه فلسطین و اسرائیل است. برای تقویت نقش میانجی روسیه در حل و فصل مناقشه فلسطین و اسرائیل، مناسب است که یک سری مشاورات غیررسمی با مشارکت جناح‌های فلسطینی، از جمله فتح و حماس، با هدف ایجاد یک موضع مذاکراتی واحد توسعه یابد. این کار در حال حاضر توسط مؤسسه شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه با حمایت وزارت امور خارجه روسیه و همچنین به طور جداگانه توسط چین (اعلامیه پکن ۲۰۲۵) انجام می‌شود. با این وجود، به نظر می‌رسد که مسکو و پکن می‌توانند این مسیر دیپلماتیک را با همکاری کشورهای شامات عربی توسعه دهند.

اگر همه کشورهای شامات عربی با حمایت مسکو و پکن با چنین ابتکاری موافقت کنند، این امر امکان ایجاد پویایی جدیدی را با هدف ورود به مذاکرات مستقیم فلسطین و اسرائیل و غلبه بر اینرسی منفی شکست به اصطلاح «توافق‌های ابراهیم» فراهم می‌کند که منجر به ترویج منافع رهبری اسرائیل شد، نه تشکیل کشور فلسطین. پس از آن، طرفین می‌توانند رویکرد «بسته‌ای» را برای حل و فصل ترویج کنند، یعنی بحث همزمان در مورد مسائل کلیدی - مرزها، امنیت، پناهندگان، وضعیت اورشلیم و منابع آب را تضمین کنند. در عین حال، باید اشتباهات فرآیند مادرید در سال ۱۹۹۰ را در نظر گرفت و نه تنها رویکردهای نهادی، بلکه غیررسمی را برای ترویج ابتکار عمل توسعه داد. علاوه بر این، چنین استراتژی امکان آمادگی برای انتقال اجتناب‌ناپذیر نسلی در تشکیلات خودگردان فلسطین را فراهم می‌کند (کار با جانشینان بالقوه رئیس‌جمهور محمود عباس باید در حال حاضر، از جمله در میان سازمان‌های مخالف گروه‌های اطراف او، انجام شود).

بر اساس داده‌های بانک جهانی، جمعیت عراق بیش از ۴۶ میلیون نفر، سوریه بیش از ۲۴.۶ میلیون نفر، لبنان ۵.۸ میلیون نفر، اردن بیش از ۱۱.۵ میلیون نفر، فلسطین (کرانه باختری و غزه) حدود ۵.۳ میلیون نفر است. بنابراین، کل جمعیت شامات عربی بیش از ۹۳ میلیون نفر است. عراق و سوریه بزرگترین کشورهای شامات عربی از نظر قلمرو و جمعیت هستند، علاوه بر این، عراق با تولید ناخالص داخلی ۲۷۹ میلیارد دلار، بزرگترین اقتصاد شامات نسبت به سایر کشورها است.

ابزارهای سیاست خارجی روسیه در شامات عربی شامل مجموعه‌ای از اقدامات سیاسی، اقتصادی، نظامی و بشردوستانه با هدف تقویت نفوذ، تأمین امنیت و ترویج منافع روسیه در منطقه است. از جمله ابزارهای کلیدی عبارتند از:

ابزارهای دیپلماتیک و بشردوستانه: روسیه به عنوان منبع مشروعیت رژیم‌ها و طرف مهم حل و فصل مناقشات عمل می‌کند. علاوه بر این، روسیه دارای دیاسپورای متعددی در کشورهای منطقه (از جمله خانواده‌های مختلط) است. همچنین شهروندان این کشورها در روسیه زندگی می‌کنند و در آنجا منافع دارند (کارشناسان بیش از صد هزار نفر، به ویژه سوری‌ها را نام می‌برند). با این حال، کارشناسان مدرن کمبود کادر در میان عرب‌شناسان و عرب‌های روسی‌زبان را تشخیص می‌دهند که برای ایجاد «رژیم ارتباطی قابل درک» ضروری هستند. روسیه همچنین به شدت نیاز به افزایش پروژه‌های بشردوستانه، افزایش تعداد و کیفیت کار سازمان‌های غیرانتفاعی دارد. این امر مستلزم تأمین مالی اضافی است که می‌تواند توسط شرکت‌های دولتی روسیه با نقش هماهنگ‌کننده وزارت امور خارجه روسیه انجام شود.

