یادداشت/ اسماعیل یکتایی لنگرودی
آقازادههای ابراهیمی؛ شکست بتهای بزرگ جهانی به دست ملت ایران
قرآن روایت میکند که غیبت چهل روزه حضرت موسی (ع) در میقات، به فتنه سامری انجامید؛ اگر در تاریخ انبیاء، غیبت کوتاه میتواند به انحرافی اساسی بیانجامد، در ایرانِ امروز همان خلأ به احساس مسئولیت ملی و انسجام انجامید و بتهای بزرگ عالم را پیش چشم جهانیان شکسته است.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، «اسماعیل یکتایی لنگرودی» از جانبازان ۷۰ درصد دفاع مقدس گیلان؛ اکنون بیش از ۵۸ روز از یکی از سنگینترین داغهای عمومی تاریخ، یعنی عروج ملکوتی امام و مقتدای شهیدمان در دهم رمضان ۱۴۴۷ میگذرد.

دشمن گمان میکرد با این جنایت بزرگ، ساختار ایران فرو میپاشد؛ در مصاحبههای اولیه از تمام شدن کار در چند هفته و حتی کوتاهترین زمان ممکن میگفتند، اما امروز شاهد تولد حقیقتی هستیم که حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای از آن به عنوان «فصل نوین قدرتگیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامی» یاد میکنند، که موجب شده پرچم ایران اسلامی نه فقط در جغرافیای خاکی کشورمان، بلکه در عمق دلهای حقجویان جهان برافراشته شود.
قرآن روایت میکند که غیبت چهل روزه حضرت موسی (ع) در میقات، به فتنه سامری انجامید؛ اگر در تاریخ انبیاء، غیبت کوتاه میتواند به انحرافی اساسی بیانجامد، در ایرانِ امروز همان خلأ به احساس مسئولیت ملی و تولید انسجام انجامید. این تفاوت، صرفاً یک اتفاق عاطفی نبود و رشد و بصیرت ملت ایران را نشان میداد. همان رشد و بصیرتی که امام شهیدمان از آن به عنوان برانگیخته شدن مردم یادکرد و فرمودند: "به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد. "
بدین سبب مردم ایران ثابت کردند که به برکت هنر پرورش ملتِ رهبر شهید، دیگر یک پیرو صرف نیستند و آحاد ملت، آتش به اختیار، وظایف خود را میدانند و مسئولانه به آن عمل میکنند. این همان تحول شگرفی است که باعث شده افق تمدنی ایران دیگر فقط یک مفهوم بعید نباشد و برای تودههای مردم، تصویری متکی به واقعیات حال و آینده باشد.
بیش از پنجاه و هشت شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیزِ شهید، با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند؛ علیرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن که نقابهای فریبنده و دروغین را از رخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودککشی، و استبداد و فساد را به نمایش گذاشته، مردم ایران جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند.
تجلی این عظمت را باید در لرزش صدای حکیم نامدار دوران، حضرت آیتالله جوادی آملی، جستوجو کرد؛ آنجا که با بغضی سنگین، براساس آیه «.. مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ...» (بخشی از آیه ۷۸ سوره حج)، ملت ایران را «آقازادههای ابراهیمی» خطاب کرده و میفرمایند: «اگر شما دین ابراهیم را پذیرفتید، مثل فرزند او شدید». ایشان خضوع عالمان در برابر این مردم را نه یک تعارف، بلکه واکنشی به بزرگی روحی ملتی میدانند که پا جای پای ابراهیم خلیل (ع) گذارده و پرچم «لا اله الا الله» را در برابر فرعونیان زمان برافراشته است.
از «دریادارها» و «فضادارها» تا «بازاردارها» و «خیاباندارها»، همگی در سایه قرآن و عترت، سد دفاعی مستحکمی ساختهاند که دشمن را به حیرت و استیصال واداشته است و بتهای بزرگ عالم را در پیش چشم جهانیان شکسته است.
ملت آگاه ایران با تأسی به میراث عاشورا، از دل داغِ فقدانِ پدر امت، حماسه ساخت و «رثاء» را به «رجز» تبدیل کرد. این همان «دفاع مقدس سوم» است که در آن هر خیابان و مسجد و میدان به یک نقطه بازدارندگی تبدیل شده و دکترینهای نظامی کلاسیک غرب را دفن کرده است.
امروز، اگر ایران مقتدر در آستانه فصل نوینی از قدرتگیری ایستاده، مدیون این رشد معجزهوار اجتماعی است؛ ملتی که به این بلوغ تمدنی رسیده است. اشتباه راهبردی دشمن در اسفند ۱۴۰۴، معادله نظم و قدرت را در دنیا به ضرر خود و به نفع ایران تغییر میدهد. این شکوه، واقعیتِ جاری در رگهای تمدنی است که با رهبری حکیم انقلاب، در ۳۷ سال، از «نهال زخمی» به «شجره طیبهای» مستحکم بدل گشته است.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
