گمشده خود را در سرودههای شاعر عراقی یافتم
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام خامنهای بیش از هشت دهه در این دنیا زیست، ایشان در همه این سالهای پربار و پربرکت روزهای پر فراز و نشیبی را از سرگذراند که لحظه لحظه آن برای ما درس زندگی است، مهمترین ویژگی در زندگی رهبر شهید ما، شهیدانهزیستن ایشان است که میتواند و باید الگوی سبک زندگی ما باشد.

متن زیر که قسمت دهم آن را در ادامه میخوانید، مروری است بر زندگی و زمانه امام شهید حضرت آیتالله خامنهای که پیش از این در کتاب «خون دلی که لعل شد» منتشر شده است.
جواهری شاعر
ادبیات معاصر عرب در مجموعه نتوانسته علاقهام را جلب کند چون در قسمتهایی از آن چیزهایی یافتهام که منافی ذائقه عربی و زبان عربی است. ویژه باید از سبک متاثر از سبک و محتوای ادبیات اروپایی یاد کنم، که نه ادبیات عربیست و نه ادبیات اروپایی بلکه چهرهای مسخ شدهای سالم و ذوق سلیمی آن را پس میزند. لذا در جستجوی آن ادبیاتی برآمدم که با زبان عربی لذت بخشی که با آن خو گرفتهام، سازگار بوده و زبان و سبک آن از اصالت برخوردار باشد.
من آثار نویسندگان و شعرای بزرگ معاصر مصری شامی و عراقی را خواندهام اما گمشده خود را از جمله در سرودههای محمد مهدی جواهری شاعر عراقی یافتم. جواهری به دلیل پرورش ادبی و دینی اصیل خود در خانوادهای معروف جواهری و محیط دینی و ادبی نجف زبان و بیان عربی اصیل دارد. کما اینکه توجه به رنجها و آرزوهای مردم و تاثیرپذیری از آن از ویژگیهای برجسته شعر اوست ویژگی دیگرش مواضع شجاعانه او در مقابله با حاکمان ستمگر است که به خاطر آن بارها بازداشت و زندانی شد.
وقتی دوست لبنانی ادیب و فاضلم مرحوم سید محمد جواد فضل الله از انقلابیگری و مواضع با اصالت جوهری برایم گفت به این شاعر بیشتر علاقمند شدم. او همچنین از قصیدهای که جواهری در برابر مرحوم محمد حسین کاشف الغطاع انشا کرده بود برایم گفت که این قصیده کاشف الغطاع را عمیقاً تکان داد و از آن پس از آن خوشش آمد زمام اختیار از کف داد و فریاد کشید به خدا قسم تو متنبی این عصری و جواهری بلافاصله پاسخ داد شیخنا متنبی شاعر سیف الدوله بود و من شاعر سیف الاسلامم که مقصودش از سیف الاسلام (شمشیر اسلام) همان خود کاشف الغطا بود.
از شما چه پنهان من هنگامی که برخی قصاید جواهری را خواندم گریستم، من در همان وقت در حاشیه صفحه کتاب ملاحظهام را نوشتم و از اینکه حقیقت رسالت انقلابی اسلام از فکر شاعر دور مانده به تعجب خود را ابراز داشتن ولی به راستی آیا این سخن شاعر درباره وعاظالسلاطین است که ماموریت تخدیر مردمان را به نام دین دارند؟ اگر مقصود او این واعظان بوده شایسته میبود که آنها را در سخن خود مشخص میکرد.
همچنین از جمله قصاید جواهری که مرا عمیقاً تکان داد «روز شهید» است. هرگاه شوق ادبیات معاصر عرب بر دلم میافتد دیوان جواهری را میگشایم و خود به تنهایی یا به همراه کسانی که علاقه به ادبیات عرب را در آنها سراغ دارند به خواندن اشعار او میپردازند شاعر و غربت او را به یاد میآورم و آرزو میکنم تا به میهن خود برگردد و ببیند چنانکه خواسته است سیاهی شب درازدامن از میهن رخت بر بسته است.
در سال ۱۳۷۱ کتابی از جواهری به دستم رسید با عنوان خاطرات من که آن را با شوق بسیار خواندم و با وجود تراکم کارها و اشتغالات آن را ظرف چند روز تمام کردم بسیاری از صفحات آن را حاشیه نویسی میکردم، گاه که میدیدم به رخدادی اشاره دارد به دیوان مراجعه میکردم تا ببینم آن رخداد را در شعر خود چگونه بیان کرده است.
بعداً شنیدم علاقمند است به اتفاق همسرش به زیارت امام رضا علیه السلام مشرف شود من از دوستانم خواستم تسهیلات لازم را برای زیارت آنها فراهم کنند اما همسرش پیش از آنکه به آرزوی خود برای زیارت ثامن الائمه برسد درگذشت.
البته دستور دادم به احترام خاندان جواهری و شاعر این خانواده مجلس فاتحین برای آن مرحومه در حرم رضوی برگزار شود. سپس فردی از دفترم برای تسلیت گویی به جواهری و دعوت او برای سفر به ایران اعزام شد وی بلافاصله دعوت را پذیرفت و رهسپار ایران گردید.
ما دوست داشتیم شاعر روزهایی را در سایه اسلام و انقلاب اسلامی به سر برد تا وجود امتیت و با عزت و عصیانگر علیه ستم و ستمگران را در تلاش برای تحقق پیروزی در عرصههای مختلف سازندگی را که آرزوی قلبیاش بوده به چشم خود ببیند. دوست داشتیم او اسلام را همچنان که آرزو میکرد زنده پویا پرحرکت و انقلابی ببیند، تا خاطرش بدان بیاساید و دلش در کنار آن آرام بگیرد، و بدین سان مسیر طولانی زندگی خود را به خوشی به پایان ببرد اما روح متلاطم و ناآرام و ملتهب شاعر که پیش از ۸۰ سال با یک زندگی پر خروش سرشار از کشاکش و درگیری و دشمنی و خصومت خو گرفته کجا میتواند آرام و قرار یابد و چگونه میتواند به آرامش برسد؟
او مدتی اینجا ماند با من دیدار کرد و نسبت به من و نظام جمهوری اسلامی ایران احساسات خوبی را ابراز داشت، نسخهای از کتاب زکریاتی را نیز به من هدیه کرد.
مقصودم از این یادآوری کوتاه از جواهری این بوده که گوشهای از عشق و علاقهام را نسبت به نوع خوب شعر معاصر عربی بیان کنم، امیدوارم این نوع شعر مسئولیت خود را در بیان صادقانه آرمانهای تودههای امت در جهت زندگی بهتر ادا کند.
منبع: خون دلی که لعل شد/ خاطرات حضرت آیتالله سید علی خامنهای از زندانها و تبعید دوران انقلاب اسلامی/گردآوری: محمدعلی آذرشب/ مترجم: محمدحسین باتمان غلیچ
انتهای پیام/ 161