ابزارهای اقتصادی و تجاری: همکاری در زمان‌های مختلف شامل بخش‌های انرژی، کشاورزی، صنایع غذایی، متالورژی، ساخت و ساز (از جمله راه‌آهن)، بهداشت و درمان، دیجیتالی شدن، گردشگری بوده است که مستلزم وجود بازیگران ذینفع خاص است. همکاری نفت و گاز تاکنون نقش ابزار مهم مسکو در ایجاد روابط با رهبری سوریه و عراق ایفا کرده است (شرکت‌های نفتی روسیه همچنین مدتی در لبنان حضور داشتند). پتانسیل همکاری اقتصادی، به گفته کارشناسان و دیپلمات‌های روسی، محقق نشده است.

همکاری نظامی-فنی: روسیه توانایی‌های آموزشی و همچنین تأمین سلاح‌هایی را دارد که کشورهای شامات عربی به آنها نیاز دارند. یکی از عناصر کلیدی که کشورهای شامات عربی فاقد آن هستند، سیستم‌های پدافند هوایی است. مناسب‌ترین رویکرد مسکو می‌تواند در مرحله اول تقویت پدافند هوایی عراق (به ویژه در قلمرو تأسیساتی که مسکو در آن منافع تجاری دارد) باشد که می‌تواند با شرکا به صورت تجاری بررسی شود.

چشم‌اندازهای بزرگ و مخاطرات شدید در عراق

عراق کشوری با جمعیت جوان و رو به رشد (بیش از ۴۶ میلیون نفر) است. از نفت و گاز گرفته تا زیرساخت، املاک و فناوری، بازار عراق سود قابل توجهی را برای بازیگرانی که آماده فعالیت در شرایط پیچیدگی آن هستند، نشان می‌داد. تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶ به طور موقت جذابیت سرمایه‌گذاری عراق را تضعیف می‌کند، اما بغداد را از نظر استراتژیک از آن محروم نمی‌کند.

روابط روسیه و عراق با همکاری مثبت پایدار و علاقه متقابل فزاینده در زمینه‌های مختلف مشخص می‌شود. با این حال، ریسک‌های بی‌ثباتی در عراق به دلیل رویارویی آمریکا و ایران، تأثیر مناقشه فلسطین و اسرائیل و رقابت منطقه‌ای باقی می‌ماند. علاوه بر این، منافع تجاری روسیه نه در معرض ریسک‌های استاندارد امنیتی - که شرکت‌های روسی می‌توانند با آنها سازگار شوند - بلکه در معرض ریسک‌های فشار بازیگران خارجی، به ویژه آمریکا قرار دارد. این امر به ویژه در چارچوب تحریم‌ها علیه لوک اویل و از دست دادن بزرگترین پروژه شرکت غول نفتی روسیه در شامات عربی، میدان «غرب قرنه-۲»، خود را نشان داد.

جایگاه و نقش عراق در سیستم منطقه‌ای روابط بین‌الملل و امنیت در غرب آسیا هم تحت تأثیر تحولات نظم جهانی و منطقه‌ای و هم به دلیل ویژگی‌های پویایی فرآیندهای سیاسی داخلی به طور مداوم در حال تغییر است. پس از دو دهه درگیری مسلحانه، مداخلات خارجی و مبارزه با تروریسم، عراق شروع به مشارکت فعال‌تر در فرآیندهای صلح‌سازی در منطقه می‌کند.

مسکو از اقدامات مقامات عراقی با هدف بازگرداندن حاکمیت و تمامیت ارضی کشور حمایت می‌کند. اقدامات سریع و قاطع برای ارائه کمک جامع به عراق در دفع تهدید داعش در سال‌های ۲۰۱۴-۲۰۱۷، پایه اعتماد رهبری نظامی-سیاسی عراق به روسیه را به عنوان یک شریک قابل اعتماد، مؤثر و چشم‌انداز در حوزه امنیت تقویت کرد. با این حال، این به مسکو کمک نکرد تا از منافع روسیه پس از تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۲۵ محافظت کند.

در شرایط فعلی تنش در همسایگی نزدیک و غرب آسیا، برای مسکو در مسیر عراق مناسب است که بر موارد زیر تمرکز کند:

- تقویت نفوذ روسیه در میان قبایل نخبه، دستگاه امنیت و نیروهای مسلح عراق که به عنوان یک وظیفه اولویت‌دار برای روسیه است. این امر امکان جلوگیری از تثبیت زیرساخت نظامی تهدیدآمیز برای منافع مسکو در عراق را فراهم می‌کند.

- بازگرداندن فرصت‌های از دست رفته در بخش نفت عراق از طریق مذاکرات اضافی با ایالات متحده یا تأثیرگذاری بر نخبگان عراقی. اعتقاد بر این است که تا سال ۲۰۲۳، کل سرمایه‌گذاری روسیه در عراق حدود ۱۹ میلیارد دلار بوده است. سه پروژه کلیدی مهم‌ترین هستند: سرمایه‌گذاری لوک اویل در «غرب قرنه-۲»، گازپروم در بدره و روسنفت در کردستان عراق. اعمال تحریم‌ها علیه لوک اویل منجر به انتقال میدان «غرب قرنه-۲» ابتدا تحت کنترل عراق و سپس بغداد آن را به شرکت آمریکایی شورون واگذار کرد. در شرایط تجاوز نظامی کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تأسیسات آمریکا در منطقه به طور سیستماتیک در معرض حملات قرار می‌گیرند. احتمال دارد دولت عراق تهدیدی در انتقال اخیر این میدان به آمریکایی‌ها ببیند که می‌تواند موضوع تجدید نظر در این تصمیم را مطرح کند.

- ترویج همکاری نظامی-فنی، حفظ تماس با جنبش‌های سیاسی کلیدی و رهبران جامعه شیعه (از جمله نمایندگان نیروهای بسیج مردمی).

- هماهنگ‌سازی پروژه‌های زیرساختی «شمال-جنوب» و «مسیر توسعه» (سیستم حمل و نقل و لجستیکی ارائه شده توسط بغداد در سال ۲۰۲۳). این کار باید در چارچوب گروه کاری بین‌دولتی روسیه، عراق و ایران فعال شود.

- ترویج تأمین مالی اضافی برای فعالیت‌های جامعه مدنی، دانشگاه‌ها و مؤسسات، سازمان‌های غیرانتفاعی. هر پروژه بزرگ اقتصادی باید با ایجاد یک «پشتوانه بشردوستانه»، به عنوان مثال، به شکل شعبه یک مرکز تحلیلی روسیه در آن کشور (با هدف سازماندهی تحقیقات، رویدادها و مشارکت دادن نخبگان سیاست خارجی محلی در چارچوب روابط مثبت دوجانبه) همراه باشد.

حفظ حضور در سوریه و پوشش دادن مخاطرات

اعمال رویکرد ریسک‌محور برای سوریه مناسب است، زیرا منافع اقتصادی در سوریه ویران شده در حال حاضر - مانند گذشته - مبهم است، علیرغم لغو تحریم‌های آمریکا (که البته بدون قید و شرط نیست). ماهیت موقتی چنین اقداماتی ممکن است در «دوره پس از اوکراین» با سیاست فعال‌تری در قبال سوریه جایگزین شود. همانطور «سورکوف» گفت: «وضعیت کنونی (خروج سوریه از تحریم‌ها و حذف پروژه‌های بزرگ مشترک) احتمال شکل‌گیری یک اتحاد کامل با روسیه را کاهش می‌دهد. با این حال، از نظر استراتژیک، سرمایه‌گذاری منابع برای حفظ حضور و برقراری همکاری - با تمرکز بر در نظر گرفتن منافع متقابل و تعامل با بازیگران کلیدی محلی، مانند نخبگان قبیله‌ای - در حال حاضر توجیه‌پذیر است.

به تعویق انداختن چنین اقداماتی منجر به هزینه‌های قابل توجهی در آینده خواهد شد. با این حال، باید در نظر داشت که کمک روسیه می‌تواند پولی نیز باشد - در شرایطی که ترکیه و پادشاهی‌های خلیج فارس منابع آزاد ندارند (دومی باید ذخایر تسلیحات خود را بازسازی کنند و هزینه‌های اقتصادی جنگ آغاز شده توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را جبران کنند)، مسکو می‌تواند در مورد حمایت از منافع خود و پروژه‌های سیاسی (مانند پلتفرم «روسیه - شامات عربی») سختگیرانه‌تر عمل کند.

شایان ذکر است که رژیم جدید در دمشق خواستار خروج فوری پایگاه هوایی روسیه «حمیمیم» و مرکز لجستیک دریایی در طرطوس نشد. ولادیمیر پوتین در ۱۹ دسامبر ۲۰۲۴ اعلام کرد که روسیه قصد دارد از پایگاه‌های نظامی خود در سوریه برای ارسال کمک‌های بشردوستانه استفاده کند، اما این «به همزمانی منافع با رهبری جدید سوریه بستگی دارد».

در عین حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که برای ترویج مواضع روسیه و تقویت روابط با سوریه جدید، تعیین هدف مناسب ضروری است. افراد تصمیم‌گیرنده اغلب تماس‌های بشردوستانه و کارآفرینی با برخی کشورهای خاورمیانه را غیرقابل اعتماد می‌دانند که این امر بر ترویج چنین روابطی تأثیر منفی می‌گذارد. به گفته ن. و. سوخوف، علاوه بر تعیین هدف، باید از منابع خاص، از جمله پرسنلی که ارتباط لازم را فراهم می‌کنند، استفاده کرد (به عنوان مثال، تعداد کم عرب‌شناسان با شکاف نسلی توضیح داده می‌شود). حل چنین وظایفی امکان توسعه روابط با سوری‌ها را فراهم می‌کند که این امر باعث تحریک تماس‌های بیشتر بین‌دولتی می‌شود. در مرحله کنونی، اولویت مسکو حفظ روابط بین مردم و همچنین پایگاه هوایی و مرکز لجستیک دریایی است که برای ترویج پروژه‌های روسیه در لیبی و ساحل سودمند اعلام می‌شود.

بر اساس محدودیت‌های مرتبط با انحراف منابع به وظایف اولویت‌دار در همسایگی نزدیک، راه‌حل‌های موقت و به اصطلاح «استراتژی پوشش ریسک» در مسیر سوریه امکان‌پذیر است. مسکو باید بر موارد زیر تمرکز کند:

- تأمین امنیت شهروندان روس و حفظ پایگاه هوایی و مرکز لجستیک دریایی به منظور ترویج منافع روسیه، از جمله در منطقه ساحل. همچنین شایان ذکر است منافع ژئوپلیتیکی سنتی حفظ حضور نظامی روسیه در شرق مدیترانه است - وظیفه مهار حضور نظامی ایالات متحده در منطقه و کاهش منطقه موقعیتی ناوگان ششم نیروی دریایی آمریکا برای حمله فرضی از شرق مدیترانه وجود دارد.

- نظارت و پیشگیری پیشگیرانه از فعالیت‌های سازمان‌های تروریستی. توجه ویژه باید به گروه‌هایی معطوف شود که قادر به جذب هواداران در فضای پس از شوروی هستند (القاعده یا داعش - ولایت خراسان). این امر مستلزم تماس‌های اضافی نه تنها از طریق سرویس‌های ویژه کشورهای مستقل مشترک المنافع، بلکه با رژیم فعلی در دمشق (با همکاری همزمان با کابل) است.

- توسعه گفتگو با دمشق، اسرائیل و دروزها برای یافتن راه‌حل‌های قابل قبول دوجانبه در جنوب سوریه. برای اسرائیل، «سوریه اسلامی متحد با حمایت قطر و ترکیه» یک تهدید مستقیم است. از این رو، مسیر حمایت از هرگونه جنبش جدایی‌طلب و خودمختار در کشور، و از این رو، تمایل به گسترش منطقه «حائل» در امتداد مرزها، به آرامی کنترل مناطق جدید را به دست می‌گیرد. این امر علاوه بر این، کاملاً با آرمان‌های ایدئولوژیک-مذهبی افراطیون اسرائیلی مطابقت دارد. انجام گفتگوی فعال با اسرائیل و دمشق در مورد امنیت در جنوب سوریه به مسکو اجازه می‌دهد تا حداقل دست خود را روی نبض داشته باشد و حداکثر از موقعیت «دلال صادق» بین طرفین در آینده سود ببرد. در اجرای سیاست در سوریه و به طور کلی در شامات، مسکو می‌تواند امکانات تعامل غیرتقابلی با ترکیه را بررسی کند (دیپلمات‌ها می‌توانند تضمین‌های اضافی برای حفاظت از منافع در صورت «وسوسه» یکی از طرفین برای رفتن به «دستور کار پنهان» را بررسی کنند).

برقراری تعامل نه تنها با رهبری سوریه (احمد الشرع)، بلکه به طور غیررسمی با رهبران معتبر گروه‌های ضداسد سابق (از جمله فرمانداران فعلی استان‌ها و مقامات عالی رتبه وزارت دفاع سوریه). علاوه بر این، همانطور که «عیساک» در مصاحبه با نویسنده اشاره کرد، «با آموزش یا تسلیح ارتش سوریه، روسیه می‌تواند اعضای آن، دیدگاه‌ها، باورها و روش‌های آنها را شناسایی کند. این به حفظ نفوذ روسیه در دستگاه امنیت و نیروهای مسلح کمک می‌کند که در حال حاضر از اهمیت بالایی برخوردار است و یک وظیفه اولویت‌دار برای روسیه است». به طور جداگانه، توسعه تماس با نمایندگان نهادهای سنتی جامعه سوریه (نه تنها با نمایندگان کرد، بلکه با شیوخ قبایل عرب) مناسب به نظر می‌رسد. چنین رویکردی آگاهی بیشتر و سازگاری با وضعیت را در صورت تغییر موازنه قوا در دمشق یا دور جدید جنگ داخلی (کارشناسان چنین احتمالی را رد نمی‌کنند) تضمین می‌کند.

فعال‌سازی کانال‌های ارتباطی با مراکز تحلیلی سوریه و رهبران دیاسپورای سوری (از جمله در روسیه). چنین تماس‌هایی ممکن است در آینده مفید واقع شوند، زیرا در میان‌مدت امکان مشارکت فعال‌تر آنها در فرآیند سیاسی سوریه وجود دارد.

پلتفرم دیپلماتیک «روسیه -شامات عربی»

ترویج پلتفرم دیپلماتیک «روسیه - شامات عربی» باید با مشارکت و تأمین مالی گسترده سازمان‌های غیردولتی سیاست خارجی و مراکز علمی انجام شود. در منطقه، تقاضا برای تقویت حضور بشردوستانه روسیه وجود دارد، از جمله تأمین مالی اضافی خانه‌های روسیه و استقرار فعالیت‌های تحقیقاتی شرق‌شناسان، مردم‌شناسان، جامعه‌شناسان، تحلیلگران بر اساس آنها با نقش هماهنگ‌کننده آکادمی علوم روسیه به منظور تهیه پایگاه‌های داده از نمایندگان نخبگان و جوامع این کشورها و همچنین ترویج دستور کار توسعه مستقل و همکاری با مسکو. چنین کاری امکان تقویت روابط غیررسمی بین نمایندگان سیاسی دو کشور را فراهم می‌کند. ایجاد یک هلدینگ بزرگ رسانه‌ای با هدف پوشش رویدادهای شامات عربی نیز امیدوارکننده به نظر می‌رسد. این هلدینگ رسانه‌ای می‌تواند با رسانه‌های پان-عربی موجود رقابت کند، اما باید موضع و دیدگاه کشورهای شامات را منعکس کند. مفید خواهد بود که تلاش‌های رسانه‌های کشورهای زیرمنطقه بر اساس تیم‌هایی که با شبکه‌های پان-عربی مانند الجزیره یا العربیه (به ویژه از لبنان یا عراق) رقابت می‌کنند، اما با این حال منابع عظیمی ندارند، متحد شوند.

اجرای پلتفرم دیپلماتیک «روسیه - شامات عربی» باید با راه‌اندازی گروه‌های کاری کارشناسی با مشارکت متخصصان روسیه و کشورهای شامات عربی با حمایت وزارت امور خارجه صورت گیرد. علاوه بر مسائل سیاسی-اقتصادی، تسهیل برگزاری کنفرانسی در مورد آزادی‌های مذهبی و آشتی بین ادیان مثبت به نظر می‌رسد. برگزارکنندگان مشترک اولین کنفرانس در مسکو می‌توانند روسیه و یکی از کشوره شامات عربی»ای شامات عربی (مثلاً عراق) باشند. دومین کنفرانس می‌تواند با تصمیم اجماعی در پایتخت یک کشور عربی برگزار شود. حمایت از چنین فعالیت‌هایی در فضای رسانه‌ای (رسانه‌ها، منابع اینترنتی، شبکه‌های اجتماعی) مهم است.

در آینده، وظیفه کلیدی گروه‌های کارشناسی، فهرست‌برداری از پروژه‌های سیاسی و اقتصادی و شکل‌دهی به دستور کار تعامل جمعی است. روسیه می‌تواند از ایده برگزاری کنفرانس امنیتی در شامات عربی حمایت کند. تأکید اصلی در توسعه چنین پروژه‌هایی بر ترویج توسعه مستقل، مکمل بودن اقتصادهای کشورهای منطقه و جنبه اقتصادی منافع روسیه است (شاید ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری توسط کشورهای شامات - بانک بازسازی و توسعه شامات عربی، با همکاری ساختارهای اقتصادی مانند بانک توسعه جدید بریکس، بانک توسعه اوراسیا و غیره مفید باشد).

تحقق منافع روسیه در شامات عربی به تعامل پیچیده بازیگران خارجی و منطقه‌ای بستگی دارد که هر یک انگیزه‌ها و ابزارهای نفوذ خود را دارند. موفقیت روسیه در منطقه با توانایی آن در ایجاد تعادل بین این منافع و یافتن نقاط مشترک با بازیگران کلیدی تعیین خواهد شد. تهدید کلیدی برای منافع روسیه در منطقه در حال حاضر اقدامات بریتانیا و همچنین آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تضعیف دولت‌ملت‌ها در شامات عربی و به طور کلی در غرب آسیا است. آمریکا نفوذ نظامی قابل توجهی در منطقه حفظ کرده و فشار تحریمی اعمال می‌کند که نه تنها اجرای پروژه‌ها را دشوار می‌سازد، بلکه آنها را مسدود می‌کند.

موضع یکپارچه روسیه در مورد احترام به حاکمیت کشورهای شامات، شهرت آن را به عنوان یک شریک قابل اعتماد در شرایط مداخلات خارجی تقویت خواهد کرد. باید در مرحله اول آماده بود که عوامل نفوذ مخالفان در رهبری وزارتخانه‌ها و ادارات در کشورهای شامات، کار بر روی ملی‌سازی نخبگان این کشورها را تضعیف خواهند کرد (متأسفانه، این ممکن است رنگ و بوی قومی-مذهبی آشکاری داشته باشد).

با این حال، وضعیت پویا است - در مراحل بعدی، به لطف نیروهای مستقل در این کشورها، وضعیت بهبود خواهد یافت. حمایت از نیروهای امنیت ملی و آموزش نمایندگان نخبگان نظامی می‌تواند امکان تثبیت نفوذ در این حوزه حساس را فراهم کند. علاوه بر این، توسعه گفتگوی بین ادیان و مأموریت‌های صلح‌بان کلیسای ارتدکس روسیه، ادارات روحانی و مجامع مسلمانان روسیه می‌تواند به تصویر مثبت این کشور کمک کند.

همکاری اقتصادی باید بر اساس درک اولیه از نیاز به غلبه بر ریسک‌ها باشد و با هدف تعامل بلندمدت انجام شود. این امر مستلزم جذب نیروهای متخصص (عرب‌شناسان یا عرب‌های روسی‌زبان) برای ارتباط با شرکا و مشارکت دادن کسب‌وکار در پروژه‌های سیاسی-اجتماعی است. توسعه تعامل هم با نهادهای دولتی و هم با رهبران حزبی و قبیله‌ای مناسب است.

ترویج همکاری اقتصادی روسیه و کشورهای شامات عربی باید مبتنی بر توسعه پروژه‌های تجاری سودآور و شرایط برای نخبگان این کشورها باشد. با در نظر گرفتن ویژگی‌های کشورها، کسب‌وکار باید از حمایت دولتی برخوردار باشد (مهم است که کسب‌وکار نیز پروژه‌های سازمان‌های بشردوستانه، علمی و غیرانتفاعی روسیه را در این کشورها تأمین مالی کند). همکاری در بخش‌های انرژی و کشاورزی، در زمینه همکاری نظامی-فنی، امنیت آب و غذا بیشترین چشم‌انداز را دارد. مسکو همچنین می‌تواند امکانات ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک در شامات عربی را بررسی کند (مقامات عراقی و اردنی علاقه خود را به چنین پروژه‌هایی ابراز کرده‌اند، اما این امر مستلزم ارزیابی اضافی از ریسک‌های امنیتی است).

جدی‌ترین چالش برای توسعه شامات عربی ممکن است تکه‌تکه شدن بیشتر کشورهای منطقه باشد. تحت تأثیر فشار خارجی و فرآیندهای داخلی، نهادهای دولتی موجود ممکن است تضعیف شوند و به طور کامل جای خود را به تشکیلات شبه‌دولتی و رادیکالیزاسیون نهادهای سنتی جوامع بدهند (که منجر به تقویت تشکیلات تروریستی و افراطی می‌شود). در صورت تکه‌تکه شدن بیشتر منطقه، این فرآیند بسیار دردناک خواهد بود و کشورها یا شبه‌دولت‌های تازه‌تشکیل‌شده قادر به شکل‌دهی و دفاع از دستور کار خود نخواهند بود. چنین وضعیتی در بلندمدت می‌تواند منجر به تضعیف حضور روسیه در منطقه و استفاده از تشکیلات شبه‌دولتی و قلمروهای آنها علیه مسکو شود.

انتهای پیام/ ۹۹۹

برچسب ها: روسیه ، اردن ، عراق
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار